جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

جعفر ابراهیمی: روز تولدم را با اعلام جدایی رسمی از فرقه رجوی آغاز کردم 08 اسفند 1389

جعفر ابراهیمی: روز تولدم را با اعلام جدایی رسمی از فرقه رجوی آغاز کردم

من جعفر ابراهیمی از سال 1379به دام فرقه رجوی افتادم و الان با معجزه ای باور نکردنی به تولدی جدیدی دست یافتم. دنیای عجیبی است روزی که با این فرقه آشنا شدم احساس می کردم انگار تازه متولد شده ام چون فکر می کردم در راهی قدم گذاشته ام که آرزوی هر انسان آزادی خواهی است راهی که همه چیزم از جمله عواطف خانوادگی و روحم وجسمم و دار و ندار و عمرم را برای آن گذاشتم اما ای کاش اینها را فقط در خواب میدیدم چون فقط رویای من بود و حقیقت چیز دیگری بود.

میزگرد بررسی راهکارهای کمک به قربانیان فرقه رجوی درعراق 07 اسفند 1389

میزگرد بررسی راهکارهای کمک به قربانیان فرقه رجوی درعراق

فرار افراد طی یکسال گذشته از حصار فرقه ای رجوی بطور ویژه مورد بحث و بررسی قرار گرفت و افراد حاضر در میزگرد این اقدامات جسورانه را به مثابه پیش زمینه های فروپاشی کامل دیوارهای جهل الموتی رجوی ارزیابی کردند،و البته با تاکید موکد بر این نکته که فقط با در نظر گرفتن نقش تعین کننده خانواده ها در زیر گوش رجوی فرار معنی پیدا میکند زیرا حضورپایدار، مستمر وگسترده خانواده ها در پشت درب پادگان رجوی است که موجب قلیان عواطف، امید و اعتماد بنفس،و نهایتا انگیزه خروج حتی به قیمت مرگ در بین افراد معترض از فرقه میشود.

اعلام جدائی رسمی اقای سعید ناصری از فرقه رجوی 07 اسفند 1389

اعلام جدائی رسمی اقای سعید ناصری از فرقه رجوی

من این شرایط را دیدم هر چند که ناراضی بودم ولی مجبور بودم که در اشرف بمانم و تمام سختی ها را تحمل بکنم تا اینکه ببینم چی میشود در نهایت با گذشت چهارده پانزده سال اینجوری سپری شد و این جوانی بنده بود که مثل باد و برق رفت تا اینکه بعد از سرنگونی دولت صدام حسین فرصتی پیش امد که از اشرف فرار بکنم و خودم را نزد نیروهای عراقی برسانم و زندگی جدیدی را اغاز بکنم

اعلام جدائی رسمی اقای همایون کهزادی از فرقه رجوی 04 اسفند 1389

اعلام جدائی رسمی اقای همایون کهزادی از فرقه رجوی

مجاهدین نمیگذارند کسی از سازمان خارج شود چه با زور چه با جداکردن از مناسبات اما بعد از سرنگونی دولت صدام دولت جدید عراق یکسری مصاحبه گذاشت ومن هم از فرصت استفاده کردم و به نماینده دولت عراق گفتم که خواهان خروج از سازمان هستم و توانستم جان سالم به در بردم والان میخواهم بگویم که فریبی که ما ها خوردیم کسی دیگر نخورد زیرا با تبلیغاتی که همه اش دروغ است هر کسی را فریب میدهند.

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت یازده 04 اسفند 1389

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت یازده

مسئولینی که قبلا پیش رهبر عقیدتی کاملا توجیه شده بودند فضائی پدید آوردند که یکدفعه متوجه شدیم همان مبارزان و قهرمانان و گوهران بی بدیل زمان تبدیل شدند به افرادی بی شرف، بی ناموس، بی همه چیز، آشغال و هزار و یک فحاشی دیگر که نصیب شان شد. اینها همان اعضای سازمان هستند که به خاطر حرف مریم در نشست متقاعد شده اند صادقانه یا فریبکارانه اعتراف کنند و حال میبایست به بدترین شکل تحقیر و له شوند.

مصاحبه آقای مهدی خوشحال با خانم بتول ملکی در مورد سرنوشت مجاهدین 01 اسفند 1389

مصاحبه آقای مهدی خوشحال با خانم بتول ملکی در مورد سرنوشت مجاهدین

از آنجایی که سازمان و خود رجوی میدانند که به محض دیدار خانواده ها با فرزندانشان ریزش نیرو به طور وسیعی صورت خواهد گرفت بنابراین با هر روش از جمله تهمت زدن به خانواده ها اینکه اینها ازعوامل رژیم هستند و محصور کردن فرزندانشان در پادگان اشرف مانع این دیدار می شوند. حتی با این خانواده ها که اکثرآنها افراد مسن هستند بوسیله حمله های فیزیکی می خواهند مانع حضور آنها بشوند.

اعلام جدایی رسمی آقای کریم غلامی از فرقه مجاهدین – قسمت سوم 25 بهمن 1389

اعلام جدایی رسمی آقای کریم غلامی از فرقه مجاهدین – قسمت سوم

ازشون میخوام بیان بیرون فقط یک اراده کوچک یک تصمیم یک لحظه آقا این همشون میدونند که این راه غلطه اونجا غلطه سازمان حرفاش غلطه ولی یک اراده کوچک بکنند میان بیرون و گذشته از این میخوام باز ابراز همدردی بکنم نسبت به خانواده ها و هموطنان عزیزی که توی ضلع شمالی شرقی و غربی که شما گفتید که اونجا تحصن و میخوان عزیزانشان را ببینند باهاشون ابراز همدردی میکنم بهشون قوت قلب میدم ازشون میخوام که پایداریشون رو حفظ کنند

گفتگو با آقای جابر مجدمیان عضو جدا شده ی مجاهدین – قسمت سوم 18 بهمن 1389

گفتگو با آقای جابر مجدمیان عضو جدا شده ی مجاهدین – قسمت سوم

نشست در ساعت سه بعداز ظهر شروع شد همه افراد قرارگاه اشرف بدون استثناء در سالن اجتماعات جمع شدند پس از لحظاتی ناگهان برخی از افراد حاضردر سالن از جای خود بلند شده و کف زدند با صدای بلند شعار دادند در این حین متوجه شدم مژگان پارسایی و صدیقه حسینی از درب سالن وارد شدند به روی سن رفته در جایگاه مخصوص خود نشستند. موضوع نشست در باره”طعمه” و” بریده” بود. علت برگزاری نشست نیز فرارتعدادی از افراد (در حدود پانزده نفر) در دو یا سه روز قبل از نشست بود.

اعلام جدایی رسمی آقای کریم غلامی از فرقه مجاهدین – قسمت دوم 14 بهمن 1389

اعلام جدایی رسمی آقای کریم غلامی از فرقه مجاهدین – قسمت دوم

کریم غلامی: مثل من پایش شکست در اثر زمین خوردن او هم مجروح جنگی بود او هم از ناحیه نخاع اصابت کرده بود فلج شده بود پایش شکست بعد همآنجا توسط بیمارستان داخل اشرف عملش کردند و این پایش بشدت عفونت کرد و به این موضوع مثل مال من رسیدگی نشد و این عفونت پایش به خونش منتقل شد و آنقدر وضعیتش حاد شده بود که بردنش زیر عمل که زیر عمل متاسفانه فوت کرد که این موضوع را گفتید واقعا موضوع واقعا خاطره دردناکی که بود.

آقای جلیل عبدی (علی) موفق شد با خانواده اش در ایران ارتباط برقرار نماید 11 بهمن 1389

آقای جلیل عبدی (علی) موفق شد با خانواده اش در ایران ارتباط برقرار نماید

پس از اطلاع رسانی نسبت به خروج آقای جلیل عبدی (علی) از پادگان اشرف توسط سحر، نجات، ایران اینترلینک و سایر سایتها، موفق شدیم شماره تلفن برادران و خواهران وی را در ایران بدست آورده و در اختیارش قرار دهیم. او از شادی در پوست خود نمی گنجید. جلیل در حالیکه معلوم نبود گریه می کند یا می خندد می گفت:”خانواده ام با من ترکی صحبت می کردند و از آنجائیکه صحبت کردن به زبانی غیر از فارسی در سازمان ممنوع است زبان مادریم را هم فراموش کرده بودم

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت دهم 10 بهمن 1389

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت دهم

قرعه کشی شروع می شود البته در قرعه کشی اسامی تمامی نفراتی که بعد از عملیات موسوم به فروغ به سازمان پیوسته اند، بیرون آمد. سناریو این بود که بچه ها بیائید پیام رهبری را درک کنیم می خواهیم عملیات های نامنظم را شدت ببخشیم هر کس تقاضای شرکت در عملیات دارد گزارش درخواست بنویسد ما رسیدگی می کنیم. بعد از پیام مسئولین بالا و در نهایت سخنان مریم، بچه ها اسم نویسی می کنند اما نفراتی که از قبل انتخاب شده بودند جمع آوری شدند. یکسری از بچه های همه جا بی خبر نیز مات و گیج بودند که وای چرا ما ماندیم لابد روی ما حساب نمی شود و…؟

هفتمین پیام صوتی خانم بتول سلطانی خطاب به خانواده ها 09 بهمن 1389

هفتمین پیام صوتی خانم بتول سلطانی خطاب به خانواده ها

مسعود رجوی و رهبر فرقه مجاهدین خلق درروز 5 بهمن 1389 یک بیانیه تهدیدآمیز همراه با توهین و دشنام فرمان داد که ما حمله و چنین و چنان می کنیم بعد هم در یک اقدام مزبوحانه وسمت وسو دار و در اوج استیصال از مقاومت خانواده ها برای آزادی باقیمانده گروگانها در پادگان اشرف با ماجراجوئی و بیرون ریختن افراد اسیر در خیابانها قرارگاه و دادن شعارهای دیکته شده رجوی اقدام به تظاهرات و ایجاد فضای خشونت و درگیری با نظامیان محافظت قرارگاه کرده اند

blank
blank
blank