حرف های تمام نشدنی خانواده ها

پا به خانه مردی گذاشتیم که منتظر آمدن فرزندش بود. مطلع شدیم که آقای احمد مداح تازه از بیمارستان مرخص شده لذا برای عیادت ایشان به منزلش رفتیم  با خوشروئی مورد  استقبال این خانواده قرار گرفته و در فضایی کاملا دوستانه به گپ و گفتگو پرداخته و برایش آرزوی سلامتی و طول عمر کردیم.با مروری بر وضعیت و شرایط لاعلاج این فرقه بعد از انتقال به کشور آلبانی به ایشان گفته شد مسعود رجوی تلاش بیهوده می کند برای اینکه باز بتواند افراد را در همان چهار چوب  فرقه نگه دارند ولی شرایط تغییر کرده  و قطعا هر چه رو به جلوتر برویم با اضمحلال نهائی آنها مواجه خواهیم شد و این رجوی هست که باید پاسخگوی اعمال خود باشد.
آقای مداح در صحبت خود گفت کسانی که باعث گرفتاری و جدائی فرزندش از خانواده شدن (مسعود رجوی و سران فرقه) را هرگز نمی بخشم. ایشان از اینکه می دید افراد جدا شده ای امثال ما و دیگر دوستانمان که بعد از جدائی زندگی خوبی داریم خرسند شد و آرزو نمود روزی پسر ایشان هم از این فرقه جدا شود و به کانون  گرم خانواده بازگردد.ایشان گفت امکان ندارد روزی باشد که دور همدیگر جمع شویم ولی یاد و خاطره فرزندم ذیبح الله در ذهنمان نباشد. این پدر مهربان هر گاه نام فرزندش را می آورد اشک بر روی گونه هایش روان می شد کجاست رجوی ببیند چه کرده است و چه اشک هائی بخاطر سیاستهای غلط و خودکامگی های وی ریخته می شود.
براستی گناه این خانواده ها چیست.این خانواده خون گرم از مجامع حقوق بشری خواستند تا برای نجات جان فرزندشان از فرقه رجوی در آلبانی به آنها بدون دخالت فرقه اجازه ملاقات بدهند. این را باید به رجوی گفت خانواده ها همیشه حضور دارند و اجازه نمی دهند بیش از این با جان فرزندانمان بازی شود و دیر یا زود این تشکیلات پوسیده هم متلاشی خواهد شد و رو سیاهی به زغال خواهد ماند. ما هم به نوبه خودمان برای رهائی دوستانمان از اسارتگاه ذهنی و روحی فرقه رجوی دعا کردیم و انتظار داریم این چشم انتظاریها به پایان برسد و آنها را در آغوش گرم خانواده ببینیم.در پایان بخاطر این دیدار گرم از خانواده مداح کمال تشکر را داریم.
 

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن