دوشنبه, ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵
  • گوهران بی بدیل یا کارتون خواب های معتاد؟ 03 شهریور 1405

    دروغگویی مجاهدین
    گوهران بی بدیل یا کارتون خواب های معتاد؟

    تشکیلات موسوم به مجاهدین خلق بخاطر ماهیت دوگانه و تناقضات شکل با محتوا بدرستی از طرف مردم ایران به “گروهک منافقین” معروف شده است. من بعد از 5 سال حضور در تشکیلات این گروه در پادگان اشرف در سال 82 که از این تشکیلات جدا و به کمپ ارتش آمریکا موسوم به تیف در اطراف […]

نامه سرگشاده آقای جمشید تفرشی به هفته نامه ساندی هرالد 04 بهمن 1385

نامه سرگشاده آقای جمشید تفرشی به هفته نامه ساندی هرالد

سازمان تروریستی مجاهدین خلق، که در لیست تروریستی کشورهای ایالات متحده امریکا، بریتانیا، پارلمان اروپا و کانادا و بقیه جهان آزاد است گزارشی از این هفته نامه (که ظاهرا بصورت آگهی بوده) در قسمت خبرماهواره ای پخش و سپس متن آنرا در سایت رسمی خود قرار داده است. در این گزارش فرقه تروریستی رجوی، مطالب سراسر کذب و تهمت های ناروائی را به بنده نسبت داده است که خواهشمندم طبق قانون مطبوعات جوابیه و اعتراض مرا در همان ستون و به همان اندازه چاپ نمایید. در غیر اینصورت از حق قانونی خود استفاده کرده و از آن هفته نامه، به جهت نشر اکاذیب آنهم از قول یک سازمان تروریستی،به مراجع ذیصلاح انگلستان شکایت خواهم کرد.

نامه خانم الهه به اعضای شورای ضد مردمی رجوی 03 بهمن 1385

نامه خانم الهه به اعضای شورای ضد مردمی رجوی

در یکی از سایت های متعلق به سازمان مجاهدین خلق در یک مقاله بدون تاریخ به قلم شهره فرهودی مطالبی در خصوص خانم فریبا هشترودی عضو سابق شورای ملی مقاومت آمده بود؛ تا جایی که به خانم هشترودی بر میگردد لابد خودشان اگر بخواهند جواب مناسب خواهند داد. اما در ادامه همین مطلب اشاره ای هم به من شده است که:”… در ضمن که الهه فقط یک خواننده بود و نه ادعای روشنفکر بودن داشت و نه فمینیست بودن. یک زن خیلی عادی که اصلا سیاسی نبود و مساله اش فقط پول بود و برایش فرق نمی کرد کجا آواز بخواند و برای چه کسانی، یعنی فرق ملاها را با اضداد آنها زیاد تشخیص نمی داد.”

چه کسانی به خانم هشترودی بد گفتند و چرا 30 دی 1385

چه کسانی به خانم هشترودی بد گفتند و چرا

سعی میکنم با ذکر مثال و مثل, هویت و شخصیت و دلیل نوشتن مقالات افرادی که علیه خانم هشترودی موضع گیری کردند را بنویسم , البته یک دلیل عمده وجود دارد که همه باید بنویسند و این اجباری است و برای خود این افراد لازم است که با موضعگیری مرز بندی خودشان را مشخص کنند وگرنه هر چه دیدند از چشم خودشان دیدند ؛ این دلیل اصلی اما بعضی ها جلو جلو دویدند و نوشتند و بعضی ها هنوز دارند مقاومت میکنند , قصدم بیشتر نشان دادن ماهیت آنهاست که دویدند.

سفری غیرمترقبه و به هم ریختگی پایگاه اور 30 دی 1385

سفری غیرمترقبه و به هم ریختگی پایگاه اور

مسافرت خانم هشترودی به ایران و دیدار ایشان با نمایندگان کانون هابیلیان و آقای ابراهیم خدابنده، باعث به هم ریختگی بسیاری از اعضا و کادرهای مجاهدین در فرانسه شده است. افراد نزدیک به مجاهدین از سرخوردگی فوق‎العاده‎ی اعضای این گروه و به‎خصوص اعضای شورا خبر می‎دهند. دلیل این همه داد و بی‎داد اعضای ریز و درشت مجاهدین و فرافکنی پیرامون این مسافرت که اکنون آن‎ها به‎صورت سلسله‎وار مأمور به موضع‎گیری علیه خانم هشترودی شده‎اند نیز به همین موضوع برمی‎گردد. در ماه‎های اخیر، ریزش نیرو و جدا شدن تعداد زیادی از هواداران تشکیلاتی و سمپات‎های قدیمی و همینطور چند تن از اعضای مجاهدین و خارج شدن آنها از اور، موضوع روی میز مریم رجوی بوده است.

اسمرالدا و هو چی هایش 28 دی 1385

اسمرالدا و هو چی هایش

نقص و ناکامی های جنسی و عضوی به هیچوجه نمی تواند ملامتگر مبتلایان باشد ولی در دنیای تمثیل می تواند اشارتی به حقایق گردد. مامور معلوم الحال رجوی ها که از زمان های دور، دو دوره حکومت های متضاد در ایران هم شاه و هم حکومت کنونی ایران، کارمند سفارت ایران بوده است و چون بخت مرادش نبود و از هر دو دور « اوت » گردید دست بدامان ژنده وپاره ی « اسمرالدا » ی عصر حاضر شد مگر رویای دیپلمات بودن! را دمی چند « کش » دهد. باری می توان طرف مربوطه را « گوژپشت » سیاسی خواند که پشتش از فرط سنگینی اعمال، بسیار خمیده و « گوژ» گشت.

خانم فرهودی و فحاشی هایش 28 دی 1385

خانم فرهودی و فحاشی هایش

چندی است که خانمی به نام شهره با ادبیاتی مستهجن و فحاشی از طرف سازمان مجاهدین مسئولیت نوشتن مقاله علیه جداشده ها را به عهده گرفته است , ابتدا علیه خانم هشترودی و اینبار علیه خانم میترا یوسفی قلم فرسایی نموده که گویی ایشان مسئولیت فحاشی علیه زنان جداشده از شورا و سازمان را دارد , و چه خوب کار در سازمان تخصصی شده است.

به بهانه ی سوز و گداز از خروج هشترودی 25 دی 1385

به بهانه ی سوز و گداز از خروج هشترودی

وی که مطالعات تاریخی در خصوص روشهای هیتلر داشته است و گویا همانند یهودیان صهیونیسم بلاهای زیادی را از جانب هیتلر تحمل کرده است در یک دور باطل و در قالب سکانسی سینمایی از گروههای برجسته ای همچون گشتاپو، اس اس، هیتلر یونگن و لارزیستانس فرانسز- لوس پارتیزانوسهای اسپانیا و ایتالیا – ویدراشتانت های آلمان و هلند – فریهت رودهای دانمارک و موتستانداردهای نروژ و چند اسم و نشان دیگر نام می برد تا شاید با در آوردن ادای نویسندگان نکته دان و ربط دادن دیدار نمایندگان هابیلیان و هشترودی به دیدارهای پلیسی جاسوسی خیانتی به این نتیجه برسد که هشترودی هم مانند صدها جدا شده از دمل چرکین مجاهدین خلق، مزدوری از پیش مشخص بوده است و قبل از جدا شدن وی هوشیاری و زیرکی سایر اعضای شورای ملی مقاومت باعث شده تا هشترودی ابتدا محدود و سپس (عذر ایشان محترمانه) خواسته شود!

پاسخی از ابراهیم خدابنده 23 دی 1385

پاسخی از ابراهیم خدابنده

قبل از هر چیز از بابت نامه تان متشکرم. از قرار معلوم شما نمیخواهید وارد محتوای نوشته های این مدت من شده و آنها را بصورت استدلالی رد نمائید. بسیار خوب اشکالی ندارد. من تلاش میکنم که پاسخ به همین نامه شما را تا جایی که در عهده ام باشد بدهم. ابتدا لازم به ذکر است که من از سال 1359 با سازمان مجاهدین خلق کار میکردم و از سال 1364 به عضویت سازمان در آمدم. آشنایی من با سازمان و فعالیتم طی این مدت تماما در خارج از ایران و کارم عمدتا در امور تبلیغی و سیاسی بوده است. طی این سالیان بطور تمام وقت و بی وقفه و با بذل هرآنچه که داشته ام در خصوص” ظلم و جنایت صاحب خانه فعلی در حق مردم ایران” در کشور های متعدد و به اشکال مختلف تبلیغ کرده ام.

لودگی بجای طنز و حرف راست از زبان بچه 20 دی 1385

لودگی بجای طنز و حرف راست از زبان بچه

مصطفی گلبادی که به قول خودش و به قول سایتهای مجاهدین طنز نویس شده درحالی مثل جناب پویا و بقیه طنز نویسان مجاهدین تا خرخره به ادبیات مستهجن مسعود رجوی آغشته است , با لودگی کامل به اصطلاح در مقابل جدا شدن خانم هشترودی از شورای ملی مقاومت موضع گیری کرده ؛ او ابتدا مثل ارباش مسعود رجوی که برای تخته جنبش مسلمانان مبارز (جاما) به آن در نشست ها جیمی و جاما میگفت و یا به آقای خانبابا تهرانی میگفت خام ننه (اوج درک و شعور و منطق و استدلال) برای نام بردن از خانم فریبا هشترودی اسم اورا به عربی ترجمه کرده و نوشته”خانم جذابه ثامن النهری” که چه؟ نمیدانم ؛ شاید علاوه بر میزان شعور نویسنده نشان دهنده ملا و محیط نویسنده هم باشد ؛ شاید اعضای سابق حزب بعث برای راحت تر گفتگو کردن و نزدیکتر شدن؛ اسامی نفرات مجاهدین را به عربی ترجمه میکرده اند و مثلا مهر تابان را” سیده القمر المنور” میگفتن و یا از این قبیل؛

پاسخ ابراهیم خدابنده به یک نامه 18 دی 1385

پاسخ ابراهیم خدابنده به یک نامه

از بابت ایمیلتان که محبت کرده و برایم فرستاده بودید بسیار سپاسگزارم. برای سهولت در پاسخ دادن، متن آنرا که با رسم الخط Persianglish نوشته شده بود مجددا در زیر می آورم: با سلام، من مدت زیادی با تو همکاری نزدیک داشتم و وقتی این اتفاق برایت افتاد خیلی نگران تو بودم و همیشه فکر میکردم که اگر من جای تو بودم چه میکردم. تا اینکه خبر آمد و گفتند که تو بریدی. با خودم گفتم که مگر آدم چقدر تحمل دارد. گفتم که ابراهیم آدم اسمارتی (زیرک) هست و میداند دارد چکار میکند.

قاتلین مدعی 13 دی 1385

قاتلین مدعی

خلاصه ی جریان عبارت از این است که برادرزاده ی این جانب به نام یاسر اکبری نسب، نزدیک ده سال پیش دعوت شده که آلمان را به قصد دیدار پدر به مقصد قرار گاه مجاهدین به نام اشرف در عراق ترک کند و سرانجام کار به اقامت اجباری دائم درآن اردوگاه محکوم شده و حدوداً در تیرماه سال جاری مجبور به خودسوزی شده و جریان حادثه پس از انعکاس در سایت های خبری مجاهدین جدا شده از فرقه ی رجوی و پس از تأخیر تأمل برانگیز،مورد تأیید سران فرقه قرار گرفته است.

نامه ابراهیم خدابنده به آقای ابوالحسن فولادوند 06 دی 1385

نامه ابراهیم خدابنده به آقای ابوالحسن فولادوند

مقاله تان را که در سایت اینترنتی”ایران افشاگر” تحت عنوان”مبارک باد دژخیم…!!” درج شده بود مطالعه کردم. در این مقاله در خصوص ازدواج آقای کامبیز باقرزاده اشاره فرموده بودید که:” هرچه فکر کردم که چه ربطی بین شاه داماد! انبیاء! و فرقه! وجود دارد، راستش سر در نیاوردم…” در خصوص سؤال مطروحه البته خودتان در ادامه مقاله تلاش کرده بودید تا پاسخی بیابید ولی از آنجا که احساس کردم اگر جسارت نباشد قدری به بیراهه رفته اید وظیفه خود دیدم که در این رابطه آنچه را که به نظرم میرسد به اطلاعتان برسانم

blank
blank
blank