حسن برادرم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد. چند سال است از شما خبری نداریم و نمی دانیم به لحاظ جسمی در چه وضعیتی هستید و تماسی هم از جانب شما با ما گرفته نمی شود. دلت به حال مادر پیرمان بسوزد و تماسی بگیر که بعد از چند سال صدای تو به گوش مادرمان […]
حسن برادرم سلام
امیدوارم حال شما خوب باشد. چند سال است از شما خبری نداریم و نمی دانیم به لحاظ جسمی در چه وضعیتی هستید و تماسی هم از جانب شما با ما گرفته نمی شود. دلت به حال مادر پیرمان بسوزد و تماسی بگیر که بعد از چند سال صدای تو به گوش مادرمان برسد. این چه زندگی است که بدور از وطن و بدور از خانواده هستی؟ وقتی دوستان قدیمی ات را می بینم از من سئوال می کنند از حسن خبری نداری؟ جوابی ندارم که به آنها بدهم.
مادر دلتنگ شماست و فکر می کند می توانی سری به او بزنی و نمی زنی! خبر ندارد که برادرم حسن سالهاست در حصار بسته بسر می برد و اراده ای از خودش ندارد. هر کجا که زندان بودی حداقل حق تماس با خانواده خود را داشتی. متاسفانه بد مسیری را طی می کنی. در این چندین سال آیا به نتیجه ای رسیدی؟ در آیینه نگاهی به خودت بینداز واقعا از انتخابت راضی هستی؟! اگر در کنار خانواده ات می ماندی به هر لحاظ وضعیتت خیلی بهتر بود. اما هنوز دیر نشده خودت را نجات بده و آزاد زندگی کن.
برادرت محمد

محمد نجفی برادر حسن نجفی
