فراخوان”ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور” یا قُمپز رهبر فرقه رجوی

سایت های اصلی فرقه رجوی فراخوانی با عنوان "اعلام هفته خیزش و اعتراض درآستانه 16 آذر-روز دانشجو" انتشار یافته و در آن یک سری شعارها با عناوین زیر نیز درج شده است:

«دانشجویان مجاهد و مبارز!

اشرف نشانان! قیام آفرینان!

جوانان بپا خاسته ایران!

عموم دانشجویان، دانش آموزان و جوانان آزاده را به برپایی یک هفته اعتراض و قیام به ویژه در دانشگاهها و مدارس عالی و مراکز تحصیلی با شعارهای "مرگ بر اصل ولایت‌ فقیه" و "زنده باد ارتش آزادی" فرا می‌خواند.»

اول اینکه معلوم نیست بعد از کشته شدن زهره قائمی که مسئول «ستاد اجتماعی مجاهدین درداخل کشور» بود، چه کسی را ولو به صورت فرمالیستی، به فرماندهی چنین ستادی منصوب کرده اند؟! دوم اینکه ظاهراً این ستاد کذایی آنقدر پوشالی و بی اساس بوده که احتیاجی به معرفی صوری مسئول هم نداشته است.

البته برای فرقه رجوی هیچ مهم هم نیست، چرا که هیچگاه پاسخ افکارعمومی در مورد هیچ مسئله ای را نداده که برای این یکی پاسخ بدهد، مثلاً همگان می دانند که از سال 1359 چیزی بعنوان «مدارس عالی» وجود خارجی ندارد، ولی با وجود مضحک بودن طرح چنین شعارهایی، برای رهبری فرقه اهمیتی ندارد چون همه فراخوانها و اطلاعیه ها بی پایه و پوشال است.

نه تنها رجوی، بلکه تمام اعضای رده دلخوشکنک "شورای رهبری" این فرقه بخوبی می دانند که همه این فراخوانها بازی و سرگرمی و صرفاً برای پرکردن وقت اعضاء و بویژه اسرای نگون بخت لیبرتی و دیگر پایگاه های از دست رفته این فرقه می باشد. ده ها سال است برای همگان اثبات شده که مجاهدین هیچ پایگاهی مردمی  در میان ملت ایران بویژه نسل جوان و دانشجویان ندارند.

زمان حضورم در اسارتگاه اشرف، در "ستاد به اصطلاح اجتماعی داخل کشور" سازماندهی شده بودم. زهره قائمی بعنوان مسئول این ستاد، انسیه گلشاهی (یکی از زنان عضو شورای رهبری) را بعنوان شکنجه گر من منصوب کرده بود. این زن از آنجا که برای انجام اجباری عمل زنانه اش، مغزشویی شده بود، هیچ امیدی به آینده و بودن در خارج مناسبات سازمان نداشت. وی در برابر سوالات متعدد من درباره فعالیت های ستاد اجتماعی گفت: "چی فکرمی کنی؟ همه این فعالیت ها دل خوشکنک است و برای سرگرمی، این فعالیتها کاری را از پیش نمی برد!"…

من که برای اولین بار با یک زن شورای رهبری با این صراحت مواجه شده بودم، خیلی از این سخنان تعجب کردم… وی همچنین به من گفت: "ما باید تشکیلات را فقط برای حفظ برادر مسعود نگهداریم، این توصیه خواهر مریم برای زنان شورای رهبری است".

بارها و بارها شخص مسعود رجوی در نشست ها به ما گفته بود: "زنِ ناموس، بحث سیاسی ندارد". (به این معنا که همه زنان تشکیلات زن مسعود هستند و یک زن نباید به خودش این حق را بدهد که با شوهرش در مورد مسائل سیاسی مجادله کند). وی در نشست های بزرگ در سالن اجتماعات با وقاحت بی مانند می گفت: "من در چهار راه استراتژیک خاورمیانه با یک ماهیتابه نشسته ام که یک پرنده از بالا پرواز کند و تخمی در ماهیتابه من بیاندازد و من نیمرو بخورم". بیان این حرف، اوج شکست سیاست های مسعود رجوی و اوج درماندگی سیاسی-اجتماعی این فرقه بود. رجوی همه کارها و نیروها را صرفاً برای بقاء زندگی انگلی خود می خواست. بقیه اطلاعیه ها و فراخوان ها با هرعنوان و مناسبت، تنها یاوه گویی و دروغ بافی بود. بقیه تعهدات، صرفاً برای بازی و سرگرمی نیروهای اسیر و نگونبخت بوده و هست.

در برابر اینگونه اطلاعیه و فراخوان ها فقط باید خندید و گفت که "قمپزی" بیش نیست.

زهراسادات میرباقری

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا