خانواده ها

پدر مسعود ابویی، رجوی را مقصر مصیبت فرزندش می دانست

چند روز قبل مصاحبه مسعود ابویی را در مقابل دادگاه دورس در آلبانی دیدم. گویا به عنوان شاهد و برای تکرار حرفهای سران فرقه به آنجا رفته بود. گذشته از ماهیت دادگاه و چند و چون شاهد و قاضی و متهم ، خاطره ای در مورد پدر مسعود به ذهنم رسید.
پدر مسعود ابویی در نشست انجمن نجات که به مناسبت آزادی مجید محمدی برگزار شده بود حضور داشت. این پدر رنج دیده در حالی که اشک می ریخت گفت اکنون بعد از گذشت سی سال همه چیز روشن شده . افسوس به حال فرزندانی که در این راه عمر به بطالت گذراندند و جان خود را از دست دادند. ای کاش فرزند من هم از جهنم رجوی نجات پیدا کند.

آقای ابویی گفت من تاکنون چند فرزندم را در راه قدرت طلبی رجوی ملعون از دست داده ام و اکنون فرزند و نوه ام یعنی محمد جعفری در اسارت رجوی هستند. اگر امکان ملاقات در لیبرتی فراهم باشد با وجود وضعیت جسمی که دارم به همراه خانواده ام و به همراه سایر خانواده ها به عراق می روم تا آنها را از جهنم رجوی ها آزاد کنم .روزی رجوی باید پاسخگوی جنایتش باشد و این دور نیست .

پدر مسعود ابویی
پدر مسعود ابویی، نفر دوم از سمت چپ

پدر مسعود ابویی
بعد از سالها چشم انتظاری، پدر پیر مسعود ابویی در سال 93 بدرود حیات گفت و به دیار باقی شتافت. او در حالی رفت که همچنان چشم انتظار خبری و تماسی از پدرش بود.
سوال من این است که آیا جلوگیری از ملاقات و تماس خانواده ها با عزیزان شان ، نقض حقوق بشر نیست؟!

حال با وجود اینکه مرحوم ابویی در انجمن نجات این گونه از تلاش و کوشش خود برای رهایی فرزند و نوه اش حرف می زند و اینکه مقصر تمام این مصیبت ها را رجوی می بیند باز فرزندش مسعود ابویی بر طبل توخالی سرنگونی کوفته و نمی داند که خانواده های این گرفتار شدگان چگونه از رجوی ها بدشان آمده و او را لعنت می کنند و خواستار محاکمه وی می باشند.
اگر مسعود ابویی قدری فکر می کرد می توانست متوجه شود که چگونه به گفته پدرش مسبب همه این گرفتارها رجوی ها می باشند . البته او هم به مانند بقیه اعضای گرفتار به خاطر مغزشویی مستمر قدرت فکر کردن از وی گرفته شده و باید به نشخوار حرفهای تکراری رجوی ها بپردازد.
وی نمی داند که تمام این بازیهای دادگاه در آلبانی سرکاری بوده تا باز مدتی افرادش را در اشرف سه سر کار بگذارد و برنامه هایشان را پر کند . بیان این خاطره از گذشته به این بهانه بود که نشان دهیم خانواده ها از رجوی ها بسیار متنفر هستند و هیچ وقت عزیزان خود را فراموش نکرده و برای رهایی شان لحظه شماری می کنند .

چند روز قبل مسعود ابویی در مقابل دادگاه دروس در آلبانی مصاحبه ای مبنی بر زندانی شدن خود داشت که تکرار همان حرفهای قدیمی بود. اما در این میان چیزی که بسیار قابل تامل است اینکه مرحوم آقای ابویی پدر ایشان که اسفند سال 93 دار فانی را بدرود گفته در نشست انجمن نجات وقتی آقای مجید محمدی به آغوش خانواده اش بازگشت حضور داشت و حرفهای وی بسیار گویا و روشن بود . مرحوم ابویی در حالی که اشک می ریخت عنوان داشت امروز بعد از سی سال همه چیز روشن شده! افسوس فرزندانی که در این راه به بطالت رفته و جان خود را از دست دادند ای کاش فرزندم نیز از جهنم رجوی نجات یابد.

وی در ادامه اظهار داشت من تاکنون چند فرزندم را در راه قدرت طلبی رجوی ملعون از دست دادم و اکنون فرزند و نوه ام یعنی محمد جعفری در اسارت رجوی هستند. اگر امکان ملاقات در لیبرتی فراهم باشد با وضعیت جسمی که دارم به همراه خانواده ام و به همراه سایر خانواده ها به عراق می روم تا آنها را از جهنم رجوی ها آزاد کنم . وی در ادامه عنوان داشت روزی رجوی باید پاسخگوی جنایتش باشد و آن روز دور نیست .

با وجود اینکه مرحوم ابویی در انجمن نجات این گونه از تلاش و کوشش خود برای رهایی فرزند و نوه اش حرف می زد و مقصر تمام این مصیبت ها را رجوی می دانست، باز فرزندش مسعود ابویی بر طبل توخالی سرنگونی کوفته و نمی داند که خانواده های این گرفتار شدگان چگونه از رجوی ها نفرت دارند و او را لعنت می کنند و خواستار محاکمه وی هستند.

اگر مسعود ابویی قدری فکر کند متوجه می شود که چگونه به گفته پدرش مسبب همه این گرفتارها رجوی ها هستند . البته او هم به مانند بقیه اعضای گرفتار به خاطر مغزشویی مستمر قدرت فکر کردن از وی گرفته شده و باید به نشخوار حرفهای تکراری رجوی ها بپردازد.

وی نمی داند که تمام این بازیهای دادگاه در آلبانی سرکاری بوده تا باز مدتی افراد را در اشرف سه سر کار بگذارد و برنامه هایشان را پر کند . بیان این خاطره از گذشته به این بهانه بود که نشان دهیم خانواده ها از رجوی ها بسیار متنفر هستند و هیچ وقت عزیزان خود را فراموش نکرده و برای رهایی شان لحظه شماری می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا