رجوی!! به خاطر خدا هم که شده کمی شرم کن
مادرانی هستند که با ویلچر به عراق سفر می کنند که بعد از چندین سال با فرزندانشان ملاقاتی داشته باشند ولی رهبری فرقه دل آنها را می شکند و نا امید بر می گردند. در مقابل از سوی مادران نفرین است که نثار رجوی و سرانش می شود. انسانها همدیگر را درک می کنند ولی رجوی و سرانش فقط خودشان را درک می کنند. آنقدر ظلم کرده اند نمی توان به آنها گفت انسان
اگر کوه ها بجنبند، اشرف نمی جنبد
در مناسبتها و یا در نشست های جمعی رهبری فرقه برای روحیه دادن به اسیران و سوار بر احساسات آنها با یک لحن عربده کشی رهبری فرقه داد میزند کوه ها جنبیدند ولی اشرف نجنبید. عادت دیرینه رهبری فرقه است در عربده کشی مهارت خاصی دارد. به عینه دیدیم وقتی سمبه پر زور باشد چگونه رهبری فرقه و سرانش به هر کاری که از آنها بخواهند تن می دهند جابجایی تعدادی از اسیران به لیبرتی راه ما بقی اسیران را باز می کند و در آینده ای نزدیک درب پادگان اشرف را بایستی گل گرفت.
حضور خانواده های استان مرکزی در دفتر انجمن نجات
مورخ 26/11/90 خانواده های عضو انجمن نجات استان مرکزی در دفتر انجمن نجات حضور یافتند و ضمن ابراز نگرانی در رابطه با فرزندانشان بدنبال راه حلی برای آزادی فرزندانشان از چنگال فرقه رجوی شدند. خانواده های درد کشیده تا به حال چند بار به عراق سفر کرده بودند که شاید بتوانند با فرزندانشان ملاقات کنند ولی متاسفانه سران پادگان اشرف مانع ملاقات شده بودند.
مادران مظلوم اسیران اشرف
خطی که رهبری فرقه به سرانش داده این است که به هیچ کس رحم نکنید. عناصر توجیح شده فرقه با سنگ و اشیاء فلزی از مادران استقبال می کنند و به آنها مارک می زنند که این ها فرزندی در پادگان ندارند از خیابانهای شهرهای ایران جمع آوری می شوند و به عراق منتقل می شوند. واقعا خنده دار است. رهبری فرقه و سرانش در بحرانی گیر کرده اند که خودشان را به ابلهی و گیجی زده اند همه عالم را دشمن خود می دانند
گفتگو با تعدادی از خانواده های استان مرکزی پس از سفر به اشرف
بعد از بازگشت خانواده های استان مرکزی از عراق با تعدادی از خانواده ها گفتگوی صمیمی در رابطه با فعالیت آنها در کنار پادگان اشرف داشتیم و در واقع به حرفهای دل شکسته آنها گوش دادیم. خانواده های استان مرکزی نهایت تلاش و کوشش خود را کردند که شاید بتوانند برای یک لحظه هم که شده فرزندان خود را ملاقات کنند ولی متاسفانه سران ظلم ستیز طبق معمول کار خودشان را کردند و مانع دیدار خانواده ها با فرزندانشان شدند.
سفری به عراق و جنگ با قلاب سنگ عناصر فرقه رجوی
یک روز که در کنار یکی از ضلعها بودم عکس دختر برادرم که چشم انتظار پدرش است را به همراه داشتم. مدام داد می زدم که من برادرم را می خواهم، یکی از عناصر بی رحم فرقه به من گفت برو گم شو و به سمت من سنگ پرتاب می کردند. رهبران فرقه چه بلایی بر سر انسانهای پادگان اشرف آورده اند از درون آنها را خالی کرده اند جالب این جاست که رهبران فرقه خودشان را نمایندگان مردم ایران می دانند اینها نماینده مردم هستند یا دشمن مردم ایران
نقض حقوق خانواده در فرقه رجوی
نقض حقوق خانواده در فرقه رجوی
بهایی که رجوی می خواهد با خون بپردازد
چند سالی است که پدر خوانده رهبری فرقه (صدام) سرنگون شده، هیچ موشکی به پادگان اشرف اثابت نکرد درست در آستانه تعطیلی پادگان اشرف موشک است که به سمت پادگان سرازیر می شود!!! نکته عجیب این داستان این است که تمام شلیکها به نقطه کور اصابت می کنند!!! آنچه که ما میدانیم این است که فرقه رجوی آنقدر در عراق مزدور دارد که حاضرند برای دریافت دلارهای بیشتر دست به هر کاری بزنند حتی حمله ساختگی و قربانی کردن افراد بیگناه!
حضور خانواده های اراکی مقابل کمپ اشرف
در تاریخ 26/8/90 تعدادی از خانواده های درد کشیده و زحمتکش استان مرکزی که هر کدام عزیزی در اسارت فرقه رجوی دارند با امید و آرزوی ملاقات با عزیزانشان راهی عراق شدند. خانواده هایی که برای چندمین بار عازم عراق شدند ماهیت ضد بشری رهبری فرقه و سرانش بیشتر برایشان روشن شده است. برخی از خانواده ها که برای اولین بار به عراق اعزام می شدند تا قبل از اعزام تصویر درستی از اردوگاه اشرف در ذهن آنها نبود با اعزام آنها به عراق ماهیت ضدیت فرقه با خانواده برای آنها روشن شد.
بازگشت خانواده های استان مرکزی از عراق
خانواده های استان مرکزی بعد از دو هفته تلاش خستگی ناپذیر در جنگ با فرقه رجوی با انگیزه ای بالا برای نجات فرزندانشان به سلامت به وطن خود ایران باز گشتند. خانواده هایی که برای چندمین بار عازم عراق شده بودند ماهیت ضد بشری رهبری فرقه و سرانش بیشتر برایشان روشن شده است.
تبعیض در فرقه رجوی
نام من در پادگان اشرف مجاهد بود. برای اینکه وانمود کنند که تو بچه سازمان هستی و بیشتر از من بیگاری بکشند این لقب را به من داده بودند در اصل از دید رهبری فرقه و سرانش من اسیر پیوسته ای بیش نبودم. بدبخترین آدمها در پادگان اشرف اسیران پیوسته بودند در هر نشستی (نام اسیر پیوسته) روی سرمان چماق می شد. بچه های سازمان کسانی بودند که خودشان به سازمان وصل شده بودند.
خانواده های استان مرکزی برای دیدار با عزیزانشان راهی عراق شدند
در تاریخ 26/8/90 تعدادی از خانواده های درد کشیده و زحمتکش استان مرکزی که هر کدام عزیزی در اسارت فرقه رجوی دارند با امید و آرزوی ملاقات با عزیزانشان راهی عراق شدند. انجمن نجات استان مرکزی برای این عزیزان که چند ماه منتظر چنین لحظه ای بودند آرزوی موفقیت را دارد. باشد که با باز شدن درب قلعه الموت رجوی ملاقات خانواده ها با فرزندانشان محقق گردد.