مجاهدین از دیدگاه بنیاد علم و سیاست آلمان
بالابردن ارزش سیاسی آن ها (سازمان مجاهدین خلق ایران) درتضاد آشکار با مبانی دموکراتیک و حقوق بشری ما قراردارد و درمورد ایران به معنای راندن شیطان کوچک با توسل به شیطان بزرگ است.تبلیغات ماهرانه یکی ازمشخصه های بارز مجاهدین خلق است. درتابستان امسال دانشجویان لهستانی بی خبر باپرداخت 5 یورو به پاریس دعوت شدند تا درآنجا برای مجاهدین خلق تظاهرات کنند. به خصوص فعالیت های تبلیغاتی مجاهدین خلق نمایندگان پارلمان را هدف قرارداده است. عکس هایی که آن ها باسیاستمداران می اندازند، به عنوان « سند » حمایت ازآن ها به نمایش گذاشته می شوند.
مجاهدین خلق نبرد برای ابقایشان درعراق را می بازند
عراق به ساکنان اشرف گفته است که تاماه مارس سال جاری باید کشور را ترک کنند. عراق به آن ها قول داده است که آن ها را بالاجبار به ایران نخواهد فرستاد اماروشن نیست که آنها رابه چه جای دیگری خواهد فرستاد. درسال های اخیر، ایران سیاست تازه ای راپیش گرفته است تااعضای سابق مجاهدین خلق را دوباره درجامعه ی ایران به لحاظ انسانی بپذیرد و این کاربه کمک گروهی ازاعضای سابق به نام « انجمن نجات » صورت می گیرد.
آغاز و فرجام مجاهدین در عراق – قسمت سوم
قبل از سقوط صدام حسین، استنباط مسعود رجوی از یک جنگ و درگیری جدید در منطقه و بطور خاص در عراق، دور از واقعیت می نمود.تحلیل رجوی این بود که شرایط بحرانی منطقه، اعراب حوزه خلیج، تلویحا حامی صدام حسین در شرایط جنگی، حضور نیروی قدرتمند نظامی ایران در مرز های شرقی(ترس یا نگرانی آمریکا از نفوذ ایران در خاک عراق) و همچنین استهلاک ابزار و نیروهای ائتلاف در جنگ افغانستان مانع از یک جنگ گسترده در عراق خواهد شد.
تهدید به مرگ از زندانهای اشرف تا دنیای آزاد اروپا
که این آرزوی همیشۀ مریم قجر عضدانلو با انقلابش بود تا ما را به صفر به هیچ و هیچ چیز و هیچ کس تنزل بدهد. صفر به این خاطر که ما را از گذشته از خاطراتمان از دوستانمان از بستگانمان و از کسانی که عاشقشان بودیم گسستند. صفر به این خاطر که هویتمان را فردیتمان را دوست داشتنهایمان را تنفرهایمان را پر نسیبهایمان و باورهایمان را از دست داده ایم. صفر به این خاطر که احساس می کنیم هیچ چیز نمی دانیم و همه آن چیز را که یک وقتی می دانستیم نیز با علامت سئوال بزرگی روبرو است و باز هم صفر به این خاطر که از همه آن چه که داشتیم فیزیکی و روانی اکنون چیزی بر جا نمانده جوانی و سلامتی مان را از دست نهاده ایم
مجاهدین یا سنگ پای قزوین
واقعآ این فرقه تا چه اندازه ای باید پررو باشد که با این سابقه و پرونده سیاه واین همه آدم کشی وبه کشتن دادن جوانان چه در فرقه توسط شستشوی مغزی وچه توسط بمب گذاری در اماکن عمومی در درون ایران یا از هم پاشیدن آنهمه خانواده و جدا کردن اجباری زن و شوهر از هم وآواره کردن کودکان آنها در دنیا ویا کلاهبرداری از مردم اروپا تحت عناوین گوناگون حقوق بشری یا فرستادن اعضای خود به زندان ابوغریب و سرسپردگی مطلق به صدام ضد ایرانی خود را مقاومت عادلانه می خواند
چرا نشریه و روزنامه مجاهد منتشر نمی شود؟
از آنجا که انتشار نشریه مجاهد و روزنامه اینترنتی به هر حال یک کارکرد آرشیویی و اسنادی دارد و چنانچه بارها شاهد بوده ایم همین منابع سازمان مورد استنادی برای افشاگری های سیاسی علیه مجاهدین قرار گرفته، و احتمالا در آینده هم به خاطر موضع گیری های زیگزاگی و پارادوکسیکال مجاهدین مورد استفاده قرار خواهد گرفت، سران سازمان ترجیح داده اند، از خیر انتشار آنها بگذرند.
خــُـل هستند، ولی تروریست نیستند!
آقای وزیر خارجه مجاهدین تلاش داشته تا خبرنگار اکسپرسن را راضی نماید که تروریست نیستند، اما خبرنگار زیرک در انتهای مطلب خود نوشته است که: نمی توان به مجاهدین اعتماد کرد، دیپلماتی که از پاریس آمده بود، نتوانست تاثیرات یک فرقه سیاسی را از ذهنم پاک کند – او عضو سازمانی است که خـُل (غیر متعارف) می باشند و کورکورانه همسر مسعود رجوی را ستایش می کنند و به ناراضیان خود تعرض می نمایند
خنده در برون، گریه در درون
دولتهای غربی اشغالگر که بعد از تصرف عراق به بهانه ایجاد دموکراسی خود تعریف و از پیش امتحان داده خود در ظاهر این فرقه را بعد از درگیری صوری خلع سلاح کرده بودند درعمل بصورت پنهان و آشکار و به صور مختلف از آن حمایت میکردند تا بلکه بتوانند از آن برگی بر علیه ایران در تعاملات پیش روی داشته باشند اما نمی فهمیدند که این فرقه اساسا محلی در ایران ندارد
تبلیغ سیاسی مجاهدین از طریق آگهی تجاری
فرقه با پولهای بادآورده خود اقدام به چاپ آگهی در روزنامه واشینگتن تایمز کرده و آنرا به عنوان تثبیت فرقه مجاهدین در دنیا به خورد هواداران سادلوح خود می دهد. در اولین نگاه به این آگهی تجاری ــ سیاسی واژه ها و اعداد وارقام مجاهدین بچشم می خورد مثل رقم دروغین 70 هزار شرکت کننده در متینگ فرقه رجوی که اصرار به تکرار این رقم دروغین فقط در فرهنگ مجاهدین معمول می باشد.
خانم رجوی فقط دوتا از این ده ماده را خودتان اجرا کنید
مجاهدین قیمت گزاف یک صفحه کامل آگهی در واشنگتن تایمز را پرداخته اند که بعد از انتشار آن جشن و شور وشادی راه بیندازند ؛ مجاهدین در و دیوار را به هم میبافند که بگویند اینکار را خود روزنامه انجام داده است و خیلی هم ویژه بوده، مثلا میگویند:واشینگتن تایمز این مطلب را در شماره ویژه روز چهارشنبه، ۲۵ دی ماه ۸۷ که به معرفی اعضای یک صد و یازدهمین دوره مجلس نمایندگان و سنای آمریکا اختصاص دارد. منتشر کرده. که البته این شماره ویژه کاملا بیربط به موضوع مجاهدین است
گریه غزه خنده اورسورواز
مجاهدین این ابراز علاقه خود از نزدیکی به شر مجسمی مثل دولت غاصب اسرائیل هرگز پنهان نکرده اند و همیشه این همکاری وجود داشته و دارد تأیید هلوکاست و دسته گل گذاشتن بر سر قبور درست اندکی قبل از این تهاجمات و همزمان نفی کردن هلوکاست واقعی که در جریان است و دنیا را به خروش آورده واضح و مؤکد همین مبحث است.
از اوج شرف تا حضیض ذلت
باری این روزها رجوی ها روبه صفت و گرگ خوی، در رنج ملت فلسطین با دم شان گردو می شکنند، غافل که گردوها چون کله خالی از عقل راهنما و قلب تهی از عاطفه ی بشری شان، پوچ و خالی ست! وجز ننگ و رسوایی بالاوپایین پریدن، نصیب نخواهند برد. آری، بر فلسطین مصیبت ها می رود دریغا که درغیاب « ادوارد سعید» و « محمود درویش » ها جای تحریرهایی چنان شورانگیز خالی ست.