اسماعیل جان زودی بیا که بی قرار تو هستیم
ازشما خواهش دارم اندک تامل کن و در اولین فرصت با یک” نه” قاطع به رجوی خودت را به نماینده کمیساریای عالی پناهندگان و مسولین عراقی محافظ کمپ لیبرتی معرفی کن و به هتل برو و الباقی راه را به همت وقوه الهی خودم برایت هموار میکنم که بزودی زود خود را دردنیای آزاد و کانون گرم و پرمهر خانواده ات ببینی.
نامه دردمندادنه یک مادر زحمتکش گیلک به نماینده سازمان ملل
شما که به عنوان نماینده حقوق بشر هستید آیا این حق ما نیست با گذشت این همه مدت آنها را ملاقات کنیم ویا زمینه ی آزادی آنها را فراهم نمائید به سران فرقه می گویم مگر ما بشر نیستیم، ما مگر خلق نیستیم، سازمانی که نابخردانه همیشه دم از مردم و خلق قهرمان ایران می زند واکثریت مردم را هوا دار خود معرفی می کند چه شده است حتی ملاقات با فرزند خود را به ما نمی دهد مگر این خانواده ها جز مردم وخلق قهرمان نیستند پس چه شد آن انسانیت و مردانگی آنها، مگر شما نماینده حقوق بشر نیستید.
شکرخدا که راه برای رهایی عزیزانمان ازچنگال رجوی هموارشده است
بدنبال انتشاراسامی اعضای انتقال یافته ازکمپ لیبرتی به کشورآلبانی واطلاع یافتن خانواده های چشم انتظارگیلک ازاین امرکه شادمانی عمیق آنان را برانگیخت ؛ انجمن نجات گیلان ضمن تبریک وتهنیت به اعضای انتقال یافته وهمچنین خانواده های مرتبط با انجمن آرزودارد درآینده ای نه چندان دوربا اضمحلال نهایی فرقه رجوی مابقی اسرای گرفتاردرفرقه بدنام رجوی به دنیای آزاد گام گذاشته….
صمد نظری سرشار از انرژی بود
هیچوقت چهره خندان ومهربان وبا روحیه ایشان درماموریت به عراق ازخاطرم نمیرود. اگراشتباه نکنم سال 1389 بود که خودم به اتفاق همسرم وهمچنین خانم زهرا رجبی که برادرش را دراسارت رجوی دارد قرارشد با اکیپ مازندران با مسولیت زنده یاد برای ملاقات با عزیزانمان به عراق برویم وچنین شد درآن مسافرت با حضورآقای نظری واقعا ما خانواده های گیلانی ومازندرانی قوت قلب می گرفتیم وهیچ احساس کمبود وحتی خستگی نمی کردیم.
آخرین دیدار با زنده یاد صمد نظری و ناگفته هایش
درادامه گپ دوستانه وصمیمانه مان اندک که شوخی کردیم وگفتیم وخندیدیم آقا صمد درهمان فضای شوخی ازمن پرسید راستی داستان تکراری چراغ خاموش رجوی چی بود!؟ زنده یاد وقتی دیدند من چندان اعتنایی به خزئبلات رجوی ندارم وبا تسمخردارم ازآن میگذرم خیلی جدی شدند وگفتند” واقعا اقای پوراحمد این مردک دیوانه نیست؟. خودم که فکرمیکنم ازفرط توهم مالیاخولیا هم گرفته. امام حسین کمرش را بزند.
آقای علی آلفته: اگرتو بیایی من جان تازه میگیرم
وقتی فرزندم دید دیگراشک مجالم نمیدهد که بیشترازاین با وی صحبت کنم خودش هم به گریه افتاد وبه آرامی گفت” چرا. من دلم به حال شما و زادگاهم تنگ شده است وشما را دوست دارم ولی……. درهمین اثنا بود که دیدم تماس هادی قطع شده است واین اولین وآخرین تماس وی با من بوده است”.
شکست ایران هراسی و تحریم ها
مریم قجر متواری ازعراق که می بایست در دادگاههای آن کشور به خاطر کردکشی دهه هفتاد پاسخگوی جنایات خود باشد دراین خصوص به ضجه وناله افتاد وضمن اتخاذ موضع ضد ایرانی گفت” مذاکرات یکساله ایران با 5 قدرت جهانی به شکست انجامید وبا تمدید 7 ماهه فرصتی به ایران داده شد که بتواند به بمب اتمی دست یابد!” وازاین حیث دول های جهانی را مورد سرزنش قرارداد!!
رهایی ملک جمشید ده مرده ازتشکیلات مافیایی رجوی مبارک
ملک جمشید ده مرده اهل شهرستان زابل از استان سیستان و بلوچستان ازجمله اسرایی بود که به توسط فرقه رجوی بمدت 26 سال به گروگان گرفته شده بود و برغم تلاشهایش مبنی بر جدایی و فرار از تشکیلات مافیایی رجوی در مقاطع پیشین بخاطرفضای سرکوب و کنترل شدید موفق به اجرای طرح خود نشده بود وازجمله ناراضیان بود که طی مدت طولانی درفرقه رجوی گرفتارشده بود.
ابراز تاسف رضا رجب زاده از فوت آقای صمد نظری
با شنیدن خبردرگذشت دوست عزیزم آقای صمد نظری بغایت متاسف و متاثرشدم واصلا نمی خواستم باورکنم که این یار و یاور خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات سیاه رجوی از میان ما رفته است چونکه 24 ساعت قبلتر من دردفتر انجمن نجات مازندران درکنارش درجمع خانواده های چشم انتظار مازندران نشسته بودم و داشتم از اوضاع و احوال اسیران لیبرتی برایشان روشنگری میکردم.
جماعت رجوی از چهره مثبت و خوش نام مرتضی پاشایی هم نگذشتند
البته که مردمان هنردوست مملکتمان هنرمندان محبوب خود را دوست میدارند و درگذشت تاثرانگیز خواننده محبوب خود مرتضی پاشایی را ارج نهادند وب سا درحسرت خاموشی اش اشک ریختند. ولیکن دراین وانفسا عمده شغالها و ماروعقرب خارجه نشین به خود آمدند شاید که با درج مطلبی به ظاهردرستایش ازاین خواننده مردمی مقیم ایران بی خردانه آنرا”سیاسی” کرده تا به مطامع کثیف خود نایل آیند. دراین خصوص ازجمله آن شغالها تشکیلات مافیای رجوی بوده که به دروغ ازشکل گیری اجتماعات طرفداران مرحوم پاشایی درجای جای ایران ازجمله در رشت خبردادند که واویلا…نیروی انتظامی به جان مردم هواخواه پاشایی افتادند وعده ای را مضروب و شماری را دستگیرو روانه زندان کردند!
صمد جان بدرود… ولیکن آسوده بخواب
شادی روح وعلو درجات این یار بزرگوارهمه خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی را مسئلت میکنم واطمینان خاطردارم که درچشم اندازی نه چندان دور زحمات بی شائبه و بی چشم داشت همیشگی او برای رهایی اسیران گرفتار در قلعه الموت رجوی و بازگشت به دنیای آزاد و کانون گرم و پرمهرخانواده با اضمحلال نهایی فرقه بدنام رجوی محقق خواهد شد و آنگاه خواهیم دید که آقا صمد درجشن بزرگ پیروزی حی و حاضر و زنده خواهد شد وبه همگان لبخند تسلیم و رضا خواهد داشت.
از برادرم چه خبر دارید
آقای یکتاپرست درادامه درد دلش با آقا رضا افزودند” شما ازبرادرمان چه خبردارید؟ واقعا او زنده است؟ مگرمیشود که یک فردی دریک گروهی زنده باشد ولی 27 سال اجازه تماس با خانواده اش را نداشته باشد!؟ والله کسی که قتل کرده باشد درزندان حال درهرمملکتی که باشد به اواجازه تماس تلفنی وحتی دیدارحضوری با خانواده شان را میدهند. حال این رجوی چگونه جانوری است که عزیزانمان را سالیان درزندان خودش محبوس کرده وفکرنمیکند که این زندانی پدردارد , مادردارد وخواهروبرادردارد