وابستگی شناختی در ایدئولوژی بسته تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکلگیری ساختار بسته ایدئولوژیک
اینترنت در تشکیلات مجاهدین چرا اعضای مجاهدین اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟
برگرفته از کتاب فرقه های تروریستی و مخرب فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه نورنبرگ
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲۸
در واقع مریم که الگو و نماد زنان تشکیلاتی مطرح می گردد خود پیرو و مرید مراد و قطب خویش مسعود است و بدینگونه به زنان قرارگاه اشرف طی القائات سیستماتیک و فرآیند پیچیده شستشوی ذهنی به افراد و زنان تشکیلاتی تلقین می کنند مسعود انسانی همانند سایرین نیست و بایستی از او اطاعت محض و کورکورانه کرد.
در اورسورواز چه خبر است؟
؛ آنها شهرک اورسواز در فرانسه را تبدیل به مقراصلی کنترل و هدایت فرقه ای خود کرده اند ؛ بیش از سی خط تلفن و اینترنت قوی ؛و خانه هایی در ردیف هم که دیوارهای بین آنها برداشته شده تا بشود آنها را تبدیل به سالن های تجمع ؛ خوابگاه و محل کار و نشست کرد،این محل حتی به سنگر و مخفیگاه نیز مجهز است ؛ جایی که مریم رجوی نیز در آن زندگی میکند ؛و هم از این محل است که کنترل فرقه را در دست دارد
اعترافات اعضای مجاهدین در اتاق ریکاوری سازمان
توسل به این شیوه ها ناخودآگاه روش های سنتی تر و عقب مانده تر دوران سیاه تسلط استالین بر حزب کمونیست شوروری را تداعی کند. دورانی که با تحمیل بی خوابی و شوک های ناشی از خستگی جسمی کم و بیش قربانیان را، در حالت نیمه هوشیاری ناشی از بی خوابی، هر چه می خواستند از زبان قربانیان بیرون می کشیدند. توسل مجاهدین به این شیوه مدرن کارکرد و مکانیزمی با همین سمت و سو و هدف را دنبال می کند. ظاهرا این روش ضمن تعطیل کردن سیستم دفاعی مغز، راه برای گفتمان سازی هدایت شده هموار می کند.
مجاهدین و چرخش به سمت اضمحلال
انتظار عده ای مبنی بر این که این فرقه به یک سازمان سیاسی تبدیل شود را انتظاری بدور از واقعیات میدانم. از ابتدا این سازمان بر اساس ایدئولژی و استراتژی غیر قابل تغیر بنیانگزاری شده است. این سازمان با عملکرد کشتن و یا کشته شدن بنا گذاشته شده و تا انتها هم خواهد رفت. بنیانگذاران این تشکیلات آن را بر اساس کار سیاسی پایه گذاری نکردند و ادامه دهندگان آنها هم این کار را نکرده و نخواهند کرد.
پادگان مریم رجوی از بیرون و از درون
پادگان مریم در حاشیه پاریس طی 27 سال گذشته بعنوان ستاد فرماندهی مجاهدین خلق عمل نموده و هم اکنون بمثابه قلعه ای محصور از منظر بیرونی و آزمایشگاهی برای ربات سازی در درون تشکیلات عمل می نماید. بنابراین این مقر طی پنج سال اقامت مسعود رجوی در فرانسه و همچنین طی 17 سال حضور وی تحت حاکمیت صدام حسین در عراق و حتی بعد از ناپدید شدن او نقش حیاتی در خط نظامی و فرقه ای مجاهدین ایفا نموده است.
تخلیه ذهنی در زمان ناهوشیاری توسط مجاهدین
خبرهای رسیده حاکی از این است که مجاهدین با توسل به یک شیوه کاملا ابداعی و البته سکرت اقدام به ذهن خوانی و تخلیه اطلاعات از اعضای خود در زمان ریکاوری می کنند. ریکاوری در اصطلاح به زمانی گفته می شود که افراد پس از انجام عمل جراحی برای بازیابی هوشیاری و حالت طبیعی باید آن را پشت سربگذارند. سیستم امنیتی و اطلاعاتی مجاهدین با استفاده از چنین موقعیتی با طرح سئوالات و مطالبی فرد را فعال و به این صورت ضمن تخلیه اطلاعاتی، از این اطلاعات برای تحلیل روانشناسانه فرد مذکور استفاده می کند.
نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ بندیک
اینجانب یکی از مسیحیان ایرانی هستم که بیست و یک سال از زندگی و جوانی خود را در بیابان های عراق تلف کردم. نه سال در اسارت نیروهای صدام حسین بوده ام و دوازده سال هم در اسارتگاه فرقه مجاهدین اسارت بدتر از قبل را تحمل کرده ام. این فرقه سازمان نما برای رسیدن به قدرت دست به عملیات تروریستی فراوانی زده و سابقه تروریستی آنان به دروران تآسیس سازمان مجاهدین در دوران شاه بر می گردد همان دورانی که در تهران ژنرال های آمریکائی را ترور می کردند و به عمل ننگین خود تا قبل از سقوط صدام حسین افتخار می کردند و برای اعمال شنیع خود نیز سرود می خواندند.
سریترین شگرد مغز شویی در فرقه رجوی
“رجوی” رهبر سادیست فرقهی قرون وسطایی مجاهدین، مانند تمامی رهبران فرقهها، بهمنظور تخلیه و کنترل نیروها، از تمامی ابزار و روشهای روانشناسانه و پزشکی (فیزیکی و متافیزیکی) بهره جسته است که بسیاری از آنها بهتدریج کشف و افشاء میگردد.در تاریخ فرقهها میخوانیم که بسیاری از آنان، مصرف مواد توهمزا بههنگام جلسات ِ سخنرانی قطب فرقه را تجویز میکرده و یا ساعات خاصی از شبانهروز را برای تلقین به افراد انتخاب مینمودند.
زن ستیزی درفرقه رجوی
فرقه رجوی که وجود خانواده ها رابعلت وجود احساسات وعواطف سد راه سرکوبگری های خود می داند بنابه یک نقشه ضدانسانی ورذیلانه تحت نام انقلاب ایدئولوژیک! زن وشوهرها را درابتدا مجبور به طلاق وجدایی از هم نموده ودرراستای همین تئوری زنان جداشده را جزو اموال سرکرده فرقه منظور می نماید و به کلامی دیگر سرکرده فرقه صدها زن اسیر را با دستور تشکیلاتی تحت نام گذر ازانقلاب مسعود ومریم بعد از جدایی مجبور می نماید تا خود را دردرجه اول ازجهت ذهنی ودردرجه بعد ازجهت فیزیکی دراختیارسرکرده فرقه قراردهند!
در فرقه رجوی هیچ فرزندی نباید متولد شود
اگر زنان فرقه رجوی فرزندی بدنیا بیاورند دودمان فرقه را ویران خواهد کرد پس بنابراین فرزند انسانی حق حیات و تولد ندارد پس طبق دستور سریح رهبر فرقه باید نابود شوند. ماحصل این خطوط ایدئولوژیک افرادی خواهند بود مکانیکی و فاقد کوچکترین احساس و عاطفه و محبت و عشق و پرنسیبهای انسانی، و فقط میکشند، شکنجه میکنند، جاسوسی میکنند، ترور میکنند درندگی و توحش ضد انسانی میکنند!
عقیم سازی در مجاهدین، از منظر حقوقی و فرقه ای
پدیده مقطوع النسل کردن چه در شکل مدرن آن یعنی اختگی ذهنی و یا در تازه ترین روش آن یعنی فیزیولوژیک صرفنظر از کمیت و نوعیت آن پدیده ای است که مجاهدین یکسره از فرقه باطنیه عاریه گرفته اند. و نکته جالب توجه اینکه رهبری مجاهدین درست برای توجیه چنین اقدامی به توجیهاتی متوسل می شود که دقیقا معادل آن را می توان از زبان تئوریسین های باطنیه بازخوانی کرد.
خارج کردن رحم، دستاورد تازه برای زنان مجاهدین
به نظر می رسد انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین خلق، پی آمدها و دستاوردهای اش کماکان به تمامی به بیرون از مناسبات درز نکرده است. اظهارات نسرین ابراهیمی مبنی بر خارج کردن رحم زنان عضو سازمان در نوع خود یکی از نادرترین ستم های درون تشکیلاتی است که تا کنون بیرونی و افشاء شده بود.

