وارونه نمایی

رای 85 در صدی مردم و بور شدن دوباره رجوی

نگاهی گذرا به عمل کرد فرقه رجوی طی سه هفته اخیر نشان می دهد که باز هم رجوی بدور از واقعیات اجتماعی ایران بوده و مردم برای او و فراخوان هایش ارزشی قائل نبوده و در میز بازی سیاسی ایران حتی او را بعنوان تماشاچی نیز راه نمی دهند. از طرفی دیگر آمار مشارکت مردم در انتخابات باز هم دستگاه دروغ پرداز او را بور کرد. نگاهی به برخورد های این فرقه در وقایع بعد از انتخابات نیز این واقعیت را بیشتر نشان خواهد داد.
فرقه رجوی بعد از اینکه متوجه شد دول اروپایی و غربی بر علیه ایران موضع گیری کردند، با سراسیمگی علیرضا جعفر زاده کارشناس مسائل ایران!!! را در کانال جنگ طلب آمریکا بنام فاکس نیوز به صحنه فرستاد. وی هر چه بیشتر بر طبل جنگ کوبیده و از آمریکا خواست که به اغتشاش گران کمک کند و خواهان همکاری بیشتر آمریکا شد.
شرکت گسترده مردم در انتخابات مشت محکمی به دهان فرقه زد و رجوی در یک اقدام بی سابقه و با وارونه نمایی واقعیت مشارکت وسیع مردم در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، اعلام کرد که 85 درصد مردم ایران انتخابات را تحریم کردند.همزمان مریم قجر هم در اروپا با دادخواهی از دول اروپایی سعی داشت تا اعتراضات مردم را به خود نسبت داده و با استفاده از مشتی اغتشاش گر اوضاع ایران را طوری جلوه دهد که ناآرامی بسیار است و خواهان دخالت هر چه بیشتر دول غربی در امور ایران شد. این در حالی بود که فرقه رجوی قبل از انتخابات به رسم همیشگی بر طبل تحریم انتخابات کوبید و فکر می کرد که با گذشت سی سال از انقلاب، در ایران کسی برای گفته های آنان تره خرد می کند، ولی چنین نشد و بور شدند.
شرکت گسترده مردم در انتخابات مشت محکمی به دهان فرقه زد و رجوی در یک اقدام بی سابقه و با وارونه نمایی واقعیت مشارکت وسیع مردم در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، اعلام کرد که 85 درصد مردم ایران انتخابات را تحریم کردند. این خبر چهره دیگری از دستگاه مافیای دروغ سازی فرقه را نشان داد.
حال با توجه به این نکته که تمام خبرگزاری هایی داخلی و خارجی مستقر در ایران عنوان کردند که استقبال مردم بی سابقه بوده است باید دید رجوی چرا به این دروغ بزرگ متوسل شده است؟
در زمان انتخاب آقای خاتمی نیز رجوی می گفت که تعداد شرکت کنندگان در آن انتخابات زیر 10 میلیون نفر بود و حتی وقتی آقای متین دفتری (که در آن زمان از متحدان او بود) در نشریه خودش نوشت که آقای خاتمی با رای بیست میلیونی مردم انتخاب شده، رجوی به خشم آمد و او را از شورا اخراج کرد و مارک های رنگارنگ بر علیه او بکار برد. چرا که حاضر نبود بپذیرد اوست که از واقعیت جامعه ایران دور افتاده و تحلیل هایش خلاف واقع می باشد.
اینبار نیز که تمام نیروهای داخلی و خارجی بر این واقعیت که میزان مشارکت مردم در انتخابات دوره دهم بی سابقه بوده صحه گذاشته و تحلیل های رجوی را خراب کرده اند او سعی دارد با بزرگ نمایی اعتراضات، دروغ های نجومی خود را برای نیروهایش وارونه جلوه داده و جلوی ریزش بیشتر نیروهای وارفته خودش را بگیرد و به آنان امیدواری دهد که سرنگونی نزدیک است.چرا که طرح این دروغها برای بیرون از قرارگاه اشرف مصرفی ندارد و فقط برای مصارف داخلی است.
بعد از شروع اعتراضات در تهران، مریم قجر و شوهر فراریش سر برآورده و به دادن پیامهای گوناگون پرداختند تا اولا این اعتراضات را به سمت اغتشاش برده و ثانیا برای نیروهای شان این گونه جلوه دهند که کار جمهوری اسلامی تمام است و او می تواند روی این موج سوار شده و با کمک دول غربی به قدرت برسد.
اما واقعیت این بود که تظاهرات و اعتراضات مردم در مورد انتخابات بوده و همه آنها از کسانی بودند که برخلاف خواسته رجوی در انتخابات شرکت کرده بودند و هیچکدام از آنها برای رجوی وطن فروش و فرقه اش پشیزی ارزش قائل نیستند.
ریختن اشک تمساح برای افراد کشته شده و گرفتن مراسم شب هفت برای خانم ندا آقا سلطان و برافروختن شمع در قرارگاه اشرف نیز در همین راستا بوده و آنها با دجال گری و سوء استفاده از مشابهت اسمی نام ندا (که مرگش مشکوک بوده و هنوز مشخص نیست چه کسی اینکار را کرده) با نام یکی دیگر از قربانیان فرقه (ندا حسنی که به دستور مریم رجوی و فرماندهانش خود را در آتش سوزاند تا به تصور رجوی غرب را به هم بریزد)می خواستند باز هم از خون جوانان این مملکت کلاهی برای خود بدوزند.
بد نیست در اینجا به نفراتی که در مراسم شب هفت ندا سلطانی در اوور شرکت کردند اشاره کنیم. همان نفراتی که یک عمر از بودجه فرقه خوردند و به مجیزگویی رجوی و بانو مشغول هستند و کشاندن این نفرات برای این گونه تجمعات دیگر خریداری ندارد و شرکت این افراد و گفتن حرفهای همیشگی آنان و تعریف کردن از مریم قجر تکراری شده و تاریخ مصرف آن تمام شده است.
کجا بودند این نفرات وقتی مردم بی گناه ایرانی که برای زیارت کربلا به عراق می رفتند بر اثر بمب گذاری پرپر شدند ولی صدایشان در نیامد؟
چطور وقتی مشتی اوباش که با برنامه قبلی و توسط بیگانگان هدایت شده بودند دستگیر می شوند صدایتان در آمده و در بوق و کرنا کرده و لقب مردم مبارز و آزاده و جوانان اشرف نشان را بر این افراد گذاشته و برای اغتشاش گران سینه چاک می کنید. اشتباه نکنید از این اوباش و اغتشاش گران برای شما خارجه نشینان آبی گرم نخواهد شد، بهتر است برای گرفتن مواجب بیشتر به تعریف و تمجید از رجوی و بانو بپردازید.
در یک کلام این سرفصلی برای همه جریانات و کشورها بوده است که خودشان را به مردم ایران نشان دادند و باید بدانند که مردم ایران در مقابل خیانت آنان کوتاه نخواهند آمد و حالا رجوی و بانو هر چقدر می توانند به دامان دول غربی آویزان شوند و هر چه بیشتر بر استمرار این خیانت اصرار ورزند ولی باید بدانند که دول غربی آنان را به این بازی راه نخواهند داد و روسیاهی برای زغال خواهد ماند.
بهتر بود رجوی به فکر اشرف نشینان باشد نه اینکه مشتی اوباش و اغتشاش گر را اشرف نشان بنامد. در ذهن اینگونه تداعی می کند که نفرات مستقر در اشرف هم دست کمی از این اغتشاش گران ندارند. دوران استفاده از احساسات مردم و بازی کردن با کلمات گذشته است و در بازار امروز سیاست خریداری ندارد و بهتر است به فکر اشرف نشیان خود باشی چرا که دور نیست زمانی که برج و قلعه فرعونی تو فرو بریزد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا