مراسم محرم از ارتجاع تا اعتقاد

وقتی وارد سازمان شدم همیشه مسئولین عنوان می کردند سازمان نباید مانند مسئولین حکومت ایران در مورد شعائر و برگزاری آن دست به فریبکاری بزند. ما باید خط و منش حضرت امام حسین (ع) را دنبال کنیم چون اسلام ما انقلابی است!!!. با شروع ماه محرم همیشه مراسم عزاداری به یک یا چند مراسم سخنرانی و گفتن وقایع عاشورا ختم می شد و مراسمی که مردم ایران برگزار می کردند سازمان آنرا یک مراسم ارتجاعی می دانست تا اینکه بعد از مدتی فکر می کنم سال 73 یا 74 بود که دستور داده شد برای ماه محرم باید مراسم عزاداری برگزار نمود و از آن پس علم و کتل درست شد و دسته های سینه زنی به راه افتاد و زنان نوحه خوان شدند و با یک عقبگرد عملاٌ چیزی که سازمان به آن اعتقاد داشت یعنی ارتجاعی بودن این گونه مراسم خود برگزار کننده این حرکت شد. در ابتدا برای همه سئوال بود که این چه حرکتی است ؟ مگر ما نیروی پیشتاز نیستیم و چرا باید مانند مردم عادی جامعه این مراسم را برگزار کنیم ؟ و هزاران سئوالی که وجود داشت ولی از آنجایی که رجوی ها هیچوقت حاضر به پاسخگویی نبودند در این باره هم سکوت کردند و عنوان داشتند که ما هم باید مانند مردم عادی به ارزش های آنها احترام گذاشته تا زمانی که به قدرت رسیدیم مسئله آگاهی بخشی را انجام خواهیم داد.
به همین خاطر بود که سازمان خود را به لحاظ اجرای شعائر یک نیروی انقلابی می دانست یکباره به گفته خودش تبدیل به نیروی ارتجاعی شد و می بایست برای فریبکاری هر سال بیشتر در منجلابی که برای خودش کنده بود فرو برود.
اگر به عمق مسئله در درون مناسبات فرقه ای رجوی به لحاظ اجرای شعائر دقت بیشتری داشته باشیم همه این کارها برای ظاهرسازی و برای فریبکاری نفرات بیرونی که بله ما هم به اسلام اعتقاد داریم ولی در واقع هیچ وقت رجوی اعتقادی به اسلام و شعائر آن نداشته و می توان گفت که وی یکی از ضد دین ترین افراد در جهان هستی است. رجوی همیشه اعتقادات خود را بر اساس منافع خود تفسیر می کرد. در این باره او حتی اعتقادی به ازدواج که سنت پیغمبر است هم نداشت و دستور داد که همه زنان و مردان از هم جدا شوند. احترام به پدر و مادر که توسط پیامبر ( ص) توصیه شده را مردود دانسته و آنرا فاسد می داند. رجوی ها در ادامه فریبکاری خود دست به تولید مسجد ضرار در اشرف زد تا بتوانند عراقیانی که برای گرفتن پول به اشرف می آمدند نشان دهند که در اشرف هم مسجد و او اعتقاد به اسلام دارد ولی چیزی که ما از خودمان یعنی داخل مناسبات خبر داشتیم همه برای ظاهر سازی بوده است و آن مسجد هیچ ارزش اعتقادی نداشت.
رجوی ضد دین در مراسم خود با خواندن قرآن شروع می کرد ولی همیشه تفسیر آیه را بر اساس چیزی که خودش لازم داشت معنی می کرد تا به افرادش بفهماند که معنی قرآن آن چیزی است که او می گوید. در درون مناسبات کسی جرات خواندن قرآن را نداشت و اگر کسی چند بار این کار را انجام می داد با وی برخورد می شد و به او گفته می شد وقتی رجوی خودش قرآن ناطق است دیگر نیازی نیست که شما آنرا به تنهایی بخوانی. آری سازمانی که این گونه حتی در مورد خواندن قرآن و معنی آن برخورد می کند آیا اعتقادی به مبانی اسلام و حرکت انقلابی امام حسین ( ع) در صحرای کربلا دارد ؟
رجوی مانند بقیه مدعیان دین که خودشان را همیشه سر تر از همه می دانند ولی به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند، بود. او با این شیوه به اسم اسلام هر کاری کثیفی بود انجام داد و برای آن هم توجیه داشت که می توان به مورد حرکت کثیف رقص رهایی وی با زنان سازمان کتابها نوشت.
اکنون در مورد مریم قجر شاهد هستیم در اروپا به همراه بقیه لابی های ضد دین تیشه به ریشه اسلام می زند و هر روز از آنان می خواهد که فشار را بر مردم ایران بیشتر کنند در یک کلام می توان مریم قجر را به هند جگر خوار همسر ابوسفیان و مادر معاویه تشبیه کرد چون وی اکنون کار همان هند جگرخوار را انجام می دهد و هر روز شاهد هستیم که چگونه راضی است مردم ایران کشته شوند تا وی با تحت فشار قرار گرفتن و کشته شدن مردم ایران خوشنود شود.
رجوی ها باید بدانند که در زمینه اسلام و مکتب انقلابی آن مردم ایران خود شاهد همه جنایت های آنان هستند و به خوبی می توانند سره را از ناسره تشخیص بدهند. بهتر است مریم قجر مراسم عزاداری را در کنار رودی جولیانی جنایت کار برگزار کند تا صواب بیشتری از آن مراسم ببرد و دلی بوزینگانی مانند رجوی که از منابر پیامبر (ص) بالا رفتند را خوشحال کند.
هادی شبانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.