آنچه امروز در برخی نقاط کشور با عنوان “اعتراض” تلاش میشود القا شود، در مواردی نه مطالبه مردمی، بلکه بازنمایی یک سناریوی تروریستی آشناست؛ سناریویی که طراح و مجری اصلی آن، تشکیلاتی است با سابقهای مملو از ترور، خشونت، خیانت و همکاری مستقیم با دشمنان ملت ایران: سازمان تروریستی مجاهدین خلق. این تشکیلات که دهههاست […]
آنچه امروز در برخی نقاط کشور با عنوان “اعتراض” تلاش میشود القا شود، در مواردی نه مطالبه مردمی، بلکه بازنمایی یک سناریوی تروریستی آشناست؛ سناریویی که طراح و مجری اصلی آن، تشکیلاتی است با سابقهای مملو از ترور، خشونت، خیانت و همکاری مستقیم با دشمنان ملت ایران: سازمان تروریستی مجاهدین خلق.
این تشکیلات که دهههاست بهعنوان یک گروه تروریستی شناخته میشود، اساساً هیچ نسبتی با مردم، معیشت، یا مطالبات اقتصادی ندارد. کارنامه سیاه مجاهدین خلق، نه اعتراض مدنی، بلکه ترور کور، بمبگذاری، قتل شهروندان عادی، حمله به مراکز عمومی، و همکاری اطلاعاتی و عملیاتی با دشمنان خارجی است. امروز نیز همان اعمال جنایتکارانه خشونتمحور، با ظاهری بزکشده و در پوشش “حمایت از اعتراضات”، در حال بازتولید است.
در حوادث اخیر، رد پای گروه تروریستی مجاهدین خلق در سازماندهی آشوب، هدایت عناصر خشونتطلب، تحریک به تخریب و تلاش برای نفوذ به مراکز حاکمیتی کاملاً مشهود است. این تشکیلات تروریستی، طبق الگوی ثابت خود، ابتدا بر موج نارضایتی اقتصادی سوار میشود، سپس با تزریق عناصر آموزشدیده و اراذل سازمانیافته، صحنه را از اعتراض به اغتشاش خشن تبدیل میکند. هدف مشخص است: شکستن خط قرمز امنیت.
تلاش برای نفوذ به فرمانداری فسا، نه یک حرکت خودجوش، بلکه اقدامی با ماهیت امنیتی و شبهکودتایی در مقیاس محلی بود؛ اقدامی که تنها از یک گروه با سابقه اقدام مسلحانه و ذهنیت تروریستی برمیآید. ناکامی این پروژه، نتیجه هوشیاری نیروهای امنیتی بود، اما نفسِ طراحی آن، زنگ خطر جدی برای همگان است.
پس از شکست میدانی، فاز دوم عملیات آغاز شد: جنگ روانی و دروغسازی رسانهای. رسانههای وابسته به مجاهدین خلق و همپیمانان صهیونیستی آنها، بلافاصله سناریوی نخنمای “کشتهسازی” را فعال کردند؛ تاکتیکی که بارها در کارنامه این گروه بهعنوان ابزار تشدید خشونت و توجیه اقدامات تروریستی ثبت شده است. ادعای دروغین کشتهشدن “مهدی سماواتی” که رسماً تکذیب شد، نمونهای روشن از این عملیات روانی هدفمند است.
باید صریح گفت: کشتهسازی، مقدمه ترور است. تشکیلات تروریستی مجاهدین خلق از احساسات عمومی تغذیه میکند تا فضای لازم برای خشونت بیشتر، درگیری گستردهتر و ناامنسازی هدفمند را فراهم کند. این تشکیلات، هرجا بتواند خون بریزد، میریزد؛ هرجا بتواند آتش بزند، میزند؛ و هرجا بتواند جامعه را به آشوب بکشاند، لحظهای درنگ نمیکند.
امروز دخالت مستقیم مجاهدین خلق در تحولات اخیر، صرفاً یک تحلیل سیاسی نیست؛ یک هشدار امنیتی جدی است. این گروه تروریستی نه اصلاح میخواهد، نه عدالت، نه رفاه مردم. مأموریت آن روشن است: بیثباتسازی، ایجاد ناامنی و اجرای پروژههای تعریفشده از سوی حامیان خارجی، بهویژه رژیم صهیونیستی.
در این مقطع، هوشیاری عمومی یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت حیاتی است. تفکیک قاطع میان اعتراض مردمی و اقدام تروریستی سازمانیافته، مرز میان امنیت و آشوب است. اجازه ندهیم تشکیلاتی که دستانش به خون هزاران ایرانی آلوده است، بار دیگر با نقاب دروغین “اعتراض”، امنیت جامعه را نشانه بگیرد.
این یک هشدار است:
مجاهدین خلق، اعتراض را ابزار میکند؛ اما مقصدش همیشه ترور است.
عیسی آزاده

