زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
تهدید فرقه به سوزاندن و کشتار اعضای رده پایین
در سایت وابسته به فرقه ی رجوی مطلبی درج شده بود که بد نیست مورد بررسی و تامل بیشتر قرار بگیرد. لازم به توضیح است که در فرقه ی رجوی اعضا خودشان اختیار و اجازه نوشتن ندارند و تنها بزرگترهایشان برایشان می نویسند.
گروگانگیری جدید
این گروه تروریستی که ازسالیان پیش در پی ناکامی های پی درپی که در زمینه «استراتژی جنگ مسلحانه» متحمل شد برای جلوگیری از فرار نیروها به سرعت دست به کار شد و این سازمان سیاسی را به یک فرقه مخوف تبدیل کرد و در سایه آن تمامی اعضاء خود را در حصاری تنگ به نام «کمپ اشرف» به گروگان گرفت.
ارتفاع پست، سازمان مجاهدین بزنگاه زندگی
این دستگاه فکری که ظاهرا در مناسبات بیرونی اش داعیه نوع دوستی، آزادی خواهی، عدالت طلبی، انسان گرایی و ستایش زندگی و آرمان گرایی دارد، اما در مناسبات درونی در تقابل دائم و پیوسته با ذات زندگی و مکانیزم های شکل دهنده آن عمل می کند. و جالب تر اینکه برای توجیه و تئوریزه کردن موجودیت خود به تناسب شرایط و اقتضای پیشرفت های تاریخی در زمینه نظری و علمی، می کوشد خود را همسویی با این تحولات نشان بدهد.
مینا
از مامان مریم برایم می گفت. اما 1 روز تمام برایش اشک ریختم وقتی فهمیدم که او مامان مریمش را هرگز ندیده است و اکنون 10 سال است که برایش اشک می ریزم چرا که او حتی مفهوم مادر را نمی دانست و گمان می برد و به یقینش رسانده بودند که فقط مریم مادرش است! سال های دوستی با او برایم پر از حیرت بود و پر از چیزهایی هرگز نادیده آن روزها در دنیای کودکی ام گمان می بردم او از سیاره ای دیگر می آید.
شباهت بین مجاهدین با گروه های فرقه ای دیگر
ابراهیم خدابنده، عضو سابق گروه مجاهدین خلق در گفتگو با پرس تی وی گفت فرقه ها سعی می کنند بدون اینکه افراد متوجه شوند آنان را شستشوی مغزی دهند و مطیع سازند. وی گفت من تنها هنگامی که گروه مجاهدین را ترک کردم فهمیدم که این فرقه مرا مغزشویی کرده است. به گفته خدابنده، این گروه تلاش می کند خود را نزد افکار عمومی غرب گروهی دموکراتیک، طرفدار حقوق زنان، و سکولار معرفی نماید اما حقیقت ماجرا کاملاً عکس این ادعاها ست.
وقتی عشق و عاطفه به مسلخ کشیده می شود – قسمت دوم
جدائی زن و مرد در واقع پس از یکدوره کوتاه و بعد از عملیات فروغ رسما به اجرا گذاشته شد. و در پی آن” خانواده بازی” تعطیل شد. عشق و ازدواج و رابطه احساسی هم نشانه بارز لیبرالیسم و بریدگی خوانده شد و مخلفین هم به میز محاکمه کشیده شدند و قرار شد که مانند همیشه و جدی تر فقط عاشق رهبری شده و به او عشق بورزند.
مجاهدین فرقه ای
مجاهدین فرقه ای
وقتی عشق و عاطفه به مسلخ کشیده می شود
مگه میشه عشق و احساس و انگیزه های عاطفی و جنسی را با صلواه و شعارهای توخالی بیست و چند سال سرکوب کرد؟ احساس گرسنگی و انگیزه های جنسی و عاطفی از درون انسان می جوشد و باید پاسخ درست و منطقی به آن داد. سرکوب این غرایض از مردان و زنان انسانهائی غیرطبیعی می سازد که تعادل روانی خویش را حتی پس از ورود به جامعه آزاد بسختی بدست خواهند آورد.
سازمانی که فرقه شد
سازمان رابطه رجوی و اعضا را همچون «کوهنورد» و «راهنما» میدانست و اعتقاد داشت که برای دوری از آنارشیسم و لیبرالیسم اعضا میبایست از مرکزیت تبعیت محض داشته باشند. لذا در تبیین نسبت بین مرکزیت و دموکراسی، سازمان تصریح میکرد که «تقدم با مرکزیت» است.
سفرهای تابستانی به ایران
مطلع شدیم که سازمان آقای منوچهر هزارخانی عضو شورای ملی مقاومت را، البته برای تنبیه تشکیلاتی و از سر بدر کردن فکر سفر به ایران، به قرارگاه اشرف برده است تا بقول سازمانی ها رطوبت ناشی از زندگی در غرب در بدنش خشک شود و هوس ایران رفتن به سرش نزند. همچنین به طرق دیگر هم متوجه شدیم که البته سازمان این تنبیه را برای هر یک از اعضای شورا یا هواداران فعال که نغمه ایران رفتن سر بدهد اعمال مینماید
قمار روی زندگی دیگران
به خود اجازه دادم که به عملیات نیز شک کنم وقتی دیدم که شعارها تغییر کرد و همه به جای آرمان و اهداف اصلی باید رجوی را ستایش می کردند و به تملق و چاپلوسی او می پرداختند. من اصلا به عملیات شهری و مرزی و.. نیز شک کردم من می دیدم که تمامی افراد چون من صداقت دارند اما رهبران ما از این احساسات سوء استفاده می کردند
مفهوم”تغییر” در دیدگاه فرقه ها و سازمان مجاهدین خلق
در این مقطع تلاش های سازمانی معطوف به القاء این معنی است که زندگی یک فرد مبارز از اساس و بنیان با مردم کیفا متفاوت است. این تفاوت ها را کلید واژه و بار معنایی واژه مبارز حرفه ای تعریف و تبیین می کند. بنابراین انجام هر کنش چه در چارچوب اقدامات رادیکالیستی یا قواعد کلی انقلاب، یا اقدامات تروریستی پیش از هر چیز مستلزم تعمیق این تغییرات و متقاعد شدن فکری، روحی و روانی و البته ایدئولوژیکی به کنش و اقدامی است که از منظر عرف و قانون چندان توجیه پذیر و معقول به نظر نمی آیند.

