در سالهای اخیر، موضوع نقش گروه تروریستی موسوم به مجاهدین خلق (MEK) در عرصه لابیگری سیاسی در ایالات متحده، به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات تبدیل شده است. این سازمان خشونت محور و تروریستی که پیشتر در فهرست گروههای تروریستی دولت آمریکا قرار داشت (در سال ۲۰۱۲ از این فهرست خارج شد)، همواره در مرکز مناقشات […]
در سالهای اخیر، موضوع نقش گروه تروریستی موسوم به مجاهدین خلق (MEK) در عرصه لابیگری سیاسی در ایالات متحده، به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات تبدیل شده است. این سازمان خشونت محور و تروریستی که پیشتر در فهرست گروههای تروریستی دولت آمریکا قرار داشت (در سال ۲۰۱۲ از این فهرست خارج شد)، همواره در مرکز مناقشات سیاسی و حقوقی پیرامون مشروعیت، روشهای فعالیت و شبکههای نفوذ خود قرار داشته است.
آنچه در این میان جالب توجه است، نه صرفاً فعالیتهای سیاسی این گروه، بلکه سازوکار تأمین مالی و شکلگیری حمایتهای علنی برخی چهرههای سیاسی آمریکایی از آن است؛ حمایتی که منتقدان آن را بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل و گرایش سیاسی آن حامیان باشد، وابسته به جریانهای مالی و شبکههای سازمانیافته لابیگری میدانند.
اقتصاد لابیگری: از حمایت سیاسی تا وابستگی مالی
در ساختار سیاست ایالات متحده، لابیگری یک ابزار رسمی و قانونی برای تأثیرگذاری بر تصمیمگیریهای سیاسی است. به همین علت، تروریست های مجاهدین خلق طی سالهای گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی در حوزه لابیگری انجام داده و از طریق پرداختهای مستقیم یا غیرمستقیم به شرکتهای لابی، زمینه دعوت و حضور برخی سیاستمداران پیشین و حتی اعضای کنگره را در همایشهای خود فراهم کرده است.
در ایالات متحده اینگونه است که هرچه منابع مالی یک بازیگر سیاسی بیشتر باشد، توان او برای دسترسی به تریبونهای رسمی و نیمهرسمی در واشنگتن افزایش مییابد. در چنین چارچوبی، حمایت سیاسی از یک گروه نه لزوماً نتیجه همسویی ایدئولوژیک، بلکه محصول سازوکارهای اقتصادیِ نفوذ تلقی میشود.
نقش مجاهدین ضد خلق در تولید متن سخنرانیها
یکی از محورهای تاسف بار، مسئله تولید متن برای سخنرانیهای حامیان سیاسی این گروه است. متنهای آماده، دادههای گزینشی و چارچوبهای استدلالی توسط ساختارهای رسانهای و تبلیغاتی مرتبط با خود مجاهدین خلق تهیه شده و سپس در اختیار سخنرانان قرار گرفته است.
اگرچه این موضوع همواره از سوی حامیان این تشکیلات به عنوان «اتهامات سیاسی» رد شده است. با این حال، شباهت مواضع و گفتار مدعوین مراسمات و پیام های حامیان آنان همواره سوژه غیر قابل انکار این ادعا بوده است.
در واقع ساختارهای لابیگری این گروه به گونهای طراحی شده که با پرداختهای مالی، امکان دسترسی به سیاستمداران، حضور در رویدادهای رسمی و دریافت حمایتهای علنی فراهم شود؛ حمایتی که در برخی موارد بیشتر به مواضع نمادین و سخنرانیهای تشریفاتی محدود میشود تا سیاستگذاری واقعی.
جمعبندی انتقادی
در مجموع می توان گفت: دشمنان مردم ایران دارای روابط پیچیده از تداخل پول، سیاست و روایتسازی در فضای لابیگری ایالات متحده و بین المللی هستند.
حمایت های غیر عادی از مجاهدین خلق با کارنامه سیاه خیانت و خباثت های مکرر و ترور بیش از 17000 شهروند ایرانی، فارغ از موضعگیریهای سیاسی حامیانش، نمونهای از این واقعیت ساختاری است که در آن دسترسی به قدرت سیاسی میتواند به راحتی تحت تأثیر منابع مالی، شبکههای ارتباطی و صنعت حرفهای لابیگری قرار گیرد. حال آنکه این منابع مالی و لابی ها حتی برای توجیه ضرورت آغاز یک جنگ تمام عیار علیه ملت ها نیز صرف می گردد.
سالاری

