اعضای انجمن نجات مازندران بعد از تماس تلفنی با آقای حسین ثابت رستمی متوجه شدند که ایشان به علت عمل قلب بستری می باشد. به همین خاطر به همراه آقای حمید فرخی – از خانواده های فعال استان، در تاریخ 12 دی 1404 در ملاقات ایشان به شهر رستم کلا رفتند. حسین ثابت رستمی با […]
اعضای انجمن نجات مازندران بعد از تماس تلفنی با آقای حسین ثابت رستمی متوجه شدند که ایشان به علت عمل قلب بستری می باشد. به همین خاطر به همراه آقای حمید فرخی – از خانواده های فعال استان، در تاریخ 12 دی 1404 در ملاقات ایشان به شهر رستم کلا رفتند.
حسین ثابت رستمی با توجه به عمل قلب که چند هفته قبل انجام داده بود، در حال استراحت بود و وقتی متوجه حضور اعضای انجمن نجات شد خیلی خوشحال شد. ایشان به جای اینکه در مورد بیماری حرف بزند عنوان داشت: از برادرم محمد مهدی چه خبر؟ چرا برادرم نمی تواند تماس بگیرد و ما را از وضعیتش آگاه کند؟ پدر و مادرم خیلی پیر شدند و دیگر تحمل دوری فرزندشان را ندارند. خدا رجوی را لعنت کند. چه بلایی سر ما و خانواده ام آورده است.
برای آقای ثابت رستمی توضیح داده شد که رجوی با فشار آوردن به نفراتش و مغزشویی مستمر آنان می تواند به حیات ننگینش ادامه دهد .
آقای فرخی برادر بهزاد فرخی در این زمینه گفت: مگر یادتان رفته که وقتی به اشرف می رفتیم چگونه با ما خانواده ها برخورد می کردند؟! با دستور رجوی به ما سنگ و میله های نوک تیز می زدند تا ما را از آمدن به اشرف باز دارند ولی ما ماندیم و رجوی با خفت و خواری از عراق فرار کرد.
آقای ثابت رستمی در مواجهه با بیماری عنوان داشت: خدا را شکر این بیماری را پشت سر می گذارم و می توانم سلامتی خود را دوباره به دست بیاورم. ولی در درون سازمان این گونه نیست و خیلی از نفرات به خاطر بیماری های خیلی جزیی جانشان را از دست می دهند.
اعضای انجمن نجات به خاطر بیماری و استراحت کردن این عضو خانواده مدت زمان زیادی مزاحم ایشان نشدند و خداحافظی نموده و برایش آرزوی سلامتی کردند تا ایشان را سرپا و سرحال تر پیگیر رهایی برادرش محمد مهدی ببینند.
در پایان عکسی گرفته شد تا شاید برادرش محمد مهدی آنرا ببیند و دلش به رحم آمده و با خانواده اش تماس بگیرد.

از راست حمید فرخی ، حسین ثابت رستمی و هادی شبانی
