انجمن نجات مازندران

خانواده فاطمه طهوری: تناقض در گفتار و عملکرد رجوی موج می زند

حضور 11 ماهه خانواده ها در جلوی درب اشرف و مشاهدات وضعیت مناسبات و ستم های وارده به افراد از طرف رجوی دجال تاکنون حقایقی را برای آنان روشن نمود که تا به حال چنین تصوری در رابطه با وضعیت عزیزان خود در قرارگاه اشرف نداشتند.
خانواده ها بعد از بازگشت از جلوی درب قرارگاه اشرف با تماس و یا مراجعه به دفتر انجمن استان به گوشه هایی از مشاهدات خود از ظلم و ستم وارده بر افراد و جنایت هایی که در حق آنان از طرف رجوی پلید انجام گرفته را بیان می دارند.

خانواده فاطمه طهوری: تناقض در گفتار و عملکرد رجوی موج می زند

روز گذشته آقای وکیل زند و همسرش خانم رویا طهوری که خواهرش فاطمه طهوری نیز سال هاست در پس حصارهای ذهنی و فیزیکی رجوی دجال در قرارگاه اشرف به دام افتاده است نیز که اخیرا از جلوی درب قرارگاه اشرف برگشتند , مهمان دفتر انجمن استان بوده اند.
در این گپ و گفت چند ساعته که با حضور دو تن از جداشدگان آقایان ایرج صالحی و هادی شبانی انجام گرفت آقای زند از همان ابتدای نشست از تاثیراتی که این ملاقات بر روی او و خانمش گذاشته است صحبت نمود.
ایشان که خانواده گی از سال 57 هوادار سازمان بودند و تا مدتی قبل در ارتباط با سازمان قرار داشتند پس از توضیحات مسئول انجمن در رابطه با انقلاب ایدئولوژیک (انقلاب طلاق) او و همسرش اظهار داشتند: برای اولین بار متوجه داستان واقعی انقلاب طلاق شده و رجوی از عاطفه افراد و هواداران خود در راستای اهداف پلیدش سوء استفاده کرده است. آقای زند که کاملا مواضع قبلی و هواداری از سازمان را با دلیل و استدلال نفی می کند در رابطه با تاثیرات خود از حقایق مشاهده نموده می گوید: اگر تغییرات اساسی در ذهن و فکرم بوجود نمی آمد سر موضع قبلی ام به هر قیمت مقاومت می کردم.
ایشان پس از حضورش به جلوی درب اشرف اظهار داشتند: مطالب زیادی را از سازمان خوانده و یا از شما بازگشتی ها شنیده بودیم ولی تا موقعی که ندیده بودیم برایمان مسجل نشده بود وقتی وضعیت افراد را در اشرف دیدیم که آنها حتی به دستور سازمان جرات بالا کردن سرشان را هم ندارند و مثلا خانم ها که از جلوی بهداری می رفتند چون گوسفند سرشان پایین بود حتی می خواستند سرشان را بالا کنند می ترسیدند , خوب فهمیدم جه بر سر آنها آوردند. برایم بسیار عجیب است که تا به حال به چه دلیل هم چون سازمانی برای من قابل شناخت نبود.
او در رابطه برخوردهای دوگانه مسئولین فرقه با خانواده اظهار نمود: آنها چقدر ضعف دارند وقتی مسئولین یونامی را می دیدند فحاشی علیه خانواده ها را قطع نموده و پس از خروج آن ها مجددا شروع به توهین به خانواده ها می کردند. آنها چقدر ضعف دارند که حتی حاضر نیستند که بچه ها چهره به چهره خانواده ها شوند تا مبادا ببرند آنها برای جلوگیری از این کار خودروهای آیفا را در جلوی درب اصلی صف کردند تا ما خانواده ها بچه ها را نبینم.
آقای زند ادامه داد: که برایم کاملا واضح شد که تناقض در گفتار و عملکرد رجوی موج می زند او می گفت: وقتی این تناقض های رجوی را در قرارگاه دیدم خیلی عصبی می شدم و وقتی مسئولین و افراد سازمان از پشت سیاج به بهداری می رفتند با صدای بلند داد می زدم « مسعود به آرمان حنیف هم خیانت کرده است».
خانم رویا طهوری نیز در رابطه با برداشت های جدید خود در این سفر بیان داشت:
فکر نمی کردم که افرادی در سازمان باشند که سربازان اسیر زمان جنگ صدام باشند من فکر می کردم که همه اعضای تشکیلاتی سازمان هستند که از سال ها قبل با سازمان آشنا بودند.
در این نشست نیز توضیح مبسوطی در خصوص نحوه و چگونگی جذب نیروی سازمان از کشورهای همسایه داده شد.
آقای وکیل زند که در پایان این نشست را بسیار روشن گرانه و مفید دانست متن دست نویس پیام خود در قرارگاه اشرف را در اختیار مسئول نشست قرار داده و تقاضا نمود تا با درج آن در سایت انجمن نجات در جهت افشای هر چه بیشتر چهره رجوی فریب کار در اختیار همگان قرار گیرد. متن پیام خانواده طهوری:

به نام خدا
و با سلام به خانواده هایی که الان پشت درب قرارگاه منتظر دیدن روی ماه شمایند.
من مزدور نیستم، از کسی هم پول نگرفتم و کسی هم نمی توانست مرا مجبور کند که این جا بیایم.
علت آمدن من به این جا فقط ملاقات نیست. اسم من محمد، داماد خانواده فاطمه طهوری هستم، فاطمه خانم، اگر صدای مرا می شنوید من با خواهرتان رویا به این جا آمدیم.
من تا همین چند ماه پیش هوادار سر سخت سازمان بودم. من و خانواده ام، همان هایی هستیم که در آخرین همیاری سازمان، اسم ما را به نام محمد در ابتدای برنامه همیاری سیمای خود خواندید. من و خانواده ام تا به حال میلیون ها تومان با هر بدبختی که بود بدون چشم داشت به سازمان کمک مالی کردیم، چطور می شود که یکباره مزدور شده باشیم؟
علت اصلی آمدن من به این جا(جلوی درب قرارگاه اشرف) این است که از شما چند تا سئوال کنم، اگر به این سئوال ها جواب دادید، قسم می خورم که هم چنان هوادار باقی بمانم.
سئوال من این است: آیا سازمان هنوز به آرمان گذشته خود که منادی آزادی و دمکراسی که زمینه ساز عدالت اجتماعی است پای بند است؟
این طور که پیداست سازمان، ساده ترین مواهب آزادی را که همان آزادی های فردی است از افراد و اعضاء دریغ می کند! پس چطور می خواهد آزادی های اجتماعی را پیاده کند؟
آیا راست می گویند که شما حق گوش دادن حتی به رادیو و تلویزیون را بطور آزادانه ندارید؟
آیا راست می گویند که شما را وادار کردند تا از همسران تان طلاق بگیرید؟
تعریف دمکراسی را همه ما می دانیم، دمکراسی یعنی هر کس در هر حد از شعور و آگاهی های سیاسی و اجتماعی باشد، یک رای دارد.
یادم می آید در سال 58 مردم به جمهوری اسلامی رای دادند، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش، ما مسلمانیم. بعد از قرآن، نهج البلاغه امام علی است که رهنمود دهنده اسلامی سیاسی است. در روز غدیر خم، پیامبر، حضرت علی را بعنوان رهبر پس از خویش توصیه و معرفی نمود ولی پس از وفات پیامبر، چون مردم با هر آگاهی سیاسی و اجتماعی که داشتند علی را ابتدا انتخاب نکردند و علی شمشیر نکشید ولی تبلیغات و روشنگری های خود را با هر سختی که بود انجام می داد.
و حالا که رجوی اشتباه اول را مرتکب شد چرا آن را تکرار نمود؟ و به این جا کشید که شعار سر کوچه کمینه سازمان، رسید به این جا که وقتی یک عنصر درجه چندم آمریکایی یک حمایتی می کند گل از گل رجوی وطن فروش شکفته می شود ولی پدر و مادر و اقوام اعضاء که برای ملاقات با عزیزان خود آمدند می شوند مزدور و پول بگیر و خائن!!!
به من بگوئید کی خائن است؟ آن هایی که آرمان سازمان را که زمانی برای شان مقدس بود زیر پا گذاشتند و حتی آزادی های فردی را از شما دریغ می کنند و حاضرند کاسه لیسی هر کس و ناکسی را بکنند؟ یا این خانواده هایی که دم در قرارگاه اشرف ایستاده‌اند؟
شاید سئوال کنید که من، که در محیط بیرون بودم و وابسته به سازمان، چرا حالا کنده شدم؟ دلیلش این است که من بدست خودم، آزادی های فردی را از خودم سلب کردم و یک نوع خود سانسوری برای خود ایجاد کردم.
سازمان از خوش عاطفه ترین افراد که شما ها باشید استفاده کرده و می کند و با تحریک عواطف و برانگیختن تعصبات جناح مقابل دولت عراق کار خود را پیش می برد. اگه یادتان باشد همان اوایل بعد از انقلاب در سال57 که تازه نشریه مجاهد در آمده بود عمدا بچه ها رو می فرستادند در نقاطی که متعصب ترین افراد در آنجا بودند تا کتک کاری شود و خوراک تبلیغاتی پیدا کند که زدند و کشتند و غیره و غیره.
همین الان هم همین روش در این جا(قرارگاه اشرف) ادامه دارد.
می گویند عاطفه را از شما گرفتند و خودتان حاضر نیستید که به ملاقات عزیزان تان بیائید.
این حق برای شما محفوظ. اگر چنین باشد آیا عزیزان تان هم متقابلا حق ندارند شما را ببیند؟ اگر این طور است شما بیایید ولی حرفی نزنید و روی تان را هم برگردانید!!.
در ادامه مطلبی داشتم در مورد ارتجاع و امپریالیسم و مجاهدین:
سازمان می گوید، نظام جمهوری اسلامی مرتجع و ما مسلمان انقلابی هستیم. خوب باشید ولی باید آن را ثابت کنید.
سمبل امپریالیسم در قرآن فرعون و در نظام جمهوری اسلامی به استکبار جهانی معروف است. کلمه ارتجاع را نتوانستم در قرآن پیدا کنم ولی معنی آن را درک می کنم هر چه هست باید یک اشتراک منافعی با امپریالیسم داشته باشه، اگر غیر از این هست یا سازمان، آرمان اولیه خودش را فراموش کرده یا از قرآن نیز پیشی گرفته است!
اگر قبول داریم که این وجه اشتراک وجود دارد باید ببینیم در حال حاضر کی مرتجع است، نظام جمهوری اسلامی یا سازمان؟
محک ما روابط نظام جمهوری اسلامی و سازمان، هریک با سمبل امپریالیسم یعنی امریکا است. والا غیر تا کدام الان خود را در دام آن ها انداخته اند؟
سازمان؟ که الان آمریکا هر بلایی بخواهد می تواند سر بچه های اشرف بیاورد؟ یا این نظام جمهوری اسلامی که به آن می گویید مرتجع؟
کی الآن کاسه لیسی آمریکا را می کند؟ قبل را رها کنید الان را می گویم.
به نظر من هر نوع تند روی و کند روی از قرآن و موازین آن ارتجاع نامیده می شود و هر نوع تحریف قرآن و نهج البلاغه، کفر محسوب می شود من در ماه رمضان تفسیر نهج البلاغه را که توسط آقای عباس داوری در سیمای مجاهد انجام می گرفت را اغلب می شنیدم، نمی دانم چرا ایشان همیشه از 5 سال حکومت علی نمونه می آوردند ولی از بیست سال تبلیغات بدون سلاح او یا حرف نمی زدند و یا سریع رد می شدند؟
مگر در زمان انقلاب، مردم به مجاهدین رای دادند و حکومت دست آن ها بود که بتوانند با مخالفین شان در صورت لزوم مسلحانه برخورد کنند؟
باز هم می گویم هر نوع تندروی و کند روی از قرآن، ارتجاع نام دارد و سازمان مرتجعانه برخورد کرده و به جایی رسید که خون دادن در این راه نه تنها این بن بست ها را نمی شکند بلکه بغرنج تر نیز می نماید.
بیایید قضیه را بدتر نکنیم و این نوع مبارزه را پایان دهید و از حداقل ها که رعایت حقوق ملاقات کنندگان است شروع کنیم. علی اصغر وکیل زند

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا