اجتماع خانواده های گیلک در دفتر انجمن نجات
دو اجتماع در تاریخ 28 آذرماه و اول دیماه 1390 درسالن اجتماعات هلال احمر استان با حضور چشمگیر خانواده های چشم انتظار گیلک و اعضای نجات یافته از فرقه رجوی آقایان اکبرمحبی، حمید حاجی پور وغفار بال افکنده برگزار شد و خانواده ها در ابتدا پای صحبت و درد دل جداشدگان و النهایه راهنماییهای آنان حول نجات سایر اعضای در بند تشکیلات رجوی نشستند وجالب این بود که نتیجه واحد و مشترک حاضرین دراجتماع چیزی نبود الا اینکه قبل از پایان ضرب الاجل تعیین شده از جانب عراق میباست حضورخانواده ها در مقابل کمپ اشرف بیش از پیش فعال شود.
اجتماع شمار کثیری از خانواده های چشم انتظار گیلک در دفتر انجمن نجات
با نزدیک ترشدن به ضرب الاجل دولت عراق مبنی بر بستن و انحلال پادگان اشرف و متعاقبا مواضع خصمانه سران تشکیلات فرقه رجوی درخصوص سماجت وعدم تن دادن به خواست مشروع دولت ومردم عراق، نگرانیهای افزون تری را برای خانواده های چشم انتظار اسرای دربند را در پی داشت طوری که در یکماه گذشته نگرانیهای خانواده ها به اوج خود رسیده و مستمر و لاینقطع تلفنی و اغلب حضوری به دفترانجمن مراجعه نموده
خانم شیرین پاکدل در حسرت دیدار دو فرزندش در گذشت
مصیبت وارده برای دست اندرکاران انجمن نجات گیلان و خانواده های مرتبط با آن بسیار سخت و جانکاه بود چرا که عزیزی محترم و گرامی از اعضای بسیار فعال انجمن را از دست دادیم و به سوگ نشستیم. طی سالیان گذشته مرحومه شیرین پاکدل بمنظور دیدار و رهایی فرزندانشان ازچنگال رجوی با دفترانجمن ارتباط مستمر و لاینقطع داشتند طوریکه با اصرارخودشان برغم کهولت سن و بیماری به عراق ناامن مسافرت نمودند و کماکان مصر بودند که تا رهایی عزیزانش کوتاه نخواهند آمد.
صادق خاوری با جسارت تمام از فرقه رجوی گریخت
آقای محمد آتابای اهل استان گلستان که برادرش را در اسارت رجوی دارد از مرز مهران با من تماس گرفت و گفت خبرخوشی برایت دارم و آن اینکه خبر رسیده همین پریشب چهار نفر ازبچه ها دربند اشرف فرارکردند که یک نفرشان از خانواده های خودمان از گلستان هست و یک نفرشان از گیلان از شهرستان فومن هست بنام صادق خاوری.وای که چقدرخوشحال شدم و از شدت شوق گریستم و با خودم گفتم چگونه خبرش را به خانواده محترم خاوری خصوصا مادرش بدهم
تبریک و تهنیت به آقای اکبر محبی
خبردار شدیم که آقای اکبرمحبی از اعضای جدا شده از فرقه مخرب رجوی تصمیم به ازدواج گرفته و زندگی جدید و مشترکی را با همسرشان آغاز نموده اند. افزون برمبارکی پیوند مشترکشان، دوچندان جای تبریک دارد که مراسم ازداوج این زوج خوشبخت در سالروز رهایی ایشان از تشکیلات فریبنده و ضد خانواده فرقه رجوی و پیوستن به وطن و کانون گرم و پرمهر خانواده صورت گرفته است. ایشان درتاریخ 27/7/88 از زندان اشرف با شهامت تمام موفق به فرار شده اند.
خانواده های گیلانی برای دیدار با عزیزانشان در اشرف، عازم عراق شدند
درتاریخ 27/7/90 شماری از خانواده های زحمتکش و چشم انتظار گیلک که هر کدام عضوی از خانواده خود در اسارت فرقه رجوی دارند با قلبی سرشار از امید و آرزو به منظور دیدار و ملاقات حضوری با عزیزانشان در محیطی آرام و بدور از کنترل سران بدنام تشکیلات فریبنده رجوی، با تقبل رنج سفرعازم کشور ناامن عراق شدند تا به سایر خانواده های مقاوم و متحصن مقابل پادگان عراق جدید بپیوندند.
گزارش تصویری از بازگشت داریوش بال افکنده به وطن و کانون خانواده
روز دوشنبه مورخه 28 شهریورماه 90 بار دیگرانجمن نجات گیلان به کوری چشم سران تشکیلات مخوف رجوی و با کمال افتخار پذیرای یکی دیگراز اعضای رها شده ازمناسبات فرقه تروریستی و مافیایی رجوی به نام داریوش بال افکنده بود که مورد استقبال گرم خانواده خود قرار گرفت.
دیگر حنایت بی رنگ شده مسعود خان رجوی!
حال از مسعودخان جای سوال دارد که یک جو شرافت و صداقت داشته باش و بگواصلا برای چه منظوری به پیشگاه بقول خودت سیدالرئیس حضور به هم رساندی!؟فرض محال که قبول کردیم که شما با صدام رابطه دولت با دولت داشتید آخه مشنگ جان منفعت سیدالرئیس درچه بود که همه جانبه تحت الحمایه اش بودیم!؟ در دنیای روابط دیپلماتیک هم سران دو دولت که به ملاقات هم میروند سرمنافع طرفین امضاء مشترک دارند وبه تفافق میرسند. انصافا غیرازاین هست!؟
بازگشت داریوش (غفار) بال افکنده به وطن و کانون خانواده – قسمت چهارم
عمده بچه هایی که موفق به فرار شدند ازهمین خانواده ها انگیزه گرفتند وخود را پس از فرار از زندان رجوی به نیروهای عراقی معرفی کرده و نزد خانواده ها میرفتند از جمله خودم متعاقب فرارم از زندان رجوی داوطلبانه چندهفته ای را نزد خانواده ها بودم وبا آنها همدردی میکردم. در اسفند ماه گذشته خودم صدای خانواده بهروز ثابت را ازطریق بلندگو شنیدم که خواستار ملاقات با وی شده بودند.
بازگشت داریوش (غفار) بال افکنده به وطن و کانون خانواده – قسمت سوم
در جلسه بازگشت آقا داریوش به کانون گرم و پر مهرخانواده از جمله خانواده های حاضرخانواده اسیر اشرفی عظیم راد محمدعلیزاده بوده است که خواهر و مادرشان ازمرتبطین فعال با انجمن نجات هستند که برای رهایی عزیزشان ازهیچ فعالیتی دریغ نمی کنند.خواهرعظیم خانم حمیده راد محمدعلیزاده ضمن کسب خبرازآخرین وضعیت برادرش ازآقای بال افکنده درخصوص درگیریهای 19 فروردین فی مابین نیروهای عراقی واعضای فرقه رجوی پرسیدند که آقای بال افکنده توضیحات روشنگری ارائه دادند
بازگشت داریوش (غفار) بال افکنده به وطن و کانون خانواده – قسمت دوم
آقا داریوش بسیار زیاد مورد مهر و محبت و استقبال خانواده اش قرار گرفت طوریکه ایشان از اینهمه عواطف خانوادگی که به پایش ریخته شده بود بشدت در حیرت ماند و گفت واقعا شرمنده هستم و ماندم که چه بگویم چرا که فرقه رجوی درمناسبات مرگبارخود مدام دروغ تحویل ما میداد ازجمله درارتباط با خانواده خصوصا پدر و مادرمان اخبار کذب و دروغ می بافت
این دیوار بالا بلند، قد و قواره برادر مسعود نیست
شخص رجوی درموضع مسئول جلسات مغزشویی ضمن مظلوم نمایی احمقانه ودجالگری مدرن! با بیان اینکه آب ندارم. خانه ندارم . خاک ندارم. قدرت ندارم. سلاح وتجهیزات آنچنانی ندارم وچی وچی های دیگررا ندارم با نشان دادن عکس شخصی که با تقلای زیاد و با جون کندن بی ثمراصرار بر بالا رفتن ازدیواری را داشت که مدام با دو دستانش لبه دیواررا میگرفت وبا دوپایش تلاش میکرد که خودرا بالای دیواربکشاند ولیکن هربار به طرز ناگوار و دلخراشی نقش برزمین میشد