دوشنبه, ۴ اسفند , ۱۴۰۴
یادت ما را زنده میکند چه رسد به حضورت علی جان 23 مهر 1399

یادت ما را زنده میکند چه رسد به حضورت علی جان

سلام به برادر مهربانم امیدوارم حالت خوب بوده باشد علی جان..اگرازاحوالات پدر وبرادران و خواهران ودیگراعضای خانواده ات را خواسته باشی همه خوبند وسلام می رسانند ونگرانی ما فقط وفقط شما هستین عزیزم.. علی جان چه خبر؟ واقعا بی اطلاعی ازشما کلافه مون کرده …تواین اوضاع واحوال کرونا چکارمیکنی عزیزم … بطورخاص خبرای مرگ کرونایی […]

داستان ناتمام فرار اسماعیل 21 مهر 1399

داستان ناتمام فرار اسماعیل

اسماعیلی پورحسن کویخی کیست ؟ اسماعیل پورحسن کویخی فرزند علی پورحسن و زهرا توسلی متولد 27 / بهمن / 1344 بشماره شناسنامه 828 در حین خدمت مقدس سربازی درعملیات خرابکارانه مشترک صدام و رجوی مورخه 28 خرداد 1367 درمنطقه مهران به اسارت دشمن درآمد وبه اردوگاه کاراجباری اسارتگاه اشرف مضمحل شده منتقل شد وهم اکنون […]

دیدار با خانواده محمود دهقان از اسیران رجوی در زندان مانز آلبانی 20 مهر 1399

دیدار با خانواده محمود دهقان از اسیران رجوی در زندان مانز آلبانی

محمود دهقان از اسرای گرفتار در فرقه بدنام رجوی است که هم اینک در اسارتگاه تحت کنترل مافیای رجوی در آلبانی است. سابق بر ایام پدر و مادر مرحوم بدنبال فرزند اسیرشان سختیهای زیادی را متحمل شدند و سرانجام بی آنکه در هنگامه وداع به جانب دیارباقی صدای جگرگوشه شان را بشنوند، بدرود حیات گفتند. […]

۳۵ سال است که چشم انتظار محمدتقی هستم 16 مهر 1399

۳۵ سال است که چشم انتظار محمدتقی هستم

عمه زهرا، که محمد تقی یوسفی را او بزرگ کرده می گوید: “من محمد را بزرگ کردم، من از اول بچه نداشتم و برادرم به من لطف کرد محمد تقی که به دنیا اومد داد به من و من با افتخار و با دل وجون بزرگش کردم . حتی تو جابجایی به تهران بردم و […]

پیام خانواده اسماعیل پورحسن 14 مهر 1399

پیام خانواده اسماعیل پورحسن

اینجا که این فیلم را داریم می گیریم، همان جایی ست که بار آخر بودی. الان چند سال می شود ؟ تا کی می خواهی آنجا بمانی؟ اسماعیل پورحسن کویخی فرزند علی پورحسن وزهرا توسلی متولد 27 / بهمن / 1344 بشماره شناسنامه 828 درحین خدمت مقدس سربازی درعملیات خرابکارانه مشترک صدام و رجوی مورخه […]

۳۵ سال است که چشم انتظارش هستم 14 مهر 1399

۳۵ سال است که چشم انتظارش هستم

مدتی بود که خانم آمنه یوسفی از خواهران دردمند و چشم به راه محمد تقی یوسفی از اسیران رجوی در زندان مانز آلبانی از بنده ضمن توضیح و شرح وضعیت وخیم پدر بعد از  یک عمل جراحی، درخواست کردند که جهت دیدار نزدیک با پدر و سایر اعضای خانواده از جمله عموها و عمه های […]

دیدار مسئول انجمن نجات گیلان با خانواده اسماعیل پورحسن به روایت تصویر 12 مهر 1399

دیدار مسئول انجمن نجات گیلان با خانواده اسماعیل پورحسن به روایت تصویر

دیدار خانوادگی و صمیمانه در منزل آقای مرتضی پورحسن با برادران چشم انتظار اسماعیل پورحسن از اعضای اسیر رجوی در آلبانی اسماعیل پورحسن کویخی فرزند علی پورحسن وزهرا توسلی متولد 27 / بهمن / 1344 بشماره شناسنامه 828 درحین خدمت مقدس سربازی درعملیات خرابکارانه مشترک صدام و رجوی مورخه 28 خرداد 1367 درمنطقه مهران به […]

به عشق برادرم 12 مهر 1399

به عشق برادرم

بنام خداوند جان و خرد کز ین برتر اندیشه بر نگذرد به عشق برادرم و برای کسی که روزگاری را به عشق دفاع از کیان و ناموس وطن و سرزمینش روانه جبهه های جنگ تحمیلی علیه صدامیان متجاوز شد، تصمیم گرفتم دوباره برایت بنویسم ای عفریته دوران … این جانب زهرا قلیزاده خواهراسیر و گرفتارعلی […]

داداشی نازنینم ناهار را بدون وجود تو با طعم بغض خوردیم 10 مهر 1399

داداشی نازنینم ناهار را بدون وجود تو با طعم بغض خوردیم

سلام داداش عزیزتر از جانم، خوبی قربونت برم ؟ آمنه هستم اینقد نامه میدم تا تو یه تکونی به خودت بدی و یه تصمیم محکم بگیری و برگردی پیش خانواده… با اصرار خودم و بابا ناهار میزبان آقای پوراحمد و همسر مهربونشون بودیم . عموها وعمه ها ودخترخاله هم بودند… من خودم عسکهای دیدار رو […]

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟ 08 مهر 1399

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟

تو یار غایب مایی! امیدوارم غیبت هر چه سریعتر تبدیل به حضور گردد و تو رو ببینیم. برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید. محمد تقی یوسفی از اسرای گرفتار در فرقه مجاهدین خلق است که هم اکنون در کمپ فرقه در آلبانی محبوس می باشد. ایشان متولد 1346 از روستای گیلاکجان شهرستان رودسر هستند […]

دیدار از خانواده چشم انتظار محمد تقی یوسفی به روایت تصویر 06 مهر 1399

دیدار از خانواده چشم انتظار محمد تقی یوسفی به روایت تصویر

دیدار صمیمانه نزدیک از خانواده دردمند و چشم انتظار محمد تقی یوسفی از اعضای اسیر رجوی در آلبانی در روز جمعه مورخه ۴ شهریور ۱۳۹۹  

جبارجان همه این سالهای دوری من شاهد اشکهای بابا و مامان بودم 05 مهر 1399

جبارجان همه این سالهای دوری من شاهد اشکهای بابا و مامان بودم

سلام داداشی عزیزم. خوبی قربونت برم. منم خواهرت رقیه… فکر نکنم یادت بیاد چونکه خیلی کوچیک بودم تو ناپدید شدی عزیزم! جبار جان ما الان سالیان سال است که چشم به راهت هستیم تا برگردی به آغوش خانواده… شما برای خدمت به وطن و کشورت راهی جنگ با صدامیان شدی و به اسارت درآمدی که […]

blank
blank
blank