میدل ایست مانیتور: مجاهدین و ایران اینترنشنال، نمایش مشروعیت غربی

در چند ماه گذشته بحرانی به دست آمریکا و اسراییل برای منطقه به ویژه ملت ایران ساخته شده است که تبعات اقتصادی آن جهان را نیز درگیر کرده است. جنی ویلیامز روزنامه نگار نشریه میدل ایست مانیتور، این بحران را نتیجه فروپاشی اخلاقی در قلب سیاست آمریکا در قبال ایران می‌داند. در مقاله‌ای که اخیرا […]

در چند ماه گذشته بحرانی به دست آمریکا و اسراییل برای منطقه به ویژه ملت ایران ساخته شده است که تبعات اقتصادی آن جهان را نیز درگیر کرده است. جنی ویلیامز روزنامه نگار نشریه میدل ایست مانیتور، این بحران را نتیجه فروپاشی اخلاقی در قلب سیاست آمریکا در قبال ایران می‌داند. در مقاله‌ای که اخیرا از او منتشر شده است به “رسم عجیب” ایالات متحده امریکا پرداخته می‌شود که بنا بر آن آمریکا با صحبت از دموکراسی، حقوق زنان، عدم اشاعه سلاح هسته‌ای و ثبات منطقه‌ای آغاز می‌کند و سپس به نحوی با تحریم‌ها، تهدیدها، ناوهای هواپیمابر، میزگردهای تلویزیونی و در نهایت بمب‌ها کار را پایان می‌دهد. جنی ویلیامز خاطرنشان می‌کند که برای پیشبرد این آیین، آمریکا به بازوانی چون مجاهدین خلق و ایران اینترنشنال نیاز دارد.

ویلیامز معتقد است که ترامپ از زمان خروج واشنگتن از توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۵، سیاست “زور” را علیه ایران به کار گرفته است و این سیاست تا امروز ادامه دارد: “در ماه مه ۲۰۲۶، حتی زمانی که پیشنهاد صلح ایالات متحده منتشر شد، ترامپ همچنان تهدید به حملات مجدد می‌کرد و از ایران می‌خواست تنگه هرمز را بازگشایی کند. شکاف بین واژگان و سیاست دیگر در درون قدرت پنهان نیست. این خود قدرت است.”

نویسنده میدل ایست مانیتور از زمینه‌سازی‌های آمریکا از طریق سخن پراکنی‌های بسیار، استفاده ابزاری از واژگان حقوق بشری و دمکراسی خواهی، پیش از تهاجم نظامی به ایران می‌نویسد: “جنگ فقط زمانی متولد نمی‌شود که موشکی از پرتابگر خارج شود. این جنگ در جلسات استماع، مصاحبه‌های استودیویی، مقالات اندیشکده‌ها، جلسات اسپانسرهای مالی و تیترهای خبری آماده می‌شود.”

به نوشته او در این لفاظی های پیش از جنگ “به مردم آموزش داده می‌شود که دیپلماسی ساده‌لوحانه است، و در پی آن به آنها گفته می‌شود که زور اجتناب‌ناپذیر است”. و در ادامه از به کار بردن همین الگوی تکراری در بحران فعلی تنگه هرمز می‌نویسد: “آبراهی که سهم قابل توجهی از انرژی جهانی قبل از جنگ از طریق آن منتقل می‌شد، اکنون به صحنه‌ای برای تهدیدها، تحریم‌ها و چانه‌زنی تبدیل شده است. ترامپ حتی در مورد لغو تحریم‌های شرکت‌های چینی که نفت ایران را خریداری می‌کنند، نه به عنوان یک مسئله اخلاقی، بلکه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی در یک معامله بزرگتر بین قدرت‌های بزرگ، صحبت کرده است.”

جنی ویلیامز که پیش‌تر مقالات تحقیقی درباره نقش لابی‌های ثروتمند مجاهدین خلق و اسراییل در تاثیرگذاری بر سیاستمداران جنگ طلب آمریکایی نوشته است، بار دیگر در این مطلب توضیح می‌دهد که پول چگونه بر آماده سازی بستر جنگ در گفتمان‌های پیش از آن اثر دارد: “اینجاست که لابی‌گری و پول اهمیت پیدا می‌کند.”

او نخست از آیپک لابی اسرییل در حکومت آمریکا صحبت میکند: “آیپک ماموریت خود را کمک به پیروزی نامزدهای طرفدار اسرائیل و شکست دادن منتقدان رابطه ایالات متحده و اسرائیل توصیف می‌کند. این سیاست قانونی است، اما قانونی بودن، بی‌طرفی اخلاقی نیست. گروه‌های خارجی، از جمله آیپک، تقریباً ۷۰ میلیون دلار به شش رقابت آزاد کنگره در ایالت ایلینوی در سال ۲۰۲۶ تزریق کردند.”

به این ترتیب جنگ طلبان ضد ایرانی موفق می‌شوند اجماع سیاست خارجی را بخرند، سازمان دهی کنند و نهایتا اجرا کنند. در این مسیر ویلیامز به نقش تسهیل کننده تشکیلات مجاهدین خلق و شبکه ایران اینترنشنال برای حمله نظامی به ایران می‌پردازد: “ایران اینترنشنال و مجاهدین خلق لایه دیگری از همین سیستم را آشکار می‌کنند: تبدیل سیاست تبعیدی به یک تئاتر مشروعیت غربی. ایران اینترنشنال مدت‌هاست که با سوالات جدی در مورد بودجه‌های مبهم مرتبط با عربستان سعودی روبرو بوده است، در حالی که این کانال نفوذ دولت را انکار کرده است. مجاهدین خلق در سال ۲۰۱۲ از فهرست تروریسم ایالات متحده حذف شد و بعداً توسط مقامات سابق ایالات متحده به عنوان یک طرف مذاکره احتمالی مورد توجه قرار گرفت.”

در این روش سیاستگذاری، “جامعه پیچیده ایران، با تمام طبقات اجتماعی، خاطرات، فقدان‌ها و غرایز سیاسی‌اش، در قالب جملات کوتاه انگلیسی و شعارهای صحنه کنفرانس خلاصه می‌شود. میکروفون تبعیدی‌ها دقیقاً زمانی مفید واقع می‌شود که آنچه واشنگتن از قبل می‌خواهد بشنود را تأیید کند.”

روزنامه نگار میدل ایست مانیتور به درستی تاکید می‌کند که “سخن از حقوق بشر باید از مردم در برابر ابزار شدن محافظت کند اما آمریکا در مورد ایران، اغلب برعکس عمل می‌کند.” به باور او، آمریکا و عواملی چون مجاهدین خلق و ایران اینترنشنال، “زنان، دانشجویان، کارگران و خانواده‌های ایرانی به عنوان شاهدان اخلاقی مورد استناد قرار می‌دهد، اما به ندرت به آنها اجازه می‌دهند که خود راه حل را تعریف کنند.”

“رنج مردم” قابل جابجایی می‌شود به سخنرانی‌های کنگره، بخش‌های خبری شبکه‌ها و ضیافت‌های شام اهداکنندگان، و سپس از این رنج برای توجیه سیاست‌هایی که خود مردم انتخاب نکرده‌اند، استفاده می‌شود.

جنی ویلیامز توصیه می‌کند که همبستگی با ملت ایران باید به معنای کاهش دما، باز کردن فضای دیپلماتیک و امتناع از تبدیل یک ملت به آزمایشگاهی برای زورگویی باشد و در پایان می‌گوید: “بحران آمریکا نه تنها استراتژیک است، بلکه اخلاقی نیز هست. این کشور یاد گرفته است که همزمان با ساختن زیرساخت‌های زور، به زبان حقوق بشر صحبت کند. به همین دلیل است که جنگ با ایران ابتدا در تخیلات پولی، رسانه‌ای و اخلاقی واشنگتن ساخته می‌شود”. تشکیلات مجاهدین خلق و شبکه‌هایی چون ایران اینترنشنال در ساخت این تخیلات نقش مهمی ایفا می‌کنند.

مزدا پارسی