سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت پنجم
محمود آسمان پناه در خاطراتی که در چند قسمت درج شد به جوانی کرمانی پرداخت که آز آلمان به اشرف آمده بود… آقای محمودآسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: روز بعد به دوستم زنگ زدم که از او بپرسم که آیا با او هم همین طور است؟ دوستم گفت مگر خودت در […]
سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت چهارم
محمود آسمان پناه در قسمت قبل خاطراتش تا این که بعد از حمله آمریکا به عراق و سرنگون شدن صدام گفت و اینکه به دنبال موقعیت مناسب برای جدایی از سازمان و رفتن به کمپ آمریکایی ها بوده است. محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: زمان مصاحبه فرا رسید و من […]
تسلیت محمود آسمان پناه به مناسبت شهادت رهبر ایران
شهادت رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی، به دست شقیترین و پلیدترین عناصر روزگار یعنی سرکردگان آمریکا و اسرائیل، که از هیچ جنایتی فروگذار نمیکنند، را به ملت بزرگ ایران و تمامی آزادگان جهان تسلیت عرض میکنم. درست است که بالاترین و بهترین عزیز ما را گرفتند، ولی او با شهادت خود ثابت نمود که پرچم […]
سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت سوم
محمود آسمان پناه در قسمت قبل خاطراتش از جوانی کرمانی که ساکن آلمان بوده سخن می گوید که به اشرف آورده شده، اما پس از مدتی متوجه می شود در چه منجلابی گرفتار شده و راه بازگشتی هم وجود ندارد. آقای محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: تا این که بعد […]
سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت دوم
محمود آسمان پناه در قسمت اول خاطراتش داستان جوانی کرمانی را شروع کرد که از آلمان به اشرف آورده شده بود… محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: بعد از اتمام رژه که کارها به روال قبل برگشت و کارهای روتین سازمان و نشست های تشکیلاتی شروع شد و شرایط سخت گردید، […]
سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت اول
آقای محمودآسمان پناه در خاطره نویسی خود، نوشته است: چند ماهی قبل از رژه سازمان که در سال ۱۳۷۰ برگزار شد یک جوان که اسم او را نمی توانم ذکر کنم از آلمان به سازمان پیوسته بود که او را به یک فرمانده به نام اسد حداد که اصالتاً لُر بود ولی ساکن کرمان بود […]
گرفتن اعتراف اجباری در سازمان مجاهدین خلق
در اواخر سال ۶۹ بود که نشست های تشکیلاتی و طلاق اجباری در داخل سازمان مجاهدین خلق شروع شد. در ابتدا من با ورود به نشست ها مخالفت کردم و وارد نشست نشدم. آن موقع من در محور یکم ارتش آزادیبخش ملی مجاهدین خلق بودم و تعداد زیادی بودند مثل من که وارد نشست ها […]
در زیر پرچم زیبای سه رنگ ایران
محمود آسمان پناه مدیر انجمن نجات استان کرمان به همراه فرزندش به صورت مستمر در کنار خیل کثیر مردم در تجمعات مردمی این شهر حضور فعال دارد. وی تاکید دارد به عنوان یک وظیفه ملی میهنی و برای دفاع از کشورعزیزمان ایران زیر پرچم زیبای سه رنگ ایران در کنار مردم پر شور این شهر […]
دلنوشته ای از فاطمه پورعبدالهی به برادرش حسین پورعبدالهی
سلام برادر عزیزم. یک سال دیگر هم گذشت و تو همچنان تصمیم به جدایی از این گروه سر تا پا دروغ نگرفتی. آنها شما را همیشه فریب داده و با وعده های هر ساله که امسال دیگر میرویم، مانع از جدایی شما شدند . من نمیدانم الان دیگر با چه دروغی شما را نگه داشتند؟! […]
با حسین بلوجانی زیر تیغ بودیم
در سال 75 یا 76 بود که من از ورزش جعمی به شکلی فرار می کردم و پشت آسایشگاه یک قسمت خلوت به تنهایی ورزش میکردم. یک روز حسین بلوجانی که اهل کرمانشاه بود و در محور ما بود، آمد و گفت: به من هم یاد می دهی که باهم ورزش کنیم. چند روزی باهم […]
پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین
سلام به دوستانم که هنوز تصمیم به جدایی از کمپ جهنمی مجاهدین خلق را نگرفتند. امیدوارم حالتان خوب باشد. هر چند که در آن زندان و تبیعدگاه و تحت فشارهای روحی و روانی هیچ حال خوبی برای شما نمی ماند. ولی این را بدانید که ما و خانواده هایتان همیشه به فکرتان هستیم و همواره […]
خاطرهای از شکنجهگاههای مجاهدین خلق
بعد از ناآرامی های اخیر در صفحات اینستاگرام دیدم که مریم رجوی فرصت طلب به میدان آمده و دم از آزادی و ایرانی آزاد می زند! یاد سال 76 افتادم. آن سال سه نفر از بچه های ایلام از سازمان فرار کردند که متاسفانه عراقی ها آنها را دستگیر کردند و به سازمان تحویل دادند. […]