اضمحلال فرقه رجوی

فرار از اشرف، پاسخ به یاوه های رجوی

خبر فرار یکی دیگر از ساکنین قرارگاه اشرف (جلیل عبدی بارنجی) در 4 ژانویه بار دیگر بر ادعای دروغ و واهی رجوی یعنی آزاد بودن ساکنین اشرف برای ماندن و رفتن خط بطلان کشید. همچنین بر این ضرورت که حضور خانواده ها و تحصن و مطالبات حداقلی آنها در خصوص ملاقات بی قید و شرط با فرزندان شان معقولانه ترین و مبرم ترین کارزار بر علیه دستگاه امنیتی و تار و پودهای عنکبوتی رجوی است. فرار ساکنین قرارگاه در واقع سرراست ترین و شفاف ترین واکنش و پاسخ به ادعاهای رجوی است. این پاسخ می تواند مخاطبان فراوانی داشته باشد. از نهادهای بین المللی و مدافعین حقوق بشر گرفته تا حامیان ریز و درشت مجاهدین در اروپا و آمریکا و اتحادیه و پارلمان ها. می تواند روشن ترین و عینی ترین بینه برای کسانی باشد که بیهوده و با بازیگردانی مجاهدین بر طبل حقوق از دست رفته ساکنین اشرف می کوبند. اینجا دیگر شعر و شعار و هیاهوی رسانه ای و مظلوم نمایی و به رخ کشیدن کنوانسیون های بین المللی چندان محلی از اعراب ندارد و بکار نمی آید. عرصه عمل و آزمایش برای اثبات تمامی ادعاهایی است که رجوی از موضع خیلی بالا مطرح و دستگاه امنیتی و تبلیغاتی او مرتب نشخوار می کنند و بدتر از آن کسانی نیز خارج از دایره بسته تشکیلاتی و بنا به انگیزه های شخصی و جناحی و حزبی و برخی هم مالی و مادی و شهرت طلبانه و هزار انگیزه ناپیدای دیگر، بی توجه به همه این نشانه های بدیع و مشاهدات، طوطی وار دنبال این هیاهو راه افتاده اند. حداقل این بیرونی ها اگر نیمچه صداقت و انگیزه انسانی و حقوق بشری دارند، باید بفهمند که پرستیژ و شخصیت حقیقی و حقوقی خود را هزینه داعیه های بی پایه ای می کنند که برای احراز ماهیت و حقیقت آن شعور و درک بالایی نیاز نیست. همین تک و توک کسانی که طی چند ماه گذشته از اشرف فرار کرده اند، حداقل برای ایجاد حس کنجکاوی و تشکیک نسبت به داده های مجاهدین کفایت می کند. اتفاقاً این معدود افراد فراری کسانی هستند که نیمی از عمر خود را در تشکیلات مجاهدین سپری کرده اند. کسانی نیستند که از سر زیاده خواهی یا رفاه طلبی و انگیزه های فردی تن به ریسک فرار از اشرف داده باشند. پای صحبت هر کدام بنشینیم عمری تجربه و خاطره و رنج و حرمان و فعالیت تشکیلاتی و سیاسی دارند. آدم هایی هستند که به قولی سالها است از خود عبور کرده اند. به فرصت های بهتر و بیشتر از این برای خارج شدن از تشکیلات رجوی وقعی نگذاشته و مانده اند. بعضاً جداشدگان را با همان لحن و ادبیات رجوی مورد شماتت و سرزنش و در معرض افترا و اتهام خیانت و بریدگی و… قرار داده و برای ماندن هزار دلیل و انگیزه داشته و با هزار عشق و امید چشم به فردا و رهایی و سرنگونی دوخته بودند. اما امروز و در بدترین شرایط حفاظتی و امنیتی و با بیشترین هزینه و ریسک به نتیجه فرار از چنبره اشرف رسیده اند. حالا رجوی هر چقدر هم تلاش کند با انگ و اتهام های کلیشه ای وانمود کند اینها بریده مزدور و خصلتی و ضعیف النفس و نفوذی و… هستند، در اصل ماجرا توفیری نمی کند. کسانی که باید پیام این فرارها را بگیرند، براحتی می گیرند و کسانی هم که نمی خواهند حقیقت را پذیرا شوند، کماکان بر طبل ادعاهای کلیشه ای خواهند کوبید. با این حساب و نتیجه بدیهی و حداقلی، هر فراری از قرارگاه اشرف حامل تکرار این پیام است، که فدائیان مورد ادعای رجوی در محاق مناسبات امنیتی و فرقه ای رجوی اسیر هستند، که ساکنین قرارگاه به کمترین روزنه و امکان برای فرار از سیستم محاق رجوی دل بسته اند، که چشم و دل بسیاری از آنها برای دیدن والدین و بستگان شان لحظه شماری می کند، که بسیاری آنها آرزو می کنند والدین شان از کارزار یک ساله عقب نشینی نکنند، با جان و دل بر ادامه حضور آنها امید بسته اند. هر فرار و گسستی از تارهای عنکبوتی رجوی به همان اندازه که والدین را شاد و دل های شان را به آینده امیدوار می کند، به همان اندازه در میان ساکنین قرارگاه شور و فتور به راه می اندازد. به آنها انگیزه و امید به زندگی و حیات می دهد. در این سوی نیز هر فرار به والدین انگیزه مقاومت و استمرار برای ادامه کارزار ناعادلانه و نابرابر علیه رجوی می دهد. فرار جلیل ها و رازانی ها و… آن هم در شرایطی که رجوی فتوای به مزدور بودن والدین می دهد آشکارا تو دهنی به رجوی و دارودسته امنیتی و تبلیغات چی او است. هر فرار و گسستی از رجوی در واقع التیامی است بر احساسات جریحه دار شده والدینی که قریب یک سال در بیابان های عراق با عشق به جگرگوشه گان خود هرزه درآیی های رجوی را تحمل می کنند. این گسست ها پاسخ حداقلی به کرور کرور عشق و عاطفه و مهر بی شائبه و بی منت پدران و مادران سالخورده ای است که بقیه آفتاب عمرشان را به جوار فرزندان شان آورده اند تا آنها را شریک و قسمت کنند. و پیام سر راست و شفافی است به قلب های فسرده و یخ زده که همچنان یا خفته اند و یا به خفتگی تمارش می کنند، جاهل هستند یا خود را به تجاهل می زنند، مزدور هستند یا بی جیره و مواجب پادویی می کنند.

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا