جمعه, ۱۶ مرداد , ۱۴۰۵
  • گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب 14 مرداد 1405

    در کنار خانواده ها
    گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب

    به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین 12 مرداد 1405

با دیدن عکست جان تازه گرفتم سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم 11 مرداد 1405

برای مادر اسماعیل پور محمدعلی بازکیایی مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم

تبریک سال نو و درد دل فاطمه رشیدی با پدرش مسیب رشیدی 24 اسفند 1400

تبریک سال نو و درد دل فاطمه رشیدی با پدرش مسیب رشیدی

پدرم سلام. پیشاپیش سال نو و عید نوروز سال 1401 را به شما تبریک می گویم. امیدوارم در صحت و سلامت کامل باشید . پدرجان من فاطمه دخترت هستم که نه تو مرا دیدی و نه من تو را دیدم. دست تقدیر باعث شد جدایی و فراق 40 ساله بین پدر ودختری صورت گیرد و […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت چهاردهم 23 اسفند 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت چهاردهم

قسمت قبلی این خاطرات تلخ و اندوهناک با نقل بخش هایی از سخنرانی اینجانب پایان یافت و اینک بار دیگر بر آنم که پاراگراف های دیگر از این متن را که در زمان خود بصورت وسیعی رسانه ای شد، نقل کنم: “همه ی ما میدانیم که این جوانان اسیر و کم اطلاع به این خاطر […]

برادر جان امیدوارم این نوروز آخرین نوروز جدایی مان باشد 23 اسفند 1400

برادر جان امیدوارم این نوروز آخرین نوروز جدایی مان باشد

خانم آمنه یوسفی گیلاکجانی در دیداری که در تاریخ 22 اسفند 1400 با مسئول انجمن نجات گیلان در دفتر انجمن داشت با تهیه پیامی تصویری از برادر اسیرش خواست که هر چه زودتر تصمیم به جدایی بگیرد تا در کنار خانواده باشد. ایشان ابراز امیدواری کرد که نوروز 1401 آخرین نوروزی باشد که محمد تقی […]

نامه ای به برادرم رضا بلالی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 22 اسفند 1400

نامه ای به برادرم رضا بلالی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

رضا جان سلام حالت چطور است. چند روزی به پایان سال 1400 باقی نمانده و وارد سال جدید می شویم. چندین سال گذشت و من همچنان از شما بی خبرم. نمی دانم در کمپی که هستی وضعیت روحی ات چگونه می گذرد. خبر دارم در کمپ محل زندگیت آزاد نیستی. اگر آزاد بودی تماسی با […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت سیزدهم 21 اسفند 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت سیزدهم

قسمت 12 این خاطرات به نحوه برگزاری یادبود فوت فاجعه بار یاسر در خانه های برادرانم در تهران اختصاص داشت. چند صباحی بعد مراسم یادبود دیگری در تبریز با حضور تعدادی از فامیلها از تهران، سراب و تبریز و با کمک انجمن نجات مرکز و تبریز برگزار شد و چون جنبه رسانه ای پیدا کرده […]

برادر برات ربیعی: از موقعیت خوبی که توسط دولت آلبانی ایجاد شده استفاده کن 21 اسفند 1400

برادر برات ربیعی: از موقعیت خوبی که توسط دولت آلبانی ایجاد شده استفاده کن

برادر چشم انتظار «برات ربیعی» گفت: برادر عزیز شرایط خوبی برای نجات تو از فرقه رجوی فراهم شده است، خودت را نجات بده و پیش خانواده برگرد. آقای ربیعی که سال ها در انتظار دیدار با برادر عزیز خود می باشد در یک پیام ویدیویی اظهار داشت: از دولت کشور آلبانی نهایت تشکر را داریم […]

نامه محمد جواد خلیلی فیجانی به فرشته خلیلی فیجانی در کمپ آلبانی 19 اسفند 1400

نامه محمد جواد خلیلی فیجانی به فرشته خلیلی فیجانی در کمپ آلبانی

سلام فرشته، عمو جان خوبی؟ هر موقع دلم برای شما تنگ می شود نامه ای برای شما ارسال می کنم که شاید نامه مرا ببینی و جواب مرا بدهی. من می دانم شما در کمپی در آلبانی زندگی می کنی و من نگران شما هستم. با کسانی زندگی می کنی که برادر مرا از من […]

نامه حسین مملوکی به برادرش جعفر مملوکی در کمپ مجاهدین در آلبانی 18 اسفند 1400

نامه حسین مملوکی به برادرش جعفر مملوکی در کمپ مجاهدین در آلبانی

جعفر جان سلام سال 1400 رو به اتمام است و خبری از شما نشد حتی تماسی با من نگرفتی که بدانم در چه وضعیتی هستی! من بیشتر نگران وضعیت جسمی شما هستم. خبر ندارم که بیماری شما مداوا می شود یا خیر؟! و از طرفی نمی دانم ویروس کرونا در کمپی که هستی در چه […]

نامه محمد سلامی به مریم نقدی در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی 18 اسفند 1400

نامه محمد سلامی به مریم نقدی در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

مریم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد. خیلی وقت است از شما خبری ندارم. نمی دانم به لحاظ جسمی سالم هستید یا خیر! تا به حال چند نامه برای رضا ارسال کردم اما جوابی از او نگرفتم. از وضعیت برادرم رضا هم خبری ندارم با خودم گفتم نامه ای برای شما بنویسم شاید جوابی از […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت دوازدهم 17 اسفند 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت دوازدهم

قسمت 11 این خاطرات به نحوه اعلام مصیبتی که بر اثر مرگ فجیع یاسر برای خانواده ما مستولی شده بود، اختصاص داشت و در آنجا توضیح دادم که این خبر دهشتناک توسط یکی از بستگان و در خانه برادرم سید مجتبی در تهران داده شد و چه شیونی برخاست. برادر زن و فرزندان این برادرم […]

نامه خانواده محمد جعفر نجفی به نخست وزیر آلبانی 17 اسفند 1400

نامه خانواده محمد جعفر نجفی به نخست وزیر آلبانی

آقای ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی با احترام به شما ما خانواده محمد جعفر نجفی هستیم. فرزند ما چندین سال است در سازمان مجاهدین است و در کشور شما آلبانی زندگی می کند. ما از وضعیت فرزندمان هیچ اطلاعی نداریم. سازمان مجاهدین به فرزند ما اجازه تماس با خانواده خود را نمی دهد. […]

نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی 15 اسفند 1400

نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی

امیدوارم حالت خوب باشد. خیلی وقت است خبری از شما ندارم و دلم برای شما تنگ شده است. نمی دانم در کمپ آلبانی در چه وضعیتی هستی! تمام خانواده نگران حال شما هستند. چرا با خانواده ات تماسی نمی گیری و آنها را از نگرانی در بیاوری؟! در بین خانواده فقط جای شما خالی است. […]

blank
blank
blank