یکشنبه, ۳ آبان , ۱۴۰۵
  • دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابراهیم حدادی 03 آبان 1405

    هرگز فریب نمی‌خوریم
    دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابراهیم حدادی

    روز چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵، اعضای انجمن نجات خوزستان به همراه اعضای کمیته بانوان مرتبط با این انجمن، با حضور در شهر آبادان، در منزل آقای رزاق حدادی، برادر ابراهیم حدادی از اعضای گرفتار در کمپ اشرف ۳، با خانواده وی دیدار کردند. پس از حضور اعضای انجمن در منزل آقای رزاق حدادی، وی به […]

نامه خانواده های استان مرکزی به ایلیرمتا رئیس جمهور آلبانی 06 اردیبهشت 1401

نامه خانواده های استان مرکزی به ایلیرمتا رئیس جمهور آلبانی

عالیجناب ایلیر متا ؛ رئیس جمهور محترم کشور آلبانی با سلام ما خانواده هایی هستیم که چندین سال فرزندان خود را ندیده ایم. فرزندان ما در سازمان مجاهدین خلق در کشور شما آلبانی زندگی می کنند. ما قبلا با شما نامه نگاری کردیم و در نامه های قبلی قید کردیم که هیچ اطلاعی از وضعیت […]

برادر رضا بلالی: رضا جان اسارت در فرقه رجوی حق تو نیست 04 اردیبهشت 1401

برادر رضا بلالی: رضا جان اسارت در فرقه رجوی حق تو نیست

رضا جان سلام. احوال شما چطور است؟ در ابتدا سال نو را به شما تبریک می گویم. رضا جان چندین سال است ما را ول کردی و از خانواده ات دور شدی و تا همین الان تماسی با خانواده ات نگرفتی! خبر دارم که وضعیت جسمی ات خوب نیست. نمی دانم الان در چه وضعیتی […]

گفتگو با جمشید تقی نژاد برادر سرباز اسیر رشید تقی نژاد 04 اردیبهشت 1401

گفتگو با جمشید تقی نژاد برادر سرباز اسیر رشید تقی نژاد

در یازدهمین روز از ماه مبارک رمضان انجمن نجات استان آذربایجان غربی میهمان جمشید تقی نژاد برادر رشید تقی نژاد گرفتار در فرقه رجوی بود. آقای تقی نژاد یک کارگاه ام دی اف سازی دارد که از آن طریق امرار معاش می کنند. رشید تقی نژاد در سال ۱۳۵۹ در جبهه نفت شهر در حالی […]

خاطره پدر بهمن عتیقی از اولین دیدار با فرزندش در پادگان اشرف – قسمت پایانی 01 اردیبهشت 1401

خاطره پدر بهمن عتیقی از اولین دیدار با فرزندش در پادگان اشرف – قسمت پایانی

پدر بهمن عتیقی در قسمت قبلی خاطرات خود گفت: شب وقتی چراغ ها را خاموش کرده بودند، آهسته از بهمن پرسیدم نمی خواهی با ما برگردی؟ که پاسخ داد شرایط طوری است که نمیشود با شما بیایم. انشاالله هر وقت شرایط مناسب شد به نزد شما باز خواهم گشت. *** در درب خروجی پادگان اشرف […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت بیست و سوم 01 اردیبهشت 1401

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت بیست و سوم

در قسمت بیست و دوم این سلسله یادداشت ها به مسائلی که ساعتی قبل از حضور برادرم در چند متری کانکس آمریکائی و مثلا ملاقات با من روی داد، اشاراتی کرده و اینک میخواهم به اصل مسئله و برخوردی که اتفاق افتاد بپردازم : این برخورد و این لذت معنوی حاصله در ساعات اولیه قبل […]

تقاضای خواهر داوود حیدریان از مقامات آلبانی 31 فروردین 1401

تقاضای خواهر داوود حیدریان از مقامات آلبانی

9 ساله بود که برادرش داوود حیدریان در جبهه جنگ میان ایران و عراق اسیر نیروهای بعثی می شود و برخلاف قوانین بین المللی به کمپ مجاهدین خلق منتقل می شود. از آن زمان تا کنون خانواده حیدریان هیچ گونه اطلاعی از وضعیت او ندارند. معصومه حیدریان در پیامی ویدئویی با ذکر این نکته که […]

خاطره پدر بهمن عتیقی از اولین دیدار با فرزندش در پادگان اشرف – قسمت دوم 31 فروردین 1401

خاطره پدر بهمن عتیقی از اولین دیدار با فرزندش در پادگان اشرف – قسمت دوم

در قسمت قبل خاطرات، پدر بهمن عتیقی گفت: حدود دو ساعت از حضور ما در سالن می گذشت ولی خبری از بهمن و دیگر نفرات نبود! و هر بار که سوال می کردیم می گفتند سر کار هستند و بعد می آیند. در همین فرصت آنها تلاش می کردند اطلاعاتی از آخرین وضعیت ایران بخصوص […]

تنها خواسته ام یک ملاقات ساده با فرزندانم است 31 فروردین 1401

تنها خواسته ام یک ملاقات ساده با فرزندانم است

مادر دردمندی 33 سال است که از دیدار فرزندان خود محروم است. خانم حمائل غنی زاده سه فرزند به نام های مهری سعادت، ناهید سعادت و محمود سعادت، دارد که سه دهه است موفق به ملاقات با آنها نشده است. سازمان مجاهدین خلق که اکنون اعضای خود را در اردوگاهی به نام مانز در استان […]

نامه ابوالفضل اشتری به برادرش حمید اشتری در کمپ آلبانی 31 فروردین 1401

نامه ابوالفضل اشتری به برادرش حمید اشتری در کمپ آلبانی

حمیدجان سلام . حالت چطور است؟ خیلی وقت است خبری از شما ندارم. چرا تماسی با خانواده ات نمی گیری؟ سال جدید را به شما تبریک می گویم. در سال جدید انتظار داشتیم تماسی با ما بگیری ولی خبری از شما نشد! اگر یادت باشد چقدر پدرمان با شما بحث می کرد و به شما […]

خاطره پدر بهمن عتیقی از اولین دیدار با فرزندش در اسارتگاه اشرف – قسمت اول 30 فروردین 1401

خاطره پدر بهمن عتیقی از اولین دیدار با فرزندش در اسارتگاه اشرف – قسمت اول

مدتی بود که بهمن به خانه نیامده بود. همه ما و بخصوص مادرش بشدت نگران شده بودیم. از اقوام و آشنایان پرس و جو کردیم بلکه ردی از او پیدا کنیم. ولی همه آنها اظهار بی اطلاعی می کردند. بهمن مدتی بود از اینکه بیکار شده است، شکایت داشت و چند بار تلویحا به ما […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت بیست و دوم 30 فروردین 1401

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت بیست و دوم

قسمت بیست و یکم این سلسله خاطرات، به مراجعه من به همراه مرحوم علی بشیری و دخترش نوشین که از نروژ آمده بودند به درب کمپ اشرف اختصاص داده شد. که به مرحوم علی بشیری ملاقاتی داده نشد. (توضیح: خانم راضیه خبازان (همسر علی و مادر نوشین) با مرد دیگری در داخل سازمان آشنا شده […]

حماسه به یاد ماندنی تحصن خانواده های اسیران اشرف در عراق – قسمت سوم 29 فروردین 1401

حماسه به یاد ماندنی تحصن خانواده های اسیران اشرف در عراق – قسمت سوم

در قسمت قبل گفت شد تحصن خانواده های اسیران اشرف مورد توجه بسیاری از رسانه های ایرانی و عراقی و بین المللی قرار گرفت. بسیاری از شبکه های تلویزیونی و خبرگزاری ها و مطبوعات با اعزام خبرنگار به محل تحصن به تهیه گزارش و پخش آن ها پرداختند. دیدار خانواده ها با جداشدگان از فرقه […]

blank
blank
blank