زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
لوموند: اعضای مجاهدین به موجوداتی بیاختیار تبدیل شدهاند
یک روزنامهی چاپ فرانسه نوشت: جان بولتون ـ سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل ـ و خوزه ماریا آزنار ـ نخستوزیر پیشین اسپانیا ـ دهها هزار یورو از سازمان مجاهدین خلق دریافت کردهاند. در این گزارش آمده است: نمیتوان باور کرد که چطور این فرقه مسلح راه را برای خود در اروپا هموار کرده است؟ چگونه این سازمان تروریستی که مسوول قتل غیرنظامیان در ایران و خارج از ایران است خود را تنها جایگزین دموکراتیک ایران میخواند و از روزنامههای فرانسوی برای راهپیماییهای خود بهره میبرد
فرقه رجوی و تمرین انزوا
گرفتاران در فرقه رجوی و «اشرفیان» مفلوک بیش از بیست سال و در برخی موارد سی سال است که دارند این زندگی را تمرین می کنند و رجوی با وقاحت تمامی می گوید که «کردیم و شد».راستی چه خوب می شد دست اندرکاران فرستادن افراد به فضا و کره مریخ می آمدند از فرقه رجوی می پرسیدند که آیا زندگی در انزوا برای انسانها امکانپذیر هست یا خیر؟ چون این فرقه سالهاست که زندگی در انزوا را روی افراد تمرین میکند آنهم نه زندگی در انزوا با استانداردهای جامعه. بلکه زندگی با انزوا با فشار مضاعف، زندگی در انزوا با فشار روحی با نشست های مکرر و بی پایان که روح و جسم انسان را خسته کرده و در هم میشکند.
میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت چهل و شش
موارد متعددی از مناسبات حاکم بر تشکیلات مخوف مجاهدین را دوستانی که نزدیک به دو دهه در عراق و در پایگاههای سازمان و یا اشرف بسر بردند به روشنی شرح دادند. فاکت های بیشماری را ارائه دادند مستنداتی که تعداد زیادی از جدا شدگان و کادرهای تشکیلاتی با سابقه مجاهدین به آن تاکید و تصریح میکنند در واقع درونمایه ی فاکت ها، مشاهدات و بیان خاطرات در رابطه با مناسبات مجاهدین و آنچه که در تشکیلات رهبر عقیدتی مجاهدین میگذرد سخت گزنده، آزاردهنده و تاسف انگیز است.
مجاهدین وخلاقیت دورویی!
سازمان دارای سیستم اخلاقی دوگانه بوده و همواره از اعضا خواسته درداخل تشکیلات ذره ای دروغ نگویند و در نشست های مغز شویی به همه چیز اعتراف کنند ودر همان حال همان افراد تشویق می شوند افراد عادی مستعد جذب را گول زده واز آنها سو استفاده نمایند. کلمه لیبرالیسم در تشکیلات عین دیدن شیطان بود ولی همین سازمان ودر راسش مریم عضدانلو در یکی از جلوه های بارز این اخلاقیات دوگانه با تمسک و تظاهر به ویژ گی های لیبرالیسم از جمله دمکراسی غربی و آزادی های اجتماعی و فردی، آزادی زنان، انتخابات آزاد و حتی فراتر از آن پذیرش حق تن فروشی برای زنان به یک فریب بین المللی دست می یازد.
سراب آزادی زنان در فرقۀ رجوی
هرچه زنان بی دست و پا تر و کم سوادتر بودند (و بیشتر در مقابل تمامی خطاها و استبداد تشکیلات سکوت کرده و خط مورد نظر رجوی را پیش می بردند و به مانند ابزاری در دستان تشکیلات بودند) در رده های بالاتر قرار می گرفتند!، و این تنها قانون حاکم بر تشکیلات زنان بود… همچنانکه هر چه بیشتر فحش می دادند و می توانستد با مردان دعوا کنند جایگاه بهتری پیدا می کردند و هر کس اعتراضی می کرد یا متوجه موضوعاتی می شد بلافاصله از سازمانکار خود برکنار و به قسمت های دفتری و ستادی منتقل می شد
چرا مجاهد خلق خود را نیش میزند؟
تجربه نشان داده است که گرایش و پایبندی به استفاده از سلاح، تنفر از دگراندیشان، در به کار گیری خشونت، در روابط درونی و بیرونی مجاهدین سمبلیزه شده و نقض حقوق انسانی را تشدید نموده است. این نقض میتواند از ایجاد تنفر و اعمال خشونت به مخالفین سیاسی،عقیدتی و یا نیش زدن به خویش شروع گردد. گویا که اتکاء به اسلحه و زندگی در انزوا، گوش آنها را برای برقراری گفتمان سالم و شنیدن هر نوع راه حل منطقی کر و چشمشانشان را برای دیدن و پیدا نمودن راه حل های دیپلماتیک کور کرده است.
مصادیق حلقه های کنترل ذهن یا شستشوی مغزی مجاهدین خلق
سازمان با انجام نشست های عملیات جاری بطور روزانه که درآن نفر می بایست موضوعات رسوخ یافته در فکرش را در دفتری کوچک یادداشت و شب با جمعبندی آنان، تبعات به اصطلاحات ضایعاتی اش را در تشکیلات تحلیل و با شرمندگی در جمع خوانده و علیه خودش بقول مجاهدین تیغ میکشید وخودش را اساسی ذلیل میکرد تا رشد یابد!!!. یا افکار ذهن اش در خصوص فشارهای جنسی و یا همسر و فرزندش اش را عینا مثل مورد قبلی عمل می نمود بطوریکه مردان تشکیلات، همسرانشان را در فاکت های نشست با عنوان عفریته مخاطب قرار می دادند
کند وکاوی در نمایش مسـئول اوّلی درسازمان مجاهدین
رهبریت ِسازمان نیز با دنباله روی از غرب این جریان ِفمینیستی ِخزنده را که از متن تفکرات فلسفی و ایدئولوژی غرب بر خاسته، با طرح ِسوژه های ِبه ظاهر حق مدارانه درباره زنان پیروی می نماید.از آن جا که اصول ِجهان بینی ِغربی، توسعه در رفاه و امور ِمادّی است، هدف ِفمینیست ها نیز ایجاد ِجامعه ای است که در آن تفاوت بر اساس ِجنسیت، جای ِخود را به تشابه بدهد تا آرمان ِبرابری و استفاده از رفاه ِمادی تحقق یابد.
جایگاه مسئول اول در فرقه مجاهدین ضد خلق
فرقه و تشکیلاتی با این مشخصات چگونه میتواند مدعی برگزاری آزادانه انتخابات درون تشکیلاتی و انتخاب مسئول اول سازمان باشد؟ مریم قجر عضدانلو با بیشرمی وصف ناپذیر مدعی است که انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین خلق از مظاهر دمکراتیسم درونی مجاهدین میباشد. وی در مراسم انتخاب مسئول اول جدید فرقه در پانزدهم شهریورماه سال جاری ادعا نمود که تکیه بر رهبری جمعی و رهبری مسئولیت پذیر و قابل انتقاد یکی از مشخصه های سازمان مجاهدین است.
گروه مجاهدین یک فرقه است
خطر سازمانهای سری بویژه وقتی جدی تر می شود که به دنبال اهدافی غیر قانونی وجنایتکارانه حتی موجودیت خود را هم مخفی نگه می دارند.یا اگر وجود سازمانی مخفی و اهداف کلی آن شناخته شده باشد. این سازمانها تاحد ممکن می کوشند اعضاء و یا اهداف سری کوتاه مدت خودرا مخفی نگه دارند.این موضوع بخصوص درموردگروههای سرسخت تروریستی که گهگاه با اقدامات تروریستی خود رعب و وحشت در دل جهانیان می اندازند، بهتر وبیشتر قابل لمس است.
بازی موش و گربه ای در انتخاب مسئول اولی سازمان
انتخاب مسئول اولی سازمان بی شباهت به کارتون تام و جری نیست که مسئولین سازمان دقیقا همان نقش هایی را بازی می کنند که آقای والت دیسنی به بازیگرهای کارتونی خودش می دهد که همیشه گربه به دنبال موش می باشد ظاهرا همین داستان هر دو سال یکبار در سالگرد تاسیس سازمان در اشرف اتفاق می افتد هر چند که تهیه کننده برنامه کارتونی تام و جری از تضاد ثابت موش و گربه با رنگ و لعاب های مختلف برای سرگرمی بچه ها استفاده می کند، رجوی هم با سناریوهای ثابت از این شیوه ها برای سرگرم کردن نفرات در اشرف استفاده می کند که حتی حرکات و سخنرانی و فریبکاری عناصر انتخاب شده در معرفی آنان در طول سالیان گذشته مشابه هم می باشد.
ادیان، در اردوگاه اشرف
مسعود رجوی دیکتاتور قرن حاضر(امام زمان مجاهدین)، بارها و بارها در نشست های درونی که برگزار میکردند، میگفت که ما فقط یک دین بیشتر نداریم و همه بایستی تابع آن باشند و هر چه که من میگویم، باید همان اجرا شود. و هر کسی که با این مسئله مخالفت میکرد و دین وی شیعه نبود، کاری میکردند که مجبور بشود تغیر دین بدهد و چیزی که مسعود رجوی میخواست آن را انجام بدهد.

