مجاهدین خلق؛ میان صهیونیسم و نئوفاشیسم

روز ۱۸ سپتامبر، در جریان جشن حزب نئوکان “برادران ایتالیا” که ریشه در سنت نئوفاشیستی دارد، برنامه‌ای تبلیغاتی و حامی امپریالیسم با عنوان “جوانان در شورش؛ روایت‌هایی از مرز” برگزار شد. در این برنامه، “جایزه شجاعت” به سروناز چیت‌ساز، رئیس کمیسیون زنان به‌اصطلاح شورای ملی مقاومت ایران (مجاهدین خلق)، اهدا شد. مارکو اسکوریا، نایب‌رئیس فراکسیون […]

روز ۱۸ سپتامبر، در جریان جشن حزب نئوکان “برادران ایتالیا” که ریشه در سنت نئوفاشیستی دارد، برنامه‌ای تبلیغاتی و حامی امپریالیسم با عنوان “جوانان در شورش؛ روایت‌هایی از مرز” برگزار شد. در این برنامه، “جایزه شجاعت” به سروناز چیت‌ساز، رئیس کمیسیون زنان به‌اصطلاح شورای ملی مقاومت ایران (مجاهدین خلق)، اهدا شد. مارکو اسکوریا، نایب‌رئیس فراکسیون این حزب حاکم در سنای ایتالیا نیز در این نشست حضور داشت؛ همان حزبی که الساندرو اورسینی آن را یک “حزب-لابی” و لابی بزرگی وابسته به راست افراطی اسرائیل توصیف کرده است. جورجا ملونی با تریبون دادن به مجاهدین خلق، عملا از تروریسم و کشتارهای سازمان‌یافته در غرب آسیا حمایت کرده است. بنابراین، مسئله فقط “تروریسم دولتی”، مانند آنچه تل‌آویو انجام می‌دهد، نیست، بلکه پای پیوند با ایدئولوژی‌های خشونت‌طلب و ضدحکومتی نیز در میان است.

حافظه تاریخی جمعی نباید اجازه دهد جنایات این سازمان به فراموشی سپرده شود؛ سازمانی که در نقش اسب تروای موساد، شماری از مهم‌ترین دانشمندان هسته‌ای ایران را ترور کرده است. پس از سقوط صدام، که با کنار گذاشتن سوسیالیسم بعثی، به حمله به ایران تن داد و جنگی را به راه انداخت که از آن با عنوان “جنگ کثیف” سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ یاد می‌کنیم، مجاهدین خلق (MEK-MKO) به آلبانی پناه بردند و از آنجا حملات سایبری علیه اهداف ایرانی را سازمان‌دهی کردند. استقرار مجاهدین خلق در این “چهارراه بالکان” را باید بخشی از روند بالکانیزه‌کردن منطقه دانست؛ روندی که آمریکا برای ضربه زدن به وحدت ملت‌های بومی طراحی کرده و به عاملی برای بی‌ثباتی و مقابله با “حافظه طبقاتی” به‌جامانده از سوسیالیسم یوگسلاوی تبدیل شده است.

مجاهدین خلق هزینه کارزار انتخاباتی حزب وُکس در انتخابات اندلس را تأمین کردند

حمایت مالی مجاهدین خلق از حزب نئوفرانکویی وُکس را باید بخشی از جریان موسوم به “انترناسیونال سیاه” و اسلام‌هراس دانست که نتانیاهو، نظریه‌پرداز “دولت قومی” در قرن بیست‌ویکم، از مروجان آن بوده است.  نتانیاهو با احیای مفهوم نژاد، برداشتی غیرعلمی از مناسبات اجتماعی که گویدو باربوجانی، متخصص ژنتیک، نیز بر نادرستی آن تأکید کرده است، آگاهانه در جایگاه خطرناک‌ترین دیکتاتور پست‌مدرن جهان قرار گرفته و توانسته افرادی به‌ظاهر کاملاً متفاوت، از یک “قاتل جمعی”( “mass murderer”) مانند آندرس برویک گرفته تا سیاستمداری باسابقه مانند ملونی، را در یک جبهه قرار دهد.

در سال ۲۰۱۹، روزنامه لیبرال اسپانیایی “ال پائیس” تحقیقی را منتشر کرد (گزارشی که شبکه ولتر نیز به آن پرداخت) که به‌روشنی نشان می‌داد “کارزار انتخاباتی حزب وُکس برای انتخابات اروپا در سال ۲۰۱۴، با ۸۰۰ هزار یورو کمک مالی مجاهدین خلق تأمین شده است”. این مبلغ معادل ۸۰ درصد کل هزینه کارزار انتخاباتی وُکس بود.

اگر از یک سو اسرائیل در حال ایجاد یک “انترناسیونال سیاه” واقعی است، که حزب تازه‌تأسیس ایتالیایی “آینده ملی”نیز ممکن است به آن بپیوندد، از سوی دیگر، وُکس و اسرائیل در یک مؤلفه ایدئولوژیک اساسی با یکدیگر اشتراک دارند: اسلام‌هراسی.

روز ۱۴ دسامبر ۲۰۱۸، در مقاله‌ای با عنوان ” وُکس؛ جریان راست افراطی برخاسته از میراث فرانکو که مورد پسند اسرائیل است”، چند نقل‌قول صریح را آوردم و سپس آنها را از نظر سیاسی بررسی کردم. بد نیست دوباره آنها را مرور کنیم:

۱.

“اسرائیل نه‌تنها بخشی از ریشه‌ها، تاریخ و فرهنگ ماست، بلکه تنها دموکراسی واقعی در سراسر منطقه‌ای است که از مراکش تا افغانستان امتداد دارد. ساختارهای حکومتی آن برای همه شهروندان فارغ از جنسیت یا مذهب قابل دسترسی است و در این زمینه تبعیضی وجود ندارد. سلیم جبران، قاضی عرب اسرائیلی، عضو رسمی دیوان عالی است. بیش از یک‌ونیم میلیون نفر از شهروندان اسرائیل عرب هستند.”

۲.

“اسرائیل از نظر فرهنگ، ارزش‌ها، نهادها و سبک زندگی، کشوری غربی است؛ کشوری آزاد، جوان، پویا و مرفه. اسرائیل به‌جای آنکه سرزمینی گرفتار در خون و خشونت باشد، به یک قطب واقعی فناوری تبدیل شده که دستاوردهای آن به سود تمام جهان است”.

۳.

“اسرائیل هدف موج‌های پیاپی حملات قرار گرفته است: ابتدا ارتش کشورهای همسایه که هرگز تشکیل دولت یهود را نپذیرفتند به آن حمله کردند؛ سپس تروریست‌ها وارد عمل شدند؛ و اکنون نیز اسرائیل با کارزارهای دروغ‌پراکنی و دستکاری افکار عمومی روبه‌روست که می‌خواهند از راه‌های حقوقی به چیزی دست یابند که با خشونت، ترور و جنگ مسلحانه نتوانستند به آن برسند. وُکس هم‌ردیف قرار دادن اخلاقی قربانی، یعنی اسرائیل، با دشمنانش را محکوم می‌کند.”

اسرائیل برای نئوفاشیست‌های جهان به چراغ راه تبدیل شده و از مدت‌ها پیش زمینه گفتمانی را فراهم کرده است که امروز در قالب مفهوم “اسپارتای بزرگ” مطرح می‌شود؛ گفتمانی که از نظر اجتماعی و جرم‌شناختی “منحرف” است. بورژوازی امپریالیستی اسرائیل که همواره ماهیتی جنایت‌کار و برتری‌طلب داشته، در پی ایجاد یک “معماری قدرت” جدید است. من در سال ۲۰۱۸ درباره نئوفاشیسم به این نتیجه رسیدم:

“از این منظر، وُکس بسیار بیشتر به جنبش اجتماعی ایتالیا به رهبری آلمیرانته و جولیو کارادونا (عضو لژ P2) شباهت دارد تا به کاررو بلانکوی جنایت‌کار. دولت اسرائیل محصول استعمار انگلیس است و صهیونیسم یکی از ابزارهای مقابله با جنبش‌های انقلابی در سطح جهان به شمار می‌رود. جریان راست آلترناتیو (Alt-Right) نیز با ترکیب قومی خاص خود، در همین چارچوب اجتماعی و ژئوپلیتیکی قرار می‌گیرد؛ جریانی که استیو بنن، بانکدار سابق و متخصص ارتباطات، تبلیغات و انتشار اطلاعات نادرست در فضای مجازی، آن را به وجود آورده است”.

دونالد ترامپ، این فاشیست جامعه‌ستیز، کاری جز سرعت بخشیدن به پیوند میان فاشیسم پست‌مدرن و “امپریالیسم قرن بیست‌ویکم” (به تعبیر جیمز پتراس، جامعه‌شناس مارکسیست) نکرده است؛ پیوندی که ترامپ با لاف‌زنی‌های خود آن را به یک نمایش رسانه‌ای تبدیل کرده است.

مجاهدین خلق فاجعه‌ای انسانی به بار آورده‌اند

به گفته علیرضا نیکنام، تحلیلگر ایرانی، مجاهدین خلق مرتکب جنایات هولناکی شده‌اند؛ از قاچاق مواد مخدر گرفته تا فروش اعضای بدن و سوء استفاده از زنان در شبکه‌های فحشا در سطح بین‌المللی. نیکنام با ارائه جزئیات درباره این اتهامات، که برخی از آنها پیش‌تر در مراجع قضایی نیز به اثبات رسیده‌اند، استدلال‌های قانع‌کننده‌ای مطرح می‌کند:

“یکی از هولناک‌ترین جنایات  مجاهدین خلق، انتقال اجباری فرزندان اعضای این سازمان از عراق به کشورهای اروپایی مانند آلمان و بریتانیا و سپس رها کردن آنها بدون سرپرست بود. در دهه ۱۹۹۰، این سازمان صدها کودک را به اجبار از والدینشان جدا کرد و به اروپا فرستاد.

اما پس از آنکه نقش این سازمان در پول‌شویی با استفاده از کودکان در بریتانیا و آلمان افشا شد، آنها با بی‌رحمی این کودکان را رها کردند و از این کشورها گریختند. این اقدام غیرانسانی پیامدهای ویرانگری برای کودکان قربانی به همراه داشت”.

همه این اقدامات به یک فاجعه انسانی منجر شده و بی‌اخلاقی سازمان تروریستی‌ای را آشکار کرده است که “برادران ایتالیا”به آن تریبون داده است:

“بسیاری از این کودکان که هیچ حمایت و سرپرستی نداشتند، گرفتار باندهای قاچاق انسان شدند. برخی از آنها مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتند و سرنوشتشان به یک فاجعه انسانی تبدیل شد. این کودکان، چون مدارک هویتی و حمایت اجتماعی نداشتند، به طعمه‌ای آسان برای شبکه‌های قاچاق انسان تبدیل شدند”.

مقاله نیکنام از کیفیت بالایی برخوردار است: به منابع استناد می‌کند، تاریخچه مجاهدین خلق را بازسازی می‌کند و ایدئولوژی “ابرطایفه” امپریالیستی را به چالش می‌کشد. اما یک پرسش مطرح می‌شود: آیا دلایلی وجود دارد که بتوان بر اساس آنها احتمال ارتباط میان مجاهدین خلق و، برای مثال، مافیای کالابریایی “اندرانگتا” را مطرح کرد؟ نیکنام خود از همکاری این سازمان با “مافیاهای منطقه‌ای” سخن گفته است.

در نهایت، ملونی به تروریسم ضدایرانی، یعنی کشتار ضدحکومتی مورد حمایت اسرائیل، به‌عنوان یک گزینه سیاسی عادی تریبون داده است.

بررسی‌های منتشرشده از سوی پژوهشگران برجسته ایرانی، که بیشتر آنها از چهره‌های دانشگاهی هستند، نشان می‌دهد که در صورت اثبات اعتبار پرونده‌ها و روندهای قضایی در حال رسیدگی، مجاهدین خلق ابزاری در خدمت امپریالیسم اسرائیل هستند.

استفانو زکینلی، رسانه مستقل ایتالیایی لینترفرنتسا

ترجمه بنیاد هابیلیان