آوای دوست، خطاب به اسیران اشرف
می دانم که با عشق به مردم ایران به اسارت ذهنی و جسمی فرقه در آمده ای. اگر خودت را از اسارت برهانی عشق واقعی را می یابی. از آن عشقی سخن می گویم که از عمق وجود مادر شعله می کشد. می دانم که مجبورت می کنند که باور کنی دنیایت، شرافتت، عشقت، ناموس و اعتبارت درمحدوده همین اشرف خلاصه شود. معنی واقعی این واژه ها را باید در دنیای واقعی جستجو کرد. فرقه روح و روان و کارکرد این واژه ها را از درون تهی کرده است.
نامه سرگشاده علی اکبر راستگو به باراک اوباما رئیس جمهورآمریکا
اخیرا نیز این سازمان توانسته شهردار سابق نیویورک، رودلف جولیانی و دیگر جمهوری خواهان وهمچنین بعضی از کارمندان عالی رتبه اسبق دولت بوش را با تطمیع به پاریس بکشاند تا از آنها برای حذف شدن از لیست تروریستی و حمایت از سازمان مجاهدین خلق کمک بگیرد. این سازمان همچنان در افکار عمومی به خاطر شیوه های خلافکارانه جمع آوری اعانه، نبرد برای ماندن در کمپ اشرف و تلاش برای زیبا کردن تصویر خود مورد سوء ظن است.
ایجاد 20 نشریه و گروه سیاسی علیه مردم عراق توسط مجاهدین
سرکرده گروه مجاهدین در طول سالهای اخیر با هدف ماندن در عراق، سرمایهگذاری زیادی در این کشور انجام داد و بیش از 20 نشریه و گروه سیاسی- اجتماعی به راه انداخت تا دولت مطلوب او در عراق سر کار آید.این هزینهها اهمیت فوق العادهای برای رجوی داشت، چرا که علاوه بر تلاش برای شکست نوری المالکی، در شرایط ویژه وقتی فشار برای باز کردن درب پادگان اشرف بالا میرود، این نشریهها و گروههای ساختگی میتوانند با عناوین حقوق بشری از او حمایت کنند.
مسئله اصلی مجاهدین و مسئله خانواده ها
باید کماکان بر روی نقطه اصلی و پاشنه آشیل مجاهدین انگشت گذاشت. سازمان می خواهد با نمایش تعدادی زخمی و احتمالاً کشته خانواده ها و مقامات عراقی را به انفعال و دفاع از خود وادار کند تا موضوع اصلی ولو برای مدت زمانی کوتاه به حاشیه برود. با مجاهدین باید مثل خودشان برخورد کرد و تا زمانی که با ذهنیت ساده با آنها مواجه شویم حتی تا هزار سال دیگر هم مدام از سوراخ هایی که سازمان پنهان شده گزیده خواهیم شد.
فرار از اشرف، پاسخ به یاوه های رجوی
هر فراری از قرارگاه اشرف حامل تکرار این پیام است، که فدائیان مورد ادعای رجوی در محاق مناسبات امنیتی و فرقه ای رجوی اسیر هستند، که ساکنین قرارگاه به کمترین روزنه و امکان برای فرار از سیستم محاق رجوی دل بسته اند، که چشم و دل بسیاری از آنها برای دیدن والدین و بستگان شان لحظه شماری می کند، که بسیاری آنها آرزو می کنند والدین شان از کارزار یک ساله عقب نشینی نکنند، با جان و دل بر ادامه حضور آنها امید بسته اند.
در گیری مجاهدین در 4 مرحله حساس که به همدیگر ربط دارند
حدود 10 ماه است که خانواده ها چشم انتظار دیدار عزیزانشان هستند که بعضی از آنها حدوداً 10 الی 25 سال است که از فرزندشان بی خبربودند که بعد از سقوط صدام راه خانواده ها به عراق باز شد و رهبر فرقه همان زمان اعلام کرد که ضربه خانواده از ضربه بمباران و موشک باران حتی از ضربه اشغال عراق برای این فرقه سنگین تر است و این امروز به اوج خود رسیده است طوری که خانواده ها راضی هستند که ماه ها در جلو درب اشرف منتظر باشند تا بتوانند یک لحظه فرزند یا پدر، برادرو خواهر اسیرشان را ملاقات کنند
میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی
اشرف دختر مریم تو قسمت خواهران بود حتما رفتار و کردارش را خانم مرضیه قرصی بهتر می دانند و شناخت دارند محمد یا مصطفی پسر مسعود (که البته اسمش مصطفی بود اما به او می گفتند محمد) که حالا باید بحثش باز شود حتما در جریان هستید این مصطفی فرد بریده بود، حالا تناقضاتش که جای خود را دارد ایشان کاملا بریده بود ولی به هیچکس اعلام نکردند سعی کردند این موضوع را مخفی کنند به جهت اینکه بریده بود هیچ نشستی برای وی ترتیب ندادند فقط دو یا سه کادر مشخص سازمان (مورد اعتماد مسعود رجوی) با مصطفی به طور مستقیم سر و کار داشتند
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت چهاردهم
در مقر فرقه در جنگلهای گویان، بچهها به لحاظ فیزیکی در شرایطی فشرده زندگی میکردند؛ به طوری که یاد آور وضعیت بردگان در کشتیهای قدیمی بود. غذا به سختی قابل خوردن و مراقبتهای پزشکی و لباس غیر کافی بود. بچهها از والدین و خواهر و برادر خود جدا شده بودند و تحت مراقبت مربیان و معلمان کودکستان و والدین مشخص شده قرار داشتند، که آنها را در گروههای حدود دوازده نفره هدایت میکردند.
شهروندان اروپایی تاوان هزینه های مجاهدین را می دهند
پروژه های پول شویی در سازمان مجاهدین خلق داائماً فعال هستند. در 2010، زلزله فاجعه بار دیگری در جهان رخ داد. زلزله هائیتی مسیر تازه ای در راه پول درآوردن سازمان باز کرد. از آنجایی که عاملان مجاهدین بیشترین فعالیت خود را در کشورهای اسکاندیناوی دارند، کمپین های تبلیغاتی و جمع آوری پول دارای شبکه ای از سازمان های پوششی هستند تا تاکتیک های مالی گروه را دراین کشورها پیش ببرند.
خانواده فاطمه طهوری: تناقض در گفتار و عملکرد رجوی موج می زند
خانواده فاطمه طهوری پس از حضورشان به جلوی درب اشرف اظهار داشتند: مطالب زیادی را از سازمان خوانده و یا از شما بازگشتی ها شنیده بودیم ولی تا موقعی که ندیده بودیم برایمان مسجل نشده بود وقتی وضعیت افراد را در اشرف دیدیم که آنها حتی به دستور سازمان جرات بالا کردن سرشان را هم ندارند و مثلا خانم ها می خواستند سرشان را بالا کنند می ترسیدند , خوب فهمیدم جه بر سر آنها آوردند.
خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت نهم
خیلی از مواقع عراقی ها تردد را منتفی یا به تعویق می انداختند. یکی از بچه ها در در نشست مطرح کرد که فرمانده عراقی ابو امجد تردد را منتفی کرد و او چنین حقی را نداشت نباید چنین کاری می کرد؟ انسیه نوید فرمانده حفاظت ترددات گفت: ما هر کاری بکنیم و هر جائی برویم تحت امر اینها (عراقی ها) هستیم که در این موقع محمد ترکمن آهسته به من گفت: مزدوری شاخ و دم دارد؟
خاطرات روزگار غریب اسارت در اشرف – قسمت دهم
سازمان مجاهدین که از نظر من در ریاکاری و فریب سرآمد روزگار است در موقعیتی قرار گرفته بود که نمی دانستند به لحاظ سیاسی چه موضعی بگیرند. یعنی همیشه با حمایت علنی از صدام البته در کنار آن شعار وطن پرستی و ایران دوستی سعی می کردند چهره واقعی خود که وطن فروشی و مزدوری برای صدام در ازای ماندنشان در عراق بود را بپوشانند. ولی این بار دیکتاتور عراق کاری کرده بود که حتی مزدوران حلقه به گوشش یعنی رجوی و رهبران سازمان مجاهدین نیز حاضر نبودند از آن حمایت کنند. بقول رجوی صدام «جزام» شده بود.

