رسانههای مجاهدین خلق در سه هفته گذشته، به طور متوسط در هر هفته خبر فوت یک عضو خود را اعلام کرده اند. آخرین مرگ اعلام شده در کمپ اشرف 3 در آلبانی مربوط به زنی به نام مژگان مهدوی است که بنا به اطلاعات منتشر شده در سایت مجاهدین خلق، “متولد ۱۳۴۰ در تهران، مهندس […]
رسانههای مجاهدین خلق در سه هفته گذشته، به طور متوسط در هر هفته خبر فوت یک عضو خود را اعلام کرده اند. آخرین مرگ اعلام شده در کمپ اشرف 3 در آلبانی مربوط به زنی به نام مژگان مهدوی است که بنا به اطلاعات منتشر شده در سایت مجاهدین خلق، “متولد ۱۳۴۰ در تهران، مهندس بیوشیمی در آمریکا، سال آخر دوره فوقلیسانس در اوکلاهما” بود که از سال ۱۳۵۸ در ارتباط با انجمن دانشجویان مسلمان هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران در آمریکا قرار گرفت و از سال ۱۳۶۶ به فعالیت تمام وقت برای مجاهدین روی آورد.
بنا به ادعای رسانههای مجاهدین، مژگان مهدوی از سال ۱۳۶۷ پس از شرکت در عملیاتهای نظامی “سریعاً بهدلیل صلاحیتهایش به فرماندهی یکی از یکانهای رزمی ارتقا یافت”.
بررسی روند پیوستن جوانان ایرانی تحصیلکرده در دانشگاههای کشورهای غربی، از جمله ایالات متحده آمریکا، به سازمان مجاهدین خلق در دهههای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ خورشیدی (۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی) یکی از موضوعات مهم و قابل تأمل در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی معاصر ایران است. پدیده جذب دانشجویان مقیم خارج به جریانهای ایدئولوژیک و رادیکال، ریشهها و عوامل چندبعدی روانشناختی، سیاسی و اجتماعی دارد که توسط پژوهشگران تاریخ سیاسی و روانشناسی سیستم های بسته مورد واکاوی قرار گرفته است.
نکته قابل توجه این است که افراد بسیاری در آن زمان به جریانهای سیاسی پیوستند اما تنها اعضای پیوسته به مجاهدین خلق بودند که پس از گذشت نزدیک به نیم قرن، راهشان را از تشکیلات جدا نکردند و به کام مرگ رفتند بی آن که دستاوردی از سالهای به اصطلاح مبارزه داشته باشند.
چگونه یک فرد با پیشینه تحصیلات دانشگاهی در غرب، همه چیز را رها کرده و به ساختار متمرکز و پایگاه نظامی مجاهدین در بیابانهای عراق میپیوند؟ منابع مستند، پژوهشهای جامعهشناختی و همچنین خاطرات اعضای جداشده، 4 عامل زیر را به عنوان دلایل اصلی چنین انتخابهایی برمیشمارد:
1. تب انقلابی حاکم بر فضای ایران و جهان در سالهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، گرایش شدید جوانان به سمت تفکرات عدالتخواهانه و ضد استبدادی، و جذابیت اولیه شعارهای سازمان مجاهدین خلق مبنی بر تلفیق اسلام و مدرنیته و مبارزه با رژیم پهلوی، موجب شد که بسیاری از جوانان تحصیل کرده در ایران و خارج جذب این تشکیلات شوند.
2. انجمنهای دانشجویی در خارج از کشور، نقش پررنگی در فرایند جذب جوانان دانشگاهی داشتند. “انجمنهای دانشجویان مسلمان” وابسته یا متمایل به سازمان مجاهدین در دانشگاههای آمریکا و اروپا که به عنوان کانونهای اصلی جذب، تبلیغ و شستوشوی مغزی دانشجویان ایرانی عمل میکردند، در آن سالها فعالیت گستردهای داشتند.
3. بحرانهای هویت و احساس مسئولیت ملی، عامل دیگری در سوق دادن جوانان به سوی پیوستن به گروههای افراطی انقلابی چون مجاهدین خلق بود. دانشجویانی که در خارج از کشور تحصیل میکردند، گاه با احساس عذاب وجدان نسبت به شرایط سیاسی داخل کشور یا فقر و استبداد مواجه بودند و سازمان از این احساس سوءاستفاده و آن را به تعهد مطلق تشکیلاتی تبدیل میکرد.
4. پس از ورود افراد به تشکیلات مخفی و سپس ارتش خصوصی مجاهدین در عراق، در فضای ایزولهای که سران تشکیلات ایجاد کرده بودند، به مرور زمان از طریق نشستهای انتقاد از خود (عملیات جاری) و قطع ارتباط با دنیای خارج و خانواده، استقلال فردی افراد را از بین برد.
فرآیند تبدیل شدن مژگان مهدوی به یک عنصر کاملاً مطیع تشکیلاتی یا فرمانده ارشد (همانند آنچه در مورد بسیاری از کادرهای قدیمی سازمان روایت میشود)، محصول بازسازی کامل شخصیتی در بستر یک فرقه افراطی سیاسی است. در این ساختار، به مرور زمان، “مسعود و مریم رجوی” جایگزین تمام ارزشهای فردی، عاطفی و اجتماعی میشوند و فرد تمام هویت خود را در بقای تشکیلات و اطاعت مطلق از رهبران میبیند.
چنین میشود که پس از خودسوزی ندا حسنی در اعتراض به دستگیری مریم رجوی در فرانسه، مژگان مهدوی افراد حاضر در سالن غذاخوری اشرف را مخاطب قرار میدهد و با حالتی احساسی میگوید: “اگر رهبری به ما دستور دهند همه ما وظیفه داریم که خودسوزی کنیم و صدای اعتراض سازمان را به آنها خواهیم رساند.”
مزدا پارسی














