استراتژی خشونت طلبانه

دفاع مجاهدین از تروریسم خشن

سال گذشته اتفاقات تروریستی تلخ و ناخوشایندی در کشور ما به وقوع پیوست که تماما از خارج هدایت میشد و اهدافی غیر از تحت فشار قرار دادن دولت جمهوری اسلامی ایران و بی ثبات نشان دادن آن و همچنین وجود فضای شدید و بد امنیتی دنبال نمیکرد و البته که با مخارج زیادی که این گونه عملیات معمولا بهمراه دارد الحمدالله به هیچ نتیجه ای نرسیدند مگر در خون غلطانیدن تعدادی از شیفتگان حسینی که به منظور عزاداری برای سید و سالار شهیدان کربلا در حسینه ره پویان وصال گرد آمده بودند و خود نیز به همان صف کربلایی ها پیوستند. عملی خشن و ددمنشانه که تعدادی افراد بی گناه و غیر نظامی را مورد هدف قرار داد و چندی بعد در یک مراقبت هوشمندانه تماما به دام افتاده و به جنایات خود و حامیان و فرماندهان اصلی و گردانندگان اصلی آن که از خارج هدایت میکردند اعتراف نمودند.

القصه چند روز پیش بدنبال به نهایت رسیدن تحقیقات قضایی نامبردگان و نفرات اصلی این عملیات خشن تروریستی به اعدام محکوم و حکم نیز چند روز پیش به مورد اجراء گذاشته شد تا مرحم کوچکی باشد برای داغدیدگان و بازماندگان افرادی که در این حادثه جان باختند و البته پیام محکمی باشد برای کسانی که هنوز فکر میکنند با اینگونه اعمال میتوانند به نیات شوم خود جامع عمل بپوشانند آنهم در این دور و زمانه که زمین و زمان این گونه اقدامات را نفی میکند و وجدان بشری دیگر چنین رویدادهایی را نمیتواند بپذیرد و اساسا تحمل بشر امروز در این گونه موارد به پایان رسیده است.

اما در این بین که عالم و آدم این جنایات را محکوم کرده و میکند و اولین خواست مجازات این قبیل جریانات بوده و هست فرقه تروریستی مجاهدین در رسانه های خود به جای اینکه از مظلوم طرفداری کند طبق معمول یقه او را چسبیده است و در هماهنگی و دفاع آشکار مخالفت خود را با اعدام این افراد اعلام نموده است و طوری صحنه پردازی کرده است که گویا مشتی جوان و نوجوان وعمدتا با رنگ پررنگ شده دانشجو و البته بیگناه دستگیر شده اند و حالا هم دارند به این بهانه اعدام میشوند یعنی طوری به مسئله پرداخته است که گویا موضوعی به نام حسینه ره پویان وصال و انفجار بمب قوی و کشته ومجروح شدن تعدای بیگناه و اعتراف متهمین و باند مذکوره اصلا در میان نبوده و بلکه تعدای دانشجو معلوم نیست به چه اتهامی دستگیر و اعدام شده اند تازه. این در حالی است که این پرونده با تمام جزئیات آن در معرض عموم گذاشته شده است و از سیر تا پیاز آنرا دیگر همه میدانند که از کجا آمده اند و چگونه شروع کرده اند و چه طوری به پایان برده اند. همه اش معلوم است اما چرا مجاهدین از این گروهک تروریستی دفاع میکنند و عمل آنها را نیز به این ترتیب مورد حمایت قرار میدهند و تازه نام حسینه را نیز با ادبیات خاص خود عنوان نموده اند جای تأمل دارد دست کم برای حفظ ظاهر هم که شده این فرقه رو به اضمحلال میتوانست موضع دیگری داشته باشد الا این گونه حمایت آشکار و علنی که البته از ماهیت این فرقه سرچشمه میگیرد و دست خودش نیست. هرچه در اینجا و آنجا تلاش میکند که بگوید دیگر کاری به تروریسم و اعمال خشنوت آمیز ندارد و تغییر کرده است فایده ای ندارد و با یک چنین موضوعی مجددا ماهیت خود را در دفاع از تروریسم برملا میکند. با این وجود زمان این گونه تشبثات به پایان رسیده و تتمه این گونه جریانات نیز در مسیر نابودی کامل قرار گرفته اند به خاطر اینکه سمت و سوی اذهان و دیدگان بشری جهتی عکس اینرا گرفته است و نسبت به آن شدیدا برآشفته میشود و جز گفتگو و حاکمیت قانون چیز دیگری را قبول ندارد..

اسماعیل شمس الدین

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا