پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
ابراز خوشحالی خانواده محمد رئیسوند از دیدن تصویر او 28 خرداد 1401

ابراز خوشحالی خانواده محمد رئیسوند از دیدن تصویر او

مهدی رئیسوند که از سن ۱۰ سالگی برادر بزرگتر خود را ندیده بود، وقتی پس از  ۳۴ سال فیلم و تصویر برادرش محمد رئیسوند را دید با شادمانی و جعبۀ شیرینی به دفتر انجمن کرج مراجعه و کام خود و مسئول انجمن را شیرین نمود. آقای رئیسوند با ابراز خشنودی گفت: من و مادر ۳۴ […]

درخواست فاطمه محبتی برای ارتباط با دخترش آزاده صبور 29 اردیبهشت 1401

درخواست فاطمه محبتی برای ارتباط با دخترش آزاده صبور

آزاده صبور در سال ۱۳۷۹ همراه شوهرش کاوه پورهمدانی با موضوع کاریابی و اخذ پناهندگی در اروپا به کشور عراق و سازمان تروریستی مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف کشانده شدند. شوهر وی پس از پی بردن به ماهیت تروریستی فرقه رجوی پس از چندین ماه درخواست خروج آنهم همراه همسرش را به مسئولین فرقه اعلام […]

سرنوشت ساشا در پروژه مرگبار شلیک ناخواسته 29 اردیبهشت 1401

سرنوشت ساشا در پروژه مرگبار شلیک ناخواسته

در درون تشکیلات مخوف سازمان تروریستی فرقه گرای مجاهدین خلق، زمانیکه اعضا به شرایط استقرار و فضای حاکم اعتراض میکردند، مسئولین حلقه به گوش فرقه رجوی در ابتدا فرد یا افراد معترض را با ارتباط کلامی توام با توهین و تهدید ساکت میکردند و به این شیوه کلامی تهدید آمیز به اصطلاح میگفتند: کار توضیحی […]

تقاضای خواهر داوود حیدریان از مقامات آلبانی 31 فروردین 1401

تقاضای خواهر داوود حیدریان از مقامات آلبانی

9 ساله بود که برادرش داوود حیدریان در جبهه جنگ میان ایران و عراق اسیر نیروهای بعثی می شود و برخلاف قوانین بین المللی به کمپ مجاهدین خلق منتقل می شود. از آن زمان تا کنون خانواده حیدریان هیچ گونه اطلاعی از وضعیت او ندارند. معصومه حیدریان در پیامی ویدئویی با ذکر این نکته که […]

اردوگاه اشرف ۳، ایستگاه آخر سازمان مجاهدین خلق 27 فروردین 1401

اردوگاه اشرف ۳، ایستگاه آخر سازمان مجاهدین خلق

این اردوگاه در منطقه ای میان پایتخت کشور آلبانی (تیرانا) و شهر ساحلی دورس قرار دارد. نیروهای سازمان مجاهدین به رهبری ملعون مجهول المکان مسعود رجوی پس از 30 سال اسارت و استقرار در اردوگاه های اهدایی صدام دیکتاتور اسبق کشور عراق و کمپ موقت آمریکا در عراق به نام لیبرتی در سال 1395 پس […]

ماجرای قبل و بعد از حادثه ۱۹ فروردین 20 فروردین 1401

ماجرای قبل و بعد از حادثه ۱۹ فروردین

یکی از شاهدین حادثه 19 فروردین این چنین میگوید: صبح روز جمعه بود که نیروهای عراقی به قصد تردد و استقرار ایستگاه پلیس در قرارگاه اشرف که قبلا به سازمان مجاهدین اطلاع و گوشزد داده بودند و زمزمه هایش هم از قبل بین ما اعضا پیچیده بود، با نیروها و ادوات جنگی وارد اشرف شدند. […]

استمداد خواهر حسن مرادی از نخست وزیر آلبانی برای دیدار با برادرش 28 اسفند 1400

استمداد خواهر حسن مرادی از نخست وزیر آلبانی برای دیدار با برادرش

زینب مرادی خواهر چشم انتظار حسن مرادی که برادرش 20 سال است در سازمان تروریستی فرقه نمای رجوی موسوم به مجاهدین خلق اسیر میباشد سالهاست که به مقامات وقت، نهادهای حقوق بشری و دیگر موسسات زیر مجموعه سازمان ملل متحد همچون کمیساریای عالی پناهندگان، دیوان کیفری سازمان ملل متحد و کمیته ناپدیدشدگان اجباری جهت ارتباط […]

خواهر خرم رمضانی: در آستانه سال نو شرایط دیدار با برادرم را فراهم کنید 25 اسفند 1400

خواهر خرم رمضانی: در آستانه سال نو شرایط دیدار با برادرم را فراهم کنید

خانم مهناز رمضانی خواهر چشم انتظار خرم رمضانی در پیامی تصویری برای چندمین بار از مقامات آلبانی درخواست کرد که در آستانه سال جدید بتواند با برادرش دیدار یا ارتباط تلفنی داشته باشد. آقای خرم رمضانی اهل خرمشهر در ابتدای جنگ ایران و عراق و هجوم نیروهای عراقی به داخل شهر خرمشهر به عنوان یک […]

خاطرات ولی الله غفاری از ۱۷ سال اسارت در تشکیلات مجاهدین خلق 22 اسفند 1400

خاطرات ولی الله غفاری از ۱۷ سال اسارت در تشکیلات مجاهدین خلق

چشمانم را که باز کردم، خودم را روی تختی در بیمارستانی نظامی مربوط به ارتش عراق یافتم. از ناحیه صورت و دست و پا و کمر مجروح شده بودم. پرده گوشم هم پاره شده بود. مدتی گذشت تا به خاطر بیاورم چه حادثه ای مرا به آنجا کشانده بود. صدای موشک و سنگر و .. […]

از آغاز تا پایان فریب بزرگ – قسمت پایانی 28 بهمن 1400

از آغاز تا پایان فریب بزرگ – قسمت پایانی

همانطور که در قسمت قبلی خاطراتم عرض کردم، پس از حمله ائتلاف به کشور عراق و سقوط بغداد، سازمان تروریستی فرقه گرای رجوی نیز با تمام نیروها و آرایش نظامی قرارگاه های خود را به خیال تصرف شهرهای مرزی ایران ترک کرد که سرانجام پس از سرقت مهمات ارتش عراق و آوارگی و انهدام تجهیزات […]

از آغاز تا پایان فریب بزرگ – قسمت دوم 19 بهمن 1400

از آغاز تا پایان فریب بزرگ – قسمت دوم

در قسمت قبل تا آنجا گفتم که پس از ساعتی وارد محلی شبیه پادگان نظامی شدیم و پس از پذیرایی در سالن غذاخوری به سمت استراحتگاه هدایت شدیم که در این استراحتگاه نیز تعداد زیادی ایرانی بودند که مدتی بعد متوجه شدم آنها هم مانند من از کشور ترکیه، پاکستان، امارات و ایران به اینجا […]

از آغاز تا پایان فریب بزرگ – قسمت اول 17 بهمن 1400

از آغاز تا پایان فریب بزرگ – قسمت اول

سال 1380 به صورت قانونی و از طریق مرز زمینی جهت پیدا کردن شغلی مناسب به ترکیه عزیمت کردم و در یکی از هتل های شهر استانبول ترکیه مستقر شدم. در هتل محل اقامتم تعدادی ایرانی ساکن بودند که بعضی از آنها اصلا از هتل بیرون نمیرفتند ولی چند نفر مشخص همیشه تردد داشتند. من […]

blank
blank
blank