در سالی که شاهد حملات بیسابقه آمریکا و اسرائیل به ایران، تحریم اقتصادی غرب علیه ایران و تضعیف شرکای منطقهای ایران بودیم، افزایش قیمتها و تورم کنترل نشده و در نتیجه بروز نارضایتی و اعتراض چندان تعجبآور نیست. با این وجود، اعتراضات مدنی و مطالبات به حق مردم ایران همواره آلوده به کنشهای خشونتطلبانه عوامل […]
در سالی که شاهد حملات بیسابقه آمریکا و اسرائیل به ایران، تحریم اقتصادی غرب علیه ایران و تضعیف شرکای منطقهای ایران بودیم، افزایش قیمتها و تورم کنترل نشده و در نتیجه بروز نارضایتی و اعتراض چندان تعجبآور نیست.
با این وجود، اعتراضات مدنی و مطالبات به حق مردم ایران همواره آلوده به کنشهای خشونتطلبانه عوامل بیرونی شده است. در صدر خشونت طلبان، تشکیلات مجاهدین خلق در سازماندهی فعالیتهایش درون ایران در چنین مواقعی شماری مزدور آماده به خشونت ورزی استخدام میکند.
در مفاهیم سیاسی، میان “اعتراض” و “خشونت/اغتشاش” تمایز معنایی قائل میشوند؛ اما در عمل، نارضایتیهای داخلی ایران همواره با دخالت عوامل مجاهدین خلق وبرخی گروههای خشونت طلب دیگر همراه بوده است و همچنین سیگنالهای مداخله خارجی، همچون توییتهای دولتمردان ابرقدرت، مرز میان اعتراض و اغتشاش را مخدوش کرده است. حاصل این مداخلات، آشوب و خشونت است که مطالبات مردمی را به بن بست میکشاند و امکان کنش اعتراضی شفاف را ضعیف میکند.
شگفت آن که مجاهدین خلق و دیگر خشونت طلبان و مداخله جویان غربی روی این اختلال ایجاد کردن در اعتراضات مدنی، نام “حمایت از معترضین” میگذارند.
چاره چیست؟
برای جلوگیری از سوءاستفاده مجاهدین خلق از اعتراضات مردمی در ایران و به حاشیه رانده شدن مطالبات اصلی، ملت ایران باید با حفظ استقلال و عدم وابستگی به هر گروه، تشکیلات و دولت خارجی، بر مطالبات داخلی و مشروع خود تمرکز کنند و هرگونه خشونت و آشوب طلبی را طرد کنند. این رویکرد به حفظ اصالت اعتراضات و جلوگیری از تبدیل شدن آن به ابزاری برای اهداف گروههایی چون مجاهدین خلق کمک میکند.
مردم باید با تعریف واضح و شفاف مطالبات خود و اصرار بر آنها، از انحراف اعتراضات جلوگیری کنند. عدم همراهی با شعارها و اقدامات خشونت طلبانه مجاهدین خلق به حفظ هویت مستقل اعتراضات کمک میکند.
آگاهی بخشی عمومی درباره ماهیت، سوابق و اهداف تشکیلات مجاهدین خلق در این زمینه بسیار موثر است. برای پیشگیری از افتادن در دام شعارهای فریبنده و ظاهرا دمکراتیک و سکولار مریم رجوی، نگاهی عمیق و دقیق به واقعیت درونی و باطنی تشکیلات رجوی ضروی است.
بار این وظیفه بیش از همه بر دوش اعضای پیشین تشکیلات مجاهدین خلق و قربانیان این تشکیلات و سپس بر دوش پژوهشگران، روزنامهنگاران و کنشگران اجتماعی و در نهایت همه شهروندان حقیقت دوست و منصف است.
علاوه بر توجه به حضور فیزیکی و خشونتگرای مزدوران مجاهدین خلق در خیابانها، دقت نظر در فضای مجازی و سواد رسانهای برای تشخیص ادبیات نیروهای آلبانی نشین، در جهت طرد خشونت عوامل مجاهدین خلق بسیار اهمیت دارد.
مزدا پارسی

