زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
نگاهی به ماجرای 17 ژوئن و دستگیری مریم رجوی در فرانسه – قسمت سوم
بعد از آزادی مریم در نشست های عمومی که در اشرف برگزار شد مسئولین سازمان گفتند: ما فرانسه را مجبور به عقب نشینی کردیم و باعث شدیم مریم را آزاد کنند. سازمان از مسئولین شورای رهبری و مسئول کل اشرف قدردانی فراوان کرد به این بهانه که عملکرد های آنها درحمایت از کلیه عملیات برای آزادسازی مریم قابل ستودنی بود. این موضوع نشان می داد سران سازمان تحت رهبری متمرکز و کاملاً کنترل شده تمامی اهداف اعتراضی از جمله خود سوزی ها، اعتراض ها، مواضع و تبلیغات سیاسی، اجتماعی را هدایت کردند و هیچ یک از اعضاء خودسرانه دست به عملی نزدند تا مریم آزاد شود در نتیجه خودسوزی افراد امری برنامه ریزی شده و به دستور رهبری سازمان بود.
انتقاد انجمن عدالت نسبت به خروج مجاهدین از لیست سازمانهای تروریستی اروپا
روز 17 ژوئن سالگرد یکی دیگر از اقدامات ضد انسانی و ضد بشری سازمان مجاهدین خلق میباشد که یادآوری آن دل هر انسان آزادهای را به درد میآورد. در این روز چند تن از اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق در مقابل وزارتخانه شما اقدام به خودسوزی در انظار عمومی کردند. این حرکت وحشیانه که به منظور اعتراض به دستگیری سران سازمان، توسط دولت فرانسه و به جرم پولشویی و تروریسم صورت گرفته بود، نشان دهنده ماهیت غیر انسانی و فرقهای این سازمان تروریستی میباشد. ماهیتی که با ترور هزاران انسان بیگناه در ایران و عراق برای ما اثبات شده بود.
عواقب خودسوزی های مجاهدین در اروپا
در پی دستگیری مریم رجوی، یک تراژدی انسانی در شهرهای اروپایی به وقوع پیوست. گروهی از اعضا و هواداران مجاهدین خود را به آتش کشیدند. خودسوزی ها منجر به مرگ دو نفر شد. این صحنه های تکان دهنده ای که مجاهدین در خیابان های شهرهای اروپا آفریدند به اذهان عمومی فرصتی داد تا ماهیت حقیقی این جنبش به اصطلاح مقاومت را دریابند.
مرزبندی رجوی با والدین با کدام معیار دینی و انقلابی توجیه پذیر است؟!
در دستگاه رجوی اصل بر حائل زدایی بی قید و شرط بین فردیت و رهبری است. بر اساس آنچه از مفهوم رهبری استنباط و آموزش داده می شود، این رابطه فی النفسه هیچ حائلی را تاب نمی آورد. تا جایی که حتی فراتر جایگاه رهبری را به طور آشکار به جایگاه و مرتبت خداوندی ارتقاء می دهد.
مختصری راجع به فرقه جیم جونز و شباهت آن با فرقه رجوی
هنوز ده الی یازده ماه از ساخته شدن شهر نگذشته بود که گزارشاتی از” جیمز تاون” به امریکا رسید که در آن نشان می داد کسانی که قصد خروج از شهر را دارند علاوه بر این که اجازه این کار را دریافت نمی کنند بلکه شکنجه هم می شوند و در ادامه این گزارشات بستگان کسانی که به گوانا رفته بودند دست به دامن مقامات سیاسی امریکا شدند.این فرقه تداعی کننده فرقه ضاله”مجاهدین خلق” است که رهبر آنها هم فرمان هجرت از ایران را صادر کرد و بجای رفتن در جنگل به بیابانهای عراق رفتند و برای خود دژ ساختند و هر کس که قصد خارج شدن ار دژ را داشته باشد یا کشته می شود و یا در حین فرار کشته می شود.
کودک پروری در فرقه رجوی
به هر حال این کودک سرای بزرگ که سازمان مجاهدین نام دارد اینگونه عده ای را اسیر خود میکند و اجازه رشد عقلی را از افراد میگیرد. شاید تعجب کنید که قدرت حل مسئله یک فرد در آنجا علی رغم بالا رفتن سنش هر روز تنزل می یابد. این هم یک راه دیگر کنترل و یک فن تشکیلاتی برای افرادی است که در آن محل آرزوی محبت و توجه را دارند اعمال میشود.
خانواده و زن درسازمان مجاهدین
وجود کانون مستقلی در تشکیلات به نام خانواده به هیچ وجه مورد پسند رجوی نبود وآن را نقطه انفصال روابط تشکیلاتی اعضا می دانست. زیرا شیوه کار رجوی برای مهار اعضا و شستشوی مغزی در خانه گسسته می شد و همه بافته های او رشته می گردید. این دشمنی را رجوی بارها با این عبارت که « خانواده قلوس تشکیلات ما است » بیان کرده بود.
تجربه مادران و پدران اعضاء گروه تروریستی فارک شبیه خانواده های اعضاء مجاهدین
نوع اتهاماتی که فرماندهان گروه فارک به پدران و مادران می زنند نیز کاملا از نوع همان اتهاماتی است که مجاهدین به خانواده هائی که مقابل پادگان اشرف برای ملاقات با فرزندذانشان تجمع کرده اند می زنند. خانواده های اعضائ فارک که حاضر به همیاری با فارک نیستند نیز خائن و جاسوس حکومت کلمبیا نامیده میشوند و از سوی فارک محکوم به اعدام می باشند. بنابراین شعارها و تهمتهای مجاهدین و دیگر سازمانهای تروریستی که با تمام نیرو می کوشند اعضائ خویش را از دست ندهند تازگی ندارد و کاملا مشابه یکدیگر است.
مجاهدین خلق در انکار
نگاه داشتن اعضاء در انزوا به رهبران اجازه می دهد که از مکانیسم انکار به عنوان وسیله شستشوی مغزی اعضاء استفاده کنند. از آنجایی که اعضای مجاهدین تنهـــــا در معرض اخبار محدود و فیلتر شده از سوی سران یا رسانه های خود سازمان قرار دارند، سران کمپ به سادگی قادر به تکذیب واقعیت های جهان بیرون و حوادث درحال رخداد، هستند و در عوض اکاذیب ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغاتی خود را به ذهن افراد القاء می کند.
جنگ فرمانداران دروغین سراوان در اشرف
عبدالقادر که خواب فرماندار شدن را نمی دید از اینکه یکشبه به چنین مقام مهمی انتخاب شده در خلوت خود سراز پا نمی شناخت.فردا صبح عبدالقادر در سالن غذا خوری پذیرش در حالیکه تعدادی از همشهریهای بلوچش به دورش حلقه زده بودن با آب وتاب تعریف می کرد که از طرف برادر رضا مرادی به فرمانداری سراوان منصوب شده.در همین لحظه صدای نادر بلند شد که می گفت بیخود من فرماندار سراوان هستم ودیشب در نشست برادرسعید نقاش خودش به من گفت که بعد از پیروزی انقلاب فرماندارسراوان می شوم
مجاهدین به فرقه بودن خود اذعان کردند؟
با فرض پذیرش صددرصدی ادعای مجاهدین مبنی بر حقانیت چنین مکانیزمی جای طرح این سوال همیشه بوده و خواهد بود که چرا مجاهدین به افراد خود مجال و فرصت انتخاب آزاد را نمی دهند. اگر به زعم مجاهدین همین نشست های درون تشکیلاتی و نوعیت رابطه مسعود با اعضای مجاهدین راز سر به مهر ماندگاری اعضاء در اشرف است، دلیلی ندارد رجوی از مخیر گذاشتن اعضاء به ملاقات در چند متر آنطرف تر با والدین شان با هزار بهانه دروغ و واهی طفره برود.
نگاهی به مقاله کره شمالی جهنم سرخ و نکبتی به نام کمونیسم
کره شمالی که طبق گزارش حقوق بشر دیکتاتورترین کشور جهان شناخته شده است دارای خصوصیات و روابط و مناسبات ویژه ای است که میتواند انسانها را در غالب آن سیستم به رباطهائی گوش بفرمان تبدیل نماید. طبیعی است که این توانمندی و مناسبات برده داری مدرن و محو حقوق فردی و اجتماعی افراد، سلاحی است که رهبران فرقه ها نیاز وافری به آن دارند و بدون آن قادر به شکست و نابودی هویت فردی افراد و شکل دادن آن به هویت گروهی و فرقه ای نخواهند بود.

