اوج دموکراسی فرقه ای مجاهدین
تازه من فهمیدم که همین دشمن مستقر در درون فرقه همانی است که من برایش شام برده ام” شاپورعبادی” نامبرده جنوبی بود و حدودأ تا آنزمان 10 سالی بود که در تشکیلات تحت هژمونی رجوی عمر تلف کرده بود.درمرکز مربوطه هیچ کس حتی فرماندهان و رده های بالای تشکیلات جرأت نگاه کردن به چشمان او را نداشتند تا چه رسد به اینکه با وی برخورد تشکیلاتی کنند. لذا آن شب فرماندهان می دانستند که کم می آوردند لذا به همه افراد گفتند اگر شما دشمن را در عملیات ببینید نمی روید اول با او مواجهه نزدیک شوید و به چشمانش نگاه کنید و سپس تصمیم بگیرید که چگونه او را بزنید.
درخواست مضحک سلاح برای میلیشیای کهن سال!
مثلا در کلیه عملیاتهایی که توسط سازمان در دوران جنگ انجام می شد قبل از هر عملیاتی منطقه به شدت توسط توپخانه های ارتش عراق آتشباری می شد به طوری که خود رجوی در یکی از نشست ها اذعان کرد که قبل از عملیات موسوم به چلچراغ برای هر متر مربع در منطقه عملیاتی چهار گلوله توپخانه ای شلیک شده و این حجم آتش دیگر آثاری از حیات باقی نمی گذاشت و بعد تصرف منطقه ای با این حجم آتشباری کارسختی نبود. حتی در عملیات موسوم به فروغ (مرصاد) هم آتشباری به حدی بود که تا سرپل ذهاب آثاری از حیات باقی نمانده بود که جلوی ورود نیرویی را بگیرد.
ماجرای پول تو جیبی های مجاهدین
اصلا مقوله پول در فرقه رجوی داستانهایی دارد بدبختانه از آنجایی که افراد مدتهای طولانی پول ندیده اند و در جریان اقتصاد روزمره و داد و ستد و بده بستان پولی جامعه قرار ندارند مانند انسانهای غار نشین و اصحاب کهف ارزش پول را نمی دانند تا بفهمند چه مبلغی زیاد یا کم است و اصلا پولی که توی جیب آنها می گذارند چه مسئله ای از آنها حل می کند. آنها فکر می کرده اند لابد با 200دلار می توانند در اروپا شاهانه زندگی
موضع استیصال رهبری مجاهدین از زبان سخنگوی فرقه
رجوی با دماغ سوختگی تمام از بازپس دهی یک سوم ازسلاح های انفرادی خود که توسط امریکا خلع سلاح شده سخن می گوید ملتمسانه خواستار آن است و می گوید اکنون که امریکا و ملل متحد خطر داعش را جدی و به مجاهدین گوشزد کرده اند لازم است آنها سلاح به مجاهدین دهند تا ببینند چه کسی جرأت حمله به آنهارا دارد. رجوی به دلایلی جرأت نکرده اسم داعش را به زبان بیاورد وگفته ببیند چه کسی جرأت نزدیک شدن به مجاهدین را دارد.
خانواده؛ رعشه مرگ و کابوس مجاهدین
خانواده های آن اسیران هم که اغلب دو دهه از وجود فرزندان و پدران ومادران خود بی خبر بودند فعال شدند و با وصل به این انجمن ها اقدام به تحصن در پشت دیوارهای اشرف کردند که این کار رجوی را ابتدا غافل گیر و مجبور به تن دادن به برخی ملاقات ها با تمامی محدودیت ها کرد. از آنجایی که این ملاقات های محدود باعث جدایی صدها تن شد لذا رجوی درب اسارتگاه را بست و همه خانواده ها را عامل اطلاعات ایران و مزدور معرفی کرد و آنچنان ترس و رعشه ای بر اندامش افتاد که سران ورهبران فرقه به تکاپو افتاده و مرگ خود را در حرکت خانواده دیدند و با تحریک و اجبار اسیران برای سنگ زندن به صورت پدران و مادران خود و به تلویزیون کشاندن آنها برای سرهم کردن چرندیات ضد خانواده راه آنها را برای خروج سد کند.
رجوی شیاد و دروغگوی تاریخ
تاکتیک و استراتژی محروم کردن اسیران توسط رجوی چیز تازه ای نیست این ایدئولوژی و ساختار و سیاق ثابت رهبری فرقه بوده است دادن آدرس و اطلاعات غلط و محروم کردن از واقعیت ها – نقض حقوق بشر به طور روزمره و لحظه مره بوده است و به عنوان مثال: یک نیرو از سال 57 برای رجوی اعلامیه مجاهد فروخته – بعد در درگیری های 30 خرداد و بعد از آن حضور داشتنه بعد به کردستان اعزام شده و از آنجا به کردستان عراق – سالها برای رجوی جنگیده –بعد به ارتش آزادیبخش رجوی ساخته رفته و درتمامی عملیاتها شرکت کرده –در تمامی نشست ها و سرفصل های تغییر فاز فرقه حضوری فعال داشته
لرزیدن پشت رجوی از ترس خانواده ها
رجوی دزد فرزندان ایران است –او انسانهای زیادی را کشته –نیروهای خود را که فرزندان همین خلق و سرزمین هستند،سربه نیست –شکنجه –اعدام –اجبار به انتحارو منفجرکردن خود-اجبار به خودسوزی و خود زنی-محروم کردن از تمامی حقوق مینیمم انسانی و درته خط انهدام بنیاد خانواده ها و متلاشی کردن آنها و به اسارت فرستادن بچه های آنها و…
یک خاطره از یک سوژه نشست حوض در حضور رجوی
جواد درمانده و وامانده گفت من نمی دانم اکنون در این جا چطور این کاررا ثابت کنم. رجوی به جمع گفت کسی پیشنهادی دارد. یک دفعه فردی به نام طاهر سلجوقی از مسئولین بلند شد و گفت جواد برای خرد کردن شخصیت خود و اینکه به خود ثابت کند که چیزی برای از دست دادن ندارد مثل سگ عو عو کند تا اینگونه تمامی پل های پشت سرخودرا با دنیای فردیت و شخصیت کاذب خود خراب نماید و اینگونه رها شود وقتی جواد این کار را بکند در آینده اگر مسئله دار هم شود این کار هرز و تضمین اوست که خودش برای خودش ساخته و عقبگرد نمی کند.
رجوی خود را افشا کرد
این یک واقعیتی است که اکنون رجوی در زدن به رژیم با مقاله یاد شده آدرس کتمان شده خود را می نویسد و اعتراف می کند که چطور وقتی تمامی چرخ های نظامی و سیاسی علیه او بوده و تمامی عقربه ها و نشان دهنده های فرقه اش در جهت عکس عقربه های ساعت کار می کرده هیچ مرزی برایش معنا و مفهومی نداشته و از روی نعش نزدیک ترین افراد و مریدان خود می گذرد. آخرین آن قتل عام و گروگان گیری فرمالیستی به خاطر فرجام بد تخلیه و از دست دادن اسارتگاه اشرف و حفظ شخص رجوی بود.
استیصال رجوی در مقابل جداشدگان
بعد از افتادن نقاب از چهره رهبری فرقه مجاهدین از سال 64 به بعد تا ورود به عراق و تن دادن به ذلت و خواری به دشمن ملت ایران و کشتار ایرانیان و شراکت در جنایات صدام و حتی چند قدم جلو تر از او اعضاء و کادرهای این فرقه شروع به ریزش و جدایی و حتی تقابل و افشاگری علیه انحراف و جنایات و جاسوسی های رهبری فرقه مبادرت کردند.
تسلیت به خانواده داغدار آقای نظری
مطلع شدیم آقای صمد نظری که سالیان است برای رهایی همسنگران و دوستان خود در حصار فرقه رجوی تلاش می کند دارفانی را وداع گفت. انجمن استان کرمانشاه غم از دست دادن این عزیز سفرکرده را به خانواده ی آن مرحوم تسلیت گفته و خود را در غم از دست دادن آن مرحوم شریک می داند.
نامه سرگشاده خانواده های کرمانشاه به آقای حیدر العبادی
آقای نخست وزیر محترم به عرض شما می رسانیم فرزندان و عزیزان ما به هیچ وجه به دلخواه و خواسته خود و انتخاب آزاد در فرقه تروریستی مجاهدین به رهبری رجوی تروریست نیستند بلکه همه ی آنها به استثنای عده ای از سران ارشدشان که در واقع اکنون زندان بانان بقیه هستند همگی تحت فشارهای مخوفی گرفتار شده اند.ما عاجزانه از شما تقاضای استمداد داریم.