نقدِ عقلِ تشکیلاتی واکاوی ذهنیتِ تمامیتخواه در سازمان مجاهدین خلق
رژه دوچرخه سواران اشرف تصویری از انزوای مجاهدین خلق به قلم امیر یغمایی
تکلیف طلاقهای اجباری در فرقه رجوی، تحت حمایت صدام، چه می شود؟
یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که رهبری مجاهدین خلق به کمک صدام حسین برای نیروهای خود و بخشی از خانواده های ایرانی خلق کرد، همان طلاق جمعی اعضاء در حوالی سال 1990 بود. این طلاق که در ابتدا قرار بود آزمایشی و ایدئولوژیک باشد، بعد از چند سال وارد فاز جدید و سرانجام به حرمسرای خصوصی امامشاه مجاهدین بدل شد. یعنی زنان به خاطر گرفتن رده عضویت، همسران خود را ترک کردند. در همان زمان که صدام حسین زنده بود و برهمه اعمال و رفتار مجاهدین خلق اشراف کامل داشت و تا هم اکنون که آقای المالکی در عراق حکومت می کند، قانون خانواده در عراق تغییر نکرده است
مسئولیت جان گروگانهای مریض در کمپ اشرف بر عهده رجوی است
برخورد سران فرقه جنایتکار رجوی با اعضاء مریض ؛ همانطور که گفتم رجوی در یک نشست عمومی گفت مجاهد مریض نداریم و نمیتوانیم داشته باشیم و برای همین یک استدلال سخیفی اورد و گفت مریض شدن یک مجاهد بهانه است و طرف مشکل جنسی دارد و به بهانه مریضی در اسایشگاه میخواهد که در خلوت خود به مسائل جنسی فکر کند! سران فرقه اینبار در اوج شیادی به سوء استفاده از این مریضان نگون بخت پرداخته که باید مقصر اینکه این اعضاء به چنین وضعیتی دچار شده اند کیست؟
سرکرده مجاهدین آماده قتل عام اعضای پادگان اشرف
با شکست طرحهای فرقه رجوی برای ماندگاری در عراق اعلام شد؛ سرکرده مجاهدین آماده قتل عام اعضای پادگان اشرف سرکرده گروه تروریستی مجاهدین اعلام کرد، چنانچه راه برون رفتی از بن بست فعلی نیابد پایان به اصطلاح «عاشورا گونه» را برای اعضای خود رقم خواهد زد و مانند فرقه جیم جونز در گویانا و دیود کوروش در تگزاس همه اعضای فرقه خود را نابود خواهد ساخت. با گذشت 9 ماه از حضور و تحصن خانوادههای اعضای گرفتار در پادگان اشرف در پشت دربهای این پادگان، سرکردگان این پادگان همچنان مانع از دیدار خانوادهها با فرزندانشان میشوند.
ناگفته هایی درباره مجاهدین خلق
اعضای این سازمان مجبور بودند هر روز ساعتهای طولانی را برای شنیدن سخنرانیهای رهبر خود مسعود رجوی درباره انقلاب و بازگشت زود هنگام به میهن با پیروزی بر نظام ایران و یا با بیدارماندن تا نیمه های شب در مقابل تلویزیون به منظور مشاهده نوارهای ویدیو در مورد زندگی رجوی و همسرش مریم سپری کنند. در این جا هیچ گونه اعتراضی وجود ندارد
اسارتگاه اشرف، دوزخ مجاهدین
نوع برخورد و نگرش سران مجاهدین در رابطه با حضور خانواده ها در درب ورودی اسارتگاه اشرف نشانگر ماهیت تفکر دگم و نابالغی ست که از درک ساده ترین رویدادها و مفاهیم ذهنی و عینی عاجز و ناتوان است. به تاکید سران فرقه ی مجاهدین در ایجاد مرزهای بازدارنده و محدودیت کننده آگاهانه گام بر می دارند و سعی دارند تا وجود و حضور مستمر و مداوم اعضای خانواده ها را در ماههای اخیر فریبکارانه انکار و یا به خواسته های قانونی و مشروع آنان مبنی بر ملاقات و دیدار با عزیزان تحت اسارتشان در اشرف کمترین اهمیتی ندهند.
دروغ؛ چسب تشکیلات فرقه رجوی
اکنون با دروغ تشکیلات حفظ میشود یعنی به فرد میگویند که خانواده ها یعنی پدر و مادر های شما آمده اند تا شما را گرفته و کت بسته تحویل دهند و کتک بزنند!! یعنی علاوه بر اینکه مانع ملا قات میشوند به جای روز میگویند شب است!! این یعنی چسب تشکیلات حالا این از کجا اختراع شده من نمی دانم!
حاضر گفتن های پوشالی در فرقه رجوی
در حالیکه سازمان در دستگاه تبلیغاتی اش می خواهد اینطور نشان دهد که نیروهای زیادی به آن می پیوندند و مدت ها قبل از سالگرد تاسیسش با آوردن چندین نفر از چهار نسل مختلف به نمایش تلویزیونی می خواهد این امر را اثبات کند، در درون تشکیلات اشرف آنقدر وضع خراب است و تعداد نفراتی که قصد فرار دارند آنقدر زیاد هستند که آنها را مجبور به دادن تعهد « عدم فرار » می کنند.
اعتراف ناگزیر دیکتاوری رجوی به اوج خفقان در اشرف
طبق اظهارات این فرد وی تنها در هنگام مراجعه به کنار درب ورودی اشرف متوجه شده است که خانواده ها (که وی تحت تاثیر مغزشویی فرقه ناجوانمردانه آنها را دلقک می خواند) در بیرون درب اشرف هستند. با استناد به اظهارات این فرد در شوی تلویزیونی، می توانیم نتیجه بگیریم که تبلیغات قبلی این فرقه مبنی بر شکنجه روانی، موضوع دروغی است که از شیادی دستگاه تبلیغاتی دروغپرداز فرقه نشات گرفته است.
سرکرده مجاهدین ارتباط با خدا را بدون اجازه خود حرام اعلام
این گروه تشابه زیادی به فرقه حشاشین(حسن صباح) دارد و آنچه این فرقه رجوی را از دیگر فرقهها جدا میکند اوج تفکر جان فدایی کورکورانه به رهبر است که تبلور آن در اقدام افرادی مانند ندا حسنی رخ داد که با به آتش کشیدن خود برای آزادی مریم رجوی، از نظر مسعود رجوی معیاری اخلاقی برای این فرقه ایجاد کرد.
مجاهدین، نافی آزادی آدمی – قسمت پنجم
جمع بندی عملکرد سران مجاهدین و واکاوی نوع نگرش آنان به معنای”سیاست” در حقیقت انعکاس برخی از نظریات و ایده هایی ست که مستبدان و فاشیست ها در طی تاریخ تحولات اجتماعی از آن پیروی کردند. اگر چه سیاست از نظر رهبر عقیدتی مجاهدین تابع مقتضیاتی چون گاهی خشونت و گاهی سازش، گاهی حیله و نیرنگ است و نبایستی از آلودگی وجدان و تیره بختی آن ترسید اما باید از مسعود رجوی سوال کرد که آیا خشونت می تواند توجیهی برای کسب قدرت و یا حتی مقاصد خیر باشد؟
مجاهدین، نافی آزادی آدمی – قسمت چهارم
تـرور و خشونت در بطن خـویش رویکردی غیر دمـوکراتیک و نافی آزادی آدمی ست. زیرا بـر عنصر زور، قهر، روش ها و شیوه های آنتاگونیستی اصرار می ورزد. آدمی در این میان مجال انتخاب آزادانه را از دست می دهد زیرا تحت تاثیر فضایی هراس آلود قرار می گیرد که ” اراده ی آزاد” او را برای بقاء تحت الشعاع قرار می دهد. بدین سان انسانها با چالشی هراس انگیز مواجه می گردند و در سیکل معیوب ترس مبتنی بر خشونت” آزادی و انتخاب” انسان از معنای راستین و حقیقی آن تهی می گردد.
مجاهدین، نافی آزادی آدمی – قسمت سوم
رهبر عقیدتی مجاهدین سعی دارد تا با شکل و شیوه ای پیچیده در واقع با انگیزه و رفتار قرون وسطایی زنان را در پوش رهایی و ارتقاء جایگاه شان، تحت سلطه ی مردانه در آورد و این بار آزار دهنده تر از همیشه” آزادی انتخاب و قدرت آفرینندگی زنان” را با فریبکاری در خدمت استثمار جنسی و هوسبازی بیمارگونه و مهمتر از همه در مسیر قدرت طلبی سیاسی محو و نابود کند. زنان شورای رهبری در دستگاه فکری مجاهدین بایستی مختص یک مرد و متعلق به او (رهبر عقیدتی) باشند. این واقعیت دردناک از عجایب روزگار ماست

