در تاریخ 28 بهمن 1404 نفرات جدا شده استان مازندران در دفتر انجمن نجات گرد هم آمدند تا درباره مسائل روز و وضعیت گروه تروریستی مجاهدین به بحث پرداخته و همچنین به جمع بندی کارهای سال بپردازند و برای سال آینده برنامه ریزی کنند. تا با همفکری و همراهی اعضاء ماهیت پلید رجوی را هر […]
در تاریخ 28 بهمن 1404 نفرات جدا شده استان مازندران در دفتر انجمن نجات گرد هم آمدند تا درباره مسائل روز و وضعیت گروه تروریستی مجاهدین به بحث پرداخته و همچنین به جمع بندی کارهای سال بپردازند و برای سال آینده برنامه ریزی کنند. تا با همفکری و همراهی اعضاء ماهیت پلید رجوی را هر چه بیشتر افشا کرده و شاهد رهایی دوستان اسیرشان باشند.
در این جلسه ابتدا مسئول انجمن نجات مازندران ضمن خوشامد گویی به دوستان جدا شده به موضوعات مختلفی اشاره نمود. ایشان گفت: با عملکرد مجاهدین خلق در سال 1404 ماهیت ضد ایرانی شان بیش از پیش روشن شد و برای همه مشخص شد آنان از عوامل غرب و صهیونیست های جنایت کار می باشند . آنان در جریان جنگ 12 روزه به خوبی نشان دادند همراه دشمنان مردم ایران هستند. و حمله جنایت کارانه صهیونیست ها و آمریکا به ایران را محکوم نکردند. و وقتی حمله صهیونیست های جنایت کار با شکست مواجه شد سعی کردند با تولید خط جدید به عنوان “سرنگونی باید با مردم ایران انجام گیرد” ذهن ها را فریب دهند انگار که هیچ گونه همکاری با جنایت کاران نداشتند .
اما واقعیت دیگری که باعث شد در سال 1404 ماهیت شان بیشتر نشان داده شود، نا آرامی های دی ماه در ایران بود. ما همه شاهد بودیم آنان باز به همراه جنایت کاران اسرائیلی و غربی و گروههای تروریستی همسو با هم دست به جنایتی زدند که در تاریخ ایران شاهدش نبودیم و همه دیدند اغتشاشگران با چه خشونتی سعی داشتند مردم را به ترس واداشته و می خواستند همانند داعش کارشان را پیش ببرند. ولی مردم ایران به خوبی نشان دادند هرگز تسلیم چنین بازی هایی نمی شوند.
بعد از این جریانات و به خیابان آمدن مردم ایران رجوی سعی نمود با جمع کردن تعدادی از لابی های مفت خور غربی و آوردن تعدادی افراد از کمپ های پناهندگی برای برلین گردی، خودی نشان دهند ولی این ترفند هم به شکست انجامید و حاصلش جز ولخرجی زیاد چیزی نبود.
و حال رجوی دشمن اصلی خودش را بچه شاه می داند و اگر تلویزیون آنان را مشاهده کرده باشید تهدید توسط بچه شاه را بسیار جدی می بیند و سعی دارد هر جور شده به اربابان خود بگوید که برای ادامه مزدوری باید آنان را به خدمت بگیرند .
بعد از صحبت های مسئول انجمن نجات، آقای مجید محمدی عنوان داشت: وظیفه ما آگاهی بخشی در این شرایط حساس است، باید کمک کار باشیم. حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال بسیار چشمگیر بود این پیام روشنی به دشمنان ایران خصوصا گروه تروریستی مجاهدین داد که در ایران جایی ندارند .
در ادامه جلسه آقای باباپور گفت: بین معترض با اغتشاشگر فرق وجود دارد. شاید به لحاظ اقتصادی مشکلاتی وجود داشته باشد ولی این بار ما شاهد بودیم که اغتشاشگران نهایت شقاوت را علیه مردم ایران انجام دادند. این مدل وحشی گری را می توان در کارهای تروریستی رجوی در گذشته دید. در 30 خرداد 60 شاهد بودیم که چگونه تروریست های رجوی به هیچ کس رحم نمی کردند. آنان فکر می کردند با وحشت آفرینی می توانند جلوی آمدن مردم به خیابانها را بگیرند. اما شاهد بودیم که چگونه مردم جوابشان را دادند و آنان برای همیشه کنار گذاشته شدند.
عین اله شعبانی یکی دیگر از جداشده های استان مازندران ادامه داد: ما اکنون شاهد هستیم که چگونه میان گروهها سگ دعوا به پا شده و هر کسی سعی می کند خودش را آلترناتیو حکومت ایران معرفی کند ولی جنایتی که در دی ماه انجام دادند برای همه روشن شد که هیچ تفاوتی بین شان وجود ندارد آنان به دنبال تکه کردن ایران هستند و با صهیونیست ها همسو شده تا ایرانی باقی نماند .
مجید قرائتی گفت: آنان را نباید فقط به عملکرد شان در داخل کشور دید. آنان در اروپا هم این گونه با مخالفین خود برخورد می کردند. هر کسی که انتقادی از آنان میکرد سعی داشتند با توهین کردن و ضرب و شتم جلوی آگاهی بخشی افراد را بگیرند. ما در اروپا به چشم دیدیم که چگونه به نفرات جدا شده سازمان حمله ور شده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دادند. اینان هرگز نمی توانند به قدرت برسند چون از سابقه جنایت کارانه ای برخوردار هستند و این از چشم مردم ایران پنهان نمانده است و در جریان جنگ دوازده روزه شاهد بودیم حتی یک بار هم سرکرده فرقه تروریستی رجوی آنرا محکوم نکرد و در دلشان قند آب می شد که چرا جنگ ادامه پیدا نکرده تا مردم ایران بیشتر کشته شوند .
ادامه دارد…
































