جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
چهار سال است که به آرامش رسیده ام 06 فروردین 1399

چهار سال است که به آرامش رسیده ام

سلام به دوستان خوبم. قبل از هر چیز عید و تحویل سال نو رو به شما و به تک تک خانواده های دردمند و چشم انتظارتان تبریک میگم . من اسماعیل فلاح رنجکش هستم که سی سال در زندان های فرقه رجوی بودم و اساس عمروجوانی ام را درحمایت از رجوی خائن به بطالت گذراندم. […]

نامه عیدانه به ولیرضا اکبری کهنه سری 27 اسفند 1398

نامه عیدانه به ولیرضا اکبری کهنه سری

خدمت برادر عزیز و گرامی جناب ولیرضا اکبری ضمن عرض سلام و ارادت ویژه امیدوارم که سرحال و سلامت وشاداب باشید . برادر خوبم این چندمین نامه است و چندین بار هم حضورا در مکانی که بنام اشرف برایتان ساخته بودند آمدیم که نه تنها خوشحالی وآن انتظار برادرانه بوجود نیامد بلکه نگرانی ما را […]

من پسرم را میخواهم 25 اسفند 1398

من پسرم را میخواهم

خدمت ریاست محترم سیاست خارجه اتحادیه اروپا جناب اقای جوزف بورل، من فقط پسرم را میخواهم سلام علیکم اینجانب محمدولی قلیزاده پدر علی قلیزاده اسیر فرقه رجوی در آلبانی هستم. پیرمردی ۸۶ ساله و کشاورز به دور از هر گونه تعصب و عقاید سیاسی . عالی جناب پسرم اسیرجنگی بود که درعنفوان جوانی به علت […]

استمداد خانواده اکبری کهنه سری از نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا 21 اسفند 1398

استمداد خانواده اکبری کهنه سری از نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا

به جوزف بورل نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا احتراما به استحضار عالی جنابان می رساند، اینجانب جلال اکبری ساکن کشور ایران (استان گیلان) هستم. برادر بنده در سال 1360 در جنگ، اسیر دولت عراق و در سال 1367 با فشار و ترفند و وعده و وعیدهای کذایی مجاهدین باصطلاح خلق نما وارد اشرف(عراق) نمودند. حال […]

پیام تبریک به آقای اسماعیل رنجکش 20 اسفند 1398

پیام تبریک به آقای اسماعیل رنجکش

پیوندتان مبارک اقا اسماعیل عزیز تبریک و شادباش به خانواده های چشم انتظار گیلک در خصوص ازدواج میمون و مبارک عضو جدا شده و بازگشتی به کانون خانواده جناب اقای اسماعیل رنجکش در استانه اشرفیه به امید رهایی عزیزانتان از چنگال رجوی و بازگشت به وطن و آغوش خانواده .

علی جان دراین روزهای آخرسال منتظر خبر خوشحال کننده ای از تو هستم 15 اسفند 1398

علی جان دراین روزهای آخرسال منتظر خبر خوشحال کننده ای از تو هستم

سلام به برادر نازنینم؛ علی جان. غرض از نوشتن نامه مخصوصا دراین زمان که برایت مینویسم با وجود آمدن ویروس کرونا یعنی مهمان ناخوانده ای که وارد کشورعزیزمان شده به عرضت برسانم الحمدالله تمامی اعضای خانواده وفامیل ودوستان خوب و سلامت و به دعاگویی جان شما مشغولند وخدمت شما سلام میرسانند و سلامتی و سعادتت […]

مادران؛ منتظران بدرود یافته – قسمت بیست و پنجم 11 اسفند 1398

مادران؛ منتظران بدرود یافته – قسمت بیست و پنجم

خیانت و جنایت رجوی در حق ملت ایران و اعضای اغفال شده اش گستره و پهنای زیادی دارد که زبان و قلم از بیان تمام عیار آن قاصر و ناتوان است. دراین میان خانواده های اعضای گرفتار در فرقه بدنام رجوی خاصه مادران از قربانیان اصلی خباثت رجویها محسوب می شوند که در این نوشتار […]

در غم دوری و بیخبری از دلبند اسیرش رضا حسن زاده به دیار باقی شتافت 08 اسفند 1398

در غم دوری و بیخبری از دلبند اسیرش رضا حسن زاده به دیار باقی شتافت

مادری نجیب درگذراز دنیای فانی به دیارباقی شتافت وبه آرامش رسید. الَذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ خانم صفیه رنجبر ۸۲ ساله مادر رنجدیده از ظلم و جور رجوی، در غم دوری و بیخبری از دلبند اسیرش رضا حسن زاده، چشم انتظار دار فانی را وداع گفت و به ابدیت پیوست. […]

درد دوری فرزند،آقای زاد اسماعیلی را روانه ی بیمارستان کرد 01 اسفند 1398

درد دوری فرزند،آقای زاد اسماعیلی را روانه ی بیمارستان کرد

آقای هوشنگ زاد اسماعیلی که فرزندش داوود را در اسارت رجوی دارد از اعضای بسیار فعال و مرتبط با انجمن نجات گیلان است. شخصیتی کاردان و مدیر و مدبر و کارمند بازنشسته سازمان جنگلداری شهر شفارود از هشتپر طوالش گیلان که برای دیدار و رهایی دلبندش از اسارت رجوی زحمات شایانی را به اتفاق همسر […]

بابا، با شنیدن صدایت جانی دوباره میگیرد 27 بهمن 1398

بابا، با شنیدن صدایت جانی دوباره میگیرد

سلام . سلامی به اندازه سالهای دلتنگی و انتظار به نازنین برادرم علی جان انشالله که صحیح وسلامت باشین ‌.حالا که این نامه را برایت مینویسم شب سرد وبرفی 26 بهمن ماه است . الان که مشغول نوشتن نامه برای برادرعزیزتر از جانم هستم با چشمان گریان برایت مینویسم از اوضاع و احوال خانواده ات […]

لمپنیزم افسارگسیخته درقامت جابرزاده 27 بهمن 1398

لمپنیزم افسارگسیخته درقامت جابرزاده

دریکی ازجلسات اهانت آمیز و تحقیر اعضای منتقد و ناراضی خودم سوژه شدم. مسول جلسه راضیه کرمانشاهی چاک دهن بود که دربکارگیری الفاظ رکیک وبی ناموسی گوی سبقت را از سایرین ربوده بود. برغم فحش وفضیحت بسیار که نثارم کردند تنها سلاحم سکوت بود و سکوت. با تحریک مسول جلسه ومحاکمه ؛ جماعت سرخپوست که خود ازقربانیان مناسبات فرقه ای بودند کاربه درگیری فیزیکی کشیده شد و ناگزیر روانه آسایشگاه شدم تا کمی بیاسایم.

نامه دوم خانواده های گیلک به مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا 19 بهمن 1398

نامه دوم خانواده های گیلک به مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا

جناب آقای جوزپ بورل مسئول عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپا گرمترین درودها و سلامهای ما را پذیرا باشید. همزمان با ورودتان به سرزمینمان ایران در روز دوشنبه گذشته درنظر داشتیم به اتفاق جمع محدودی ازخانواده های اعضای گرفتار دریک فرقه مخرب کنترل ذهن و تروریستی موسوم به سازمان مجاهدین خلق به دیدارتان درتهران نائل شویم […]

blank
blank
blank