جشن مهرگان و مجاهدین
بایستی گفت مریم رجوی با سرعتی خیره کننده ویژگی های فرقه ای و رهبر یک فرقه بودن را بطور کامل طی نموده است تا جایی که می شود گفت در این رابطه چیزی کم ندارد این موضوع برای همه وقتی روشن شد که ایشان تحمل دو روز زندان را نداشتند و فورا دستور دادند تعدای خود را بسوزانند. و طبیعی است که امروز هم سالروز انتساب و خودخواندگی خویش را بگیرد.
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت سوم
در منطقه کوشک واقعاً زمینش بوی مرگ می داد. این قدر مین داشت که دل شیر می خواست پا تو آن میدان مین بگذارد. شبی که قرار بود برای شناسائی و پیدا کردن راه به همراه سه نفر دیگر رخنه کنیم، یک عراقی بود که فرمانده آن قسمت بود، مرا صدا کرد و گفت تو جوانی با این نفرات نرو. خیلی خطرناک است…
چه کسی از گزینه سوم مجاهدین حمایت می کند
مریم رجوی راه حل سوم را در حمایت مردم ایران می بیند. مردمی که به سختی به یاد می آورند که مجاهدین کیستند و اگر هم سالمندان جامعه ایرانی مجاهدین را به خاطر بیاورند، مطمئناً بمب گذاری و ترورهایی که آن ها علیه هموطنان خود چه شهروند و چه مسئول مرتکب شدند را به خاطر می آورند. آن ها هرگز فراموش نمی کنند که مجاهدین در طول جنگ ایران و عراق به عنوان ستون پنجم به صدام حسین خدمت کردند.
سرنوشت نامعلوم کودکان در فرقه رجوی
کودکان به قربت فرستاده شدند و به افراد و خانواده هایی عمدتا غیر ایرانی سپرده شدند، که خود بعدها زمنیه ساز مشکلات مختلف روحی و روانی و هویتی، برای آنها شد. هنوز هم معلوم نیست که بر سر آنها چه آمد، چه رنجهایی را تحمل کردند، کدامشان موفق شدند بعد ها پدر و مادر خود را بیابند و به آنها برسند، کدام توانستند با محیط پیرامون و جدید خو بگیرند و علیرغم مادر عوض کردنهای پیاپی به آنها عادت کنند، کدام توانستند هویت خود را باز یابند. کدام یک توانستند از چنگال مشکلات روانی ناشی از چنین سوء رفتارهایی نجات پیدا کنند. هیچکس نمی داند. تنها فقط از روی تعدای که بعدها موفق شدند نجات پیدا کنند، میشود حدس زد که بر آنها چه رفته است.
خشونت یا مسالمت از منظر فرقه رجوی
بایستی این سئوال را از فرقه رجوی نمود که در اروپا و آمریکا و بعد در منطقه شما این تناقض را چگونه می پوشانید. بالاخره تغییر دموکراتیک را می پسندید یا تغییر خشونت آمیز؟ بدلیل اینکه الزمات و ابزار آن دو با هم متفاوت است. برای تغییر دموکراتیک نیاز به هرچه وجود داشته باشد یقیناً نیاز به اسلحه و بمب ندارد چه رسد به ارتش و به طریق اولا قرارگاه نظامی، بلکه یک حزب با اساسنامه مشخص و استراتژی مشخص و کادرهای اعلام شده می خواهد و تعدادی دفتر و سایت و حرکات مسالمت آمیز و حمایت های خاص خود.
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت دوم
روزی مرا صدا کردند و گفتند باید در یک نشست شرکت کنی رفتم دیدم چه قیامتی است حدوداً 200 نفر سر یک نفر به نام محمدآقا سلطانی ریخته اند و هر کسی با صدای بلند سر او داد می زند و به او فحش می دادند و به این کار می گفتند گرفتن حق رهبری!
جنجال آفرینی نیاز فرقه رجوی
خانواده ها در تلاش هستند تا دست کم یک ملاقات ساده با عزیزان خود داشته باشند. تعداد زیادی از این خانواده ها با تحمل مشقات زیاد و پذیرفتن رنج سفر و خطرات موجود در منطقه خود را بارها به درب این قرار گاه رسانده اند اما دریغ از یک دیدار ساده چند دقیقه ای و یا حتی یک مکالمه کوتاه تلفنی.
تلاش بی ثمر مجاهدین
بعد از اینکه پرونده قرارگاه اشرف از نیروهای آمریکایی به نیروهای عراقی واگذار شد مجاهدین به دست و پا افتادند که این آب رفته را به جوی بازگردانند لذا از تمام توش و توان خود استفاده نمودند بلکه بتوانند این رای را تغییر بدهند چه بسا «تمام نیروها برای خودشان تعهد جدید دست و پا کرده باشند»…
راه حل سوم مجاهدین، جنگ جهانی سوم
فرقه تروریستی رجوی سعی می کند به این وسیله طرف های نظامی غربی را مجاب کند که منتظر نشوید که این بمب خیالی تکمیل شود و مسلما برای توقف بایستی آن را بمباران کنید. این همان استراتژی است که سران این فرقه دنبال می کنند و از هیچ گونه جاسوسی و وطن فروشی در مقابل مردم ایران و به نفع متجاوزین صهیونیست و حامیان و اجدادشان در غرب فروگذار نمی کنند.
سازمان مجاهدین از دیدگاه ثریا معزی – قسمت دوم
مجاهدین هر کجا نیاز باشد بی مهابا تهاجم می کنند چه سیاسی و یا نظامی و ایدئولوژیکی، زیاد به نتیجه و حجم کارها فکر نمی کنند و هر چه نیاز باشد خرج می کنند و هر کجا نیاز باشد نیروها را فدا می کنند تا به اهداف خود برسند.
دستگاه تبلیغاتی مجاهدین حقیقت را تخریب می کند
بنابراین هر بار که سازمان انرژی اتمی سراغ موضوع هسته ای ایران می رود، دستگاه تبلیغاتی مجاهدین شروع به تکرار حرف های قدیمی خود می کند. به اصطلاح”برنامه ی هسته ای مخفیانه ایران را افشا کند.” مجاهدین اطلاعات بسیار کمی از برنامه ی هسته ای ایران دارند و همین مقدار کم هم بر همه ی دنیا روشن است. تنها کاری که مجاهدین می کنند، تکرار و مبالغه است.
هوادارن فرضی فرقه رجوی
این ها هنوز در توهم داشتن پایگاه در ایران بسر می برند و از بس به دنباله های خود در این یا آن کشور اروپایی و یا اشخاص بی مقام و موقعیت اخبار داشتن پایگاه اجتماعی و فعالیت نیروهای داخلی به نفع فرقه سر داده اند که خودشان هم باور شان شده به همین خاطر دست به نوشتن دستور و ابلاغیه زده اند فقط می ترسم نکند یک دفعه تلاش های شبانه روزی این نیروی فرضی مثل دشمن فرضی در برخی از مانور های پیشین عمل کند و مشتی تلفات در جانب فرقه تروریستی رجوی به بار بیاورد.