جداشدگان از فرقه مجاهدین خاری در چشم رجوی
افشاگری های این افراد که رجوی را و ساختار فرقه گرایانه اش را و مبارزه مسلحانه را زیر سوال می برد موجبات نگرانی و خشم رهبری سازمان را فراهم کرده است که این گونه با رذالت و بی شرمی خاص خودش علیه جدا شدگان و منتقدان وارد عمل شده است تا شاید بتوانند به این وسیله این افراد را بترساند و از صحنه خارج کند که البته تا بحال به جایی نرسیده است و بعد از این هم نخواهد رسید.
وقاحت و رذالت سیاسی
علت وجود اینهمه بوی تعفن در بازار سیاست مجاهدین ناشی از فرورفتن در باتلاق ورشکستگی سیاسی – استراتژیک و لاجرم ایدئولوژیکی آنان است؛ گروهی که با هدف کسب قدرت با محوریت فریبکاری و مزدوری بیگانگان در سه دهه گذشته، کارنامه ای از خیانت و جنایت دیروز در ایران و امروز در عراق و سوریه و فلسطین بوضوح به نمایش گذاشته است.
کینه ی مجاهدین خلق بر علیه مردم ایران پایانی ندارد!
گروه مافیایی رجوی که کماکان نام بی مسمای” مجاهدین خلق ایران” را یدک میکشد، براهدافی که بصورت احمقانه دست یافتن بدان را قریب الوقوع میدید، دست نیافت و بدنبال دستپاچگی وچه کنم چه کنم گویی ها، دست به خس وخاشاک زد و در خبری که باهدف خودفریبی وگرم نگه داشتن تنوری که درلیبرتی عراق دارد، متوسل به وزیر خارجه ی آمریکا شد
چالش های جدید تشکیلات فرقه رجوی درلیبرتی – شکاف بین سر و بدنه
گزارش ها خبر از گردنکشی های مستمر اعضاء در قبال مناسبات تشکیلات رجوی می دهد. زیردستی ها به صراحت در مقابل بالایی ها درشتی می کنند. نشستهای عملیات جاری و غسل تق و لق و در شرف تعطیلی است.بالایی ها هم که علاوه بر اینکه تلاش می کنند، رو دستی که از رجوی خورده اند را به رویشان نیاورند _ با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند
چهره واقعی افراط گرایان در کتاب «از مجاهدین تا منافقین»
کتاب «از مجاهدین تا منافقین» که به سیر تاریخی سازمان مجاهدین خلق از آغاز تاکنون می پردازد در حدود 550 صفحه تلاش کرده است به نمایش چهره متغیر چند ساله گذشته سازمان مجاهدین خلق به شیوه ای منطقی و به دور از حاشیه و با تکیه بر اسناد کافی برای طرح مباحث بپردازد.
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت دوم
از قرار معلوم مسئولین سازمان هرکجا که میروند با انبوهی سؤالات هواداران روبرو میشوند. از جمله اینکه سؤال میشود که سال ۱۳۹۱ را سال سرنگونی اعلام کرده بودند ولی چنین چیزی محقق نشد. توجیه مسئولین اینست که”یک نیروی انقلابی زمان برای سرنگونی معین نمیکند و سازمان بهرصورت پای سرنگونی رژیم ایستاده است”. این مسئول گفته است که:”این سؤال که سرنگونی چه زمانی اتفاق می افتد را باید کلا فراموش کنید”.
نگاهی به دادگاههای مجاهدین و نقش مسئولان آن در این دادگاهها – قسمت اول
نسرین سوال را میکرد و کد شروع حمله را میداد. همه از دم داد میزدند مهم نبود که تو میشنوی یا نه مهم داد زدن آنها بود. مهم شکستن نفر سوژه بود. یکی از فرمانده هان رده بالای زن که فرمانده وقت نفر نبوده بلکه در دوره های قبلی فرمانده این نفر بوده نقش پلیس خوب را بازی میکرد.
حمایت حامی مجاهدین (فرقه رجوی) از اسرائیل
یکی از حامیان سرسخت مجاهدین در کنگره آمریکا که ازقضا حامی نامی تروریستهای کوبایی مستقر در فلوریدا هم بهشمارمیرود، پیشنویس قطعنامهای را علیه مقاومت فلسطین تهیه کرده است. این اقدام «ایلینا رزلتینن» در محکومیت حماس بهخاطر چیزی که وی از آن استفاده از مردم عادی بهعنوان سپرانسانی یاد میکند تعجب فعالان حقوق بشری را برانگیخته است.
عدم تمایل مجاهدین خلق برای پوشش کامل اخبار غزه ناشی از چیست؟
بدین ترتیب، با توجه به اتحاد عمیق و خدمات متقابل صهیونیست ها و مجاهدین خلق، رویکرد امروز گروه برای پوشش بسیار ناقص جنایات اسرائیل در نوار غزه، عجیب به نظر نمی رسد. پس از خسارات سنگینی که با سقوط حامی سابق مجاهدین یعنی صدام حسین به این گروه وارد شد، اکنون سازمان مجبور است برای حفظ حامیان جدیدش سخت تلاش کند حتی اگر به قیمت زیر سوال رفتن 3 دهه سابقه ی مبارزاتی ضد امپریالیسم و ضد صهیونیسم تمام شود!
سرنگونی توسط بیگانگان با گزینه ی نظامی!
هرگز فراموش نکنید که ایران شبیه عراق، افغانستان ولیبی نیست و لزومی ندارد که آنچه که درآن کشورها اتفاق افتاده باشد، درایران نیز اتفاق بیافتد. تازه مگر چه مدالی برسینه ی حکومتگران آمریکا در تشویق حملات یاد شده زده شد که با تهاجم به ایران هم زده برتعداد این مدال ها افزوده گردد؟!
کاسه داغ تر از آش (رجوی:ایران دو تا سه ماه دیگر بمب اتم میسازد)
عملا فرقه رجوی خواهان علان جنگ دولتها ۱+۵ با ایران است و با زبان بی زبانی میخواهد به جامعه جهانی القا کند تنها راه کار تحریم نفتی و نهایتا جنگ است و بدین ترتیب فهم و شعور جامعه جهانی را به سخره می گیرد و میگوید اگر ۱+۵ به گفته های این فرقه گوش نکنند ارتکاب خطای استراتژیک شده اند.
نعل وارونه زدن رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)
سزاوار است که به جای پاسخگویی به این همه جرم و جنایت به مردم و اپوزیسیون، به اظهار نظر و ایراد گیری از جمهوری اسلامی بپردازد؟ و آیا این نوعی تحمیق مخاطبان و نعل وارونه زدن توسط این گروه نیست؟ و آیا نباید از این عمل مجاهدین به عنوان یک طنز تلخ و گزنده و البته عبرت آموز یاد کرد؟