اعضاء مجاهدین قربانیان رجوی ها
آیا قوانین پناهندگی وهرکشوردیگری که به پناهجویان اجازه اقامت درخاک کشورش را می دهد اجازه دخالت درامورداخلی وتحریک شهروندان را می دهد؟ آیا مسعود ومریم رجوی دردوران صدام جنایتکار چنین اجازه ای داشتند؟ به چه دلیل نیروهای آمریکایی حق ورود به پادگان اشرف و اشغال نظامی خوابگاهها، سالن های غذا خوری و دستگیری افراد را داشتند ولی ارتش عراق که تمامیت ارضی وحاکمیت ملی را پاسداری می کند حق ورود به خاک کشورش را ندارد؟
در خواست پدر بهمن عتیقی از مقامات عراقی
ما شخص مسعود رجوی را مسبب اصلی قتل فرزندمان می دانیم، وبا توجه به شواهد وتهدیداتی که طی این مدت سازمان درحق خانواده ما اعمال کرده،خواهان برگزاری یک دادگاه علنی، با حضورشخص مسعود رجوی دراین دادگاه می باشیم. با توجه به مشکوک بودن نحوه قتل فرزندمان، بهمن عتیقی که ما اعتقاد داریم به منظور انتقام گیری ازخانواده ما،بدستورمشخص مسعود رجوی به قتل رسیده وخواهان کالبد شکافی جسد، ومشخص شدن چگونگی قتل وی می باشیم.
ملاقات اعضای انجمن نجات خوزستان با پدر آقای بهمن عتیقی
آقای عتیقی تاکید نمود که گزارشات منابع خبری سازمان درطی روزهای گذشته که عمدتا متناقض و ابهام برانگیز است به خوبی اثبات می کند که قتل بهمن عادی نبوده است. آقای عتیقی طی یک نامه به دادگستری عراق خواهان برگزاری یک دادگاه علنی با حضور شخص رجوی به عنوان عامل اصلی قتل بهمن گردیده است.آقای عتیقی همچنان از وزیر دادگستری عراق خواست که مقدمات تحویل گیری پیگر آقای بهمن عتیقی وانتقال آن به ایران را فراهم آورند.
رهبران مجاهدین و جشن خون
مسعود ومریم رجوی که ایدیولوژی خون را نمایندگی میکنند برعکس اصرار دارند که نیروها همچنان دراردوگاه اشرف بمانند تا با تکرار سناریوی تحریک و وادار کردن آنها به درگیری با نیروهای حفاظتی عراقی باز خون بریزند واز خون این قریانیان برای اهداف تبلیغاتی خود استفاده نمایند.براستی اگر ماندن دراردوگاه اشرف ومقاومت تا آخرین نفر وآخرین سنگر یک وظیفه ملی وانقلابی وشرافتمندانه است پس چرا آنها فرار را بر قرار ترجیح داده واز این سعادت محروم شده اند؟
دیدارهای اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده های اندیمشک – قسمت دوم
آقای حاتمیان ضمن تشکر از حضور اعضای انجمن گفت: این سازمان با حقه بازی وشیادی خاصی ذهن اعضا را به اسارت گرفته است.من یکبار برای ملاقات با برادرم رفته بودم با بکارگیری تمام شیوه های کنترلی وهمچنین تبلیغات کذب سعی داشتند که روی من هم تآثیر بگذارند ولی من در دلم به آنها می خندیدم زیرا احساس میکردم که چقدر تحلیلها وبرداشتهای آنها از اوضاع بیرون وجامعه ایران سطحی وغیر واقعی است. مادرآقای حاتمیان که در بستر بیماری بود گفت:آنها خودشان فرار کرده اند و بچه های ما را در اسارت و در بدترین وضعیت نگه داشته اند.
دیدارهای اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده های اندیمشک – قسمت اول
اعضای انجمن نجات شاخه خوزستان متشکل از آقایان حمید دهدار حسنی وعلی اکرامی وعلی سرخیان وخانم خبازان در دیداری صمیمی با اعضای انجمن در شهرستان اندیمشک حضور یافته و با خانواده های نصیری تیمور و ابراهیمی نژاد و رحیمی و رشیدی و کله جویی دیدار نموده و مورد استقبال گرم این خانواده ها قرارگرفتند.
نامه جمعی از خانواده های متحصن جلوی پادگان اشرف
رهبران این سازمان و بخصوص خانم مریم رجوی بعد از قریب چندین سال همکاری نزدیک ومشارکت سیاسی ونظامی با دیکتاتور عراق صدام حسین در سرکوب و کشتار مردم عراق و دیگر احزاب و سازمانهای عراقی که برای آزادی برعلیه یکی از مخوف ترین رژیمهای سفاک و دیکتاتور درمنطقه مبارزه میکردند اکنون بعد از سرنگونی صدام به غرب پناهنده شده تا با سوء استفاده از واژه آزادی ودموکراسی و فریب اذهان عمومی و بخصوص سیاستمداران و پارلمانترها و از جمله شخص شما گذشته سیاه خود ودستان آلوده شان را به فراموشی بسپارند.
از تاورنی تا اشرف تناقض از حرف تا عمل
خانم رجوی لطفا برای یک بار هم که شده یک لحظه با خودتان صادق باشید وبگویید وقتی که در میتینگ تاورنی دم از آزادی میزدی دچارتناقض ولحظه نشدی که وقتی نیروهای تحت اسارت شما در پادگان اشرف سخنان شما را درباره آزادی میشنوند وبعد روی خودشان ببرند وبه ریش شما ببخشید به آن چهره هزاران بار رنگ و لعاب شده شما میخندند که کدام آزادی؟خانم رجوی منظورتان از آزادی یعنی شرکت در شوهای تلویزیونی واظهار ندامت و پذیرش مارک مزدوری رژیم ایران وبعد اسارت در زندانهای بنگالستان وعسکری زاده است؟
17 ژوئن افشای ماهیت واقعی سرکرده فراری فرقه رجوی
اعضا سازمان مجاهدین خلق مستقر در اشرف در آن روز متوجه خیانتی بزرگ ازسوی رهبرانشان گردیدند.اعضا ساده لوح سازمان که باور می داشتند سران سازمان نیز مانند خود آنها در اشرف بسر میبرند به یکباره متوجه گردیدند آنها ماهها پیش خاک عراق را ترک کرده اند بر خلاف آن همه رجزخوانیهای شهادت طلبانه ای که رجوی سر میداد. فرار را برقرار ترجیح داده اند و به خاک اروپا گریخته اند
جنگ فرمانداران دروغین سراوان در اشرف
عبدالقادر که خواب فرماندار شدن را نمی دید از اینکه یکشبه به چنین مقام مهمی انتخاب شده در خلوت خود سراز پا نمی شناخت.فردا صبح عبدالقادر در سالن غذا خوری پذیرش در حالیکه تعدادی از همشهریهای بلوچش به دورش حلقه زده بودن با آب وتاب تعریف می کرد که از طرف برادر رضا مرادی به فرمانداری سراوان منصوب شده.در همین لحظه صدای نادر بلند شد که می گفت بیخود من فرماندار سراوان هستم ودیشب در نشست برادرسعید نقاش خودش به من گفت که بعد از پیروزی انقلاب فرماندارسراوان می شوم
فرقه رجوی سرابی بیش نیست
آید روزی بی حصار نه دیوار ونه سیاج ونه افسار شود روز فروریزد قلعه ویرانگه کرکس وکفتار کنده شوم زین دام مرگ خسته شدم زین حیله گر مکار فریفته آرمان نامقدسش گشتم افسوس ندانستم که خود بود خون خوار بیابان و آفتاب وحس غربت پرسه در دور باطل تکرار بوی مرگ ونیستی اندر حصار واسه پر گشیدن بیقرار اسیر در حصار تشکیلاتی دلتنگ خاک پاک دیار غم تنهایی وگریه شبانه سرگردان بیابان وخفتن در شیار
مصاحبه با سید یوسف جرفی از اعضای جدا شده فرقه رجوی
آقای جرفی دراین مصاحبه آخرین تحولات پادگان اشرف، یاس وسرخوردگی نیروهای مستقر در پادگان وموج فرار نیروها اشاره کرد. آقای جرفی گفت سازمانی که در خارج از کشور خود را دمکراتیک ترین سازمان در جهان می داند چرا سالهاست از پاسخ گویی به عادی ترین خواسته من که همانا در خواست حق خروج از سازمان بود جواب مثبت نمی دادند وی در بخش دیگری از مصاحبه اش گفت فضای حاکم بر نیروهای پادگان اشرف یک فضای پاسیو توام با احساس عجز و بن بست است