زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
پادگان مریم،مرکز جنایات مجاهدین در فرانسه
بنا بر شواهد و نیز افشای مناسبات درونی این تشکیلات ضدبشری توسط اعضای سابق این فرقه که بنده خویشتن نیز یکی از اعضای سابق آن میباشم، با کمال تأسف باید گفت که در درون این پایگاه رفتار بسیار وحشیانه و غیرانسانی با نیروهای تحت امر فرقه، توسط مسئولین ارشد آن صورت میپذیرد.
ماشین سازی! در پادگان های اشرف و اورسورواز
فرقه ها در عین کثرت، در عملکردهای بیرونی و درونی تماما از قانونمندیهای واحدی پیروی میکنند، مطابق با آخرین متدهای روانشناسانه، هویت فردی را سلب و هویت تشکیلاتی (فرقه ای) را به جای آن می نشنانند.مجاهدین تلاش دارند تا سکت بودن خود را با پنجه کشی به صورت این و آن نفی کنند! هم می خواهند منطبق بر قوانین فرقه ها عمل کرده و مناسبات را براساس آن تنظیم نمایند و هم توان پذیرفتن اینکه فرقه هستند را نداشته و آن را برچسبی بیش نمی دانند و آنوقت دائما شعار می دهند که نبایستی تناقضی حمل شود!
مصاحبه با آقای محسن عباسلو
مصاحبه کانون آوا با آقای محسن عباسلو پیرامون سوء استفاده سازمان مجاهدین از دمکراسی در فرانسه در جریان برگزاری جلسه” از اشرف تا اوور”
الگوی قرارگاه اشرف در فرانسه هم قابل اجرا است؟
اگر مجاهدین به یمن ظرف و امکان و فرصت قرارگاه اشرف موفق به تعمیق و نهادینه کردن مناسبات فرقه ای شدند، و در واقع مسبب و مقصر اصلی آن به نوعی صدام بود، به همین روال فردای فرضی دولت فرانسه نیز می تواند به نوعی در معرض چالش شکل دادن عامدانه یک فرقه سیاسی خطرناک در جوار دولت فرانسه باشد. با این تفاوت که شاید صدام هیچگاه متصور نبود که در کنار بده بستان سیاسی ای که با مجاهدین دارد، باعث و بانی شکل گیری یک فرقه خطرناک در کنار خودش است.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 28
در واقع مریم که الگو و نماد زنان تشکیلاتی مطرح می گردد خود پیرو و مرید مراد و قطب خویش مسعود است و بدینگونه به زنان قرارگاه اشرف طی القائات سیستماتیک و فرآیند پیچیده شستشوی ذهنی به افراد و زنان تشکیلاتی تلقین می کنند مسعود انسانی همانند سایرین نیست و بایستی از او اطاعت محض و کورکورانه کرد.
در اورسورواز چه خبر است؟
؛ آنها شهرک اورسواز در فرانسه را تبدیل به مقراصلی کنترل و هدایت فرقه ای خود کرده اند ؛ بیش از سی خط تلفن و اینترنت قوی ؛و خانه هایی در ردیف هم که دیوارهای بین آنها برداشته شده تا بشود آنها را تبدیل به سالن های تجمع ؛ خوابگاه و محل کار و نشست کرد،این محل حتی به سنگر و مخفیگاه نیز مجهز است ؛ جایی که مریم رجوی نیز در آن زندگی میکند ؛و هم از این محل است که کنترل فرقه را در دست دارد
اعترافات اعضای مجاهدین در اتاق ریکاوری سازمان
توسل به این شیوه ها ناخودآگاه روش های سنتی تر و عقب مانده تر دوران سیاه تسلط استالین بر حزب کمونیست شوروری را تداعی کند. دورانی که با تحمیل بی خوابی و شوک های ناشی از خستگی جسمی کم و بیش قربانیان را، در حالت نیمه هوشیاری ناشی از بی خوابی، هر چه می خواستند از زبان قربانیان بیرون می کشیدند. توسل مجاهدین به این شیوه مدرن کارکرد و مکانیزمی با همین سمت و سو و هدف را دنبال می کند. ظاهرا این روش ضمن تعطیل کردن سیستم دفاعی مغز، راه برای گفتمان سازی هدایت شده هموار می کند.
مجاهدین و چرخش به سمت اضمحلال
انتظار عده ای مبنی بر این که این فرقه به یک سازمان سیاسی تبدیل شود را انتظاری بدور از واقعیات میدانم. از ابتدا این سازمان بر اساس ایدئولژی و استراتژی غیر قابل تغیر بنیانگزاری شده است. این سازمان با عملکرد کشتن و یا کشته شدن بنا گذاشته شده و تا انتها هم خواهد رفت. بنیانگذاران این تشکیلات آن را بر اساس کار سیاسی پایه گذاری نکردند و ادامه دهندگان آنها هم این کار را نکرده و نخواهند کرد.
پادگان مریم رجوی از بیرون و از درون
پادگان مریم در حاشیه پاریس طی 27 سال گذشته بعنوان ستاد فرماندهی مجاهدین خلق عمل نموده و هم اکنون بمثابه قلعه ای محصور از منظر بیرونی و آزمایشگاهی برای ربات سازی در درون تشکیلات عمل می نماید. بنابراین این مقر طی پنج سال اقامت مسعود رجوی در فرانسه و همچنین طی 17 سال حضور وی تحت حاکمیت صدام حسین در عراق و حتی بعد از ناپدید شدن او نقش حیاتی در خط نظامی و فرقه ای مجاهدین ایفا نموده است.
تخلیه ذهنی در زمان ناهوشیاری توسط مجاهدین
خبرهای رسیده حاکی از این است که مجاهدین با توسل به یک شیوه کاملا ابداعی و البته سکرت اقدام به ذهن خوانی و تخلیه اطلاعات از اعضای خود در زمان ریکاوری می کنند. ریکاوری در اصطلاح به زمانی گفته می شود که افراد پس از انجام عمل جراحی برای بازیابی هوشیاری و حالت طبیعی باید آن را پشت سربگذارند. سیستم امنیتی و اطلاعاتی مجاهدین با استفاده از چنین موقعیتی با طرح سئوالات و مطالبی فرد را فعال و به این صورت ضمن تخلیه اطلاعاتی، از این اطلاعات برای تحلیل روانشناسانه فرد مذکور استفاده می کند.
نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ بندیک
اینجانب یکی از مسیحیان ایرانی هستم که بیست و یک سال از زندگی و جوانی خود را در بیابان های عراق تلف کردم. نه سال در اسارت نیروهای صدام حسین بوده ام و دوازده سال هم در اسارتگاه فرقه مجاهدین اسارت بدتر از قبل را تحمل کرده ام. این فرقه سازمان نما برای رسیدن به قدرت دست به عملیات تروریستی فراوانی زده و سابقه تروریستی آنان به دروران تآسیس سازمان مجاهدین در دوران شاه بر می گردد همان دورانی که در تهران ژنرال های آمریکائی را ترور می کردند و به عمل ننگین خود تا قبل از سقوط صدام حسین افتخار می کردند و برای اعمال شنیع خود نیز سرود می خواندند.
سریترین شگرد مغز شویی در فرقه رجوی
“رجوی” رهبر سادیست فرقهی قرون وسطایی مجاهدین، مانند تمامی رهبران فرقهها، بهمنظور تخلیه و کنترل نیروها، از تمامی ابزار و روشهای روانشناسانه و پزشکی (فیزیکی و متافیزیکی) بهره جسته است که بسیاری از آنها بهتدریج کشف و افشاء میگردد.در تاریخ فرقهها میخوانیم که بسیاری از آنان، مصرف مواد توهمزا بههنگام جلسات ِ سخنرانی قطب فرقه را تجویز میکرده و یا ساعات خاصی از شبانهروز را برای تلقین به افراد انتخاب مینمودند.

