خنده در برون، گریه در درون

سرانجام بعد از کش و قوسهای فراوان و ریزه کاریهای دشوار و پیچیده و طولانی در دنیای دیپلماسی و همه فعالیت ها و کنش و واکنشها، دولت عراق رها شده از صدام به انتخاب بزرگی و سرنوشت سازی دست زد و علیرغم همه کارشکنی های دولتهای متجاوز و اشغالگر بین دولت جمهوری اسلامی ایران و فرقه تروریستی مجاهدین ایران را انتخاب کرد و فرقه بازنده شد.

دولتهای غربی اشغالگر که بعد از تصرف عراق به بهانه ایجاد دموکراسی خود تعریف و از پیش امتحان داده خود در ظاهر این فرقه را بعد از درگیری صوری خلع سلاح کرده بودند درعمل بصورت پنهان و آشکار و به صور مختلف از آن حمایت میکردند تا بلکه بتوانند از آن برگی بر علیه ایران در تعاملات پیش روی داشته باشند اما نمی فهمیدند که این فرقه اساسا محلی در ایران ندارد و همانطور که معلوم بود کارنامه آن سراسر از ترور و هماهنگی با ارگانهای امنیتی و نظامی و انتظاماتی حکومت صدام در دولت پیشین عراق در ایران و کردستان عراق و حتی جنوب عراق مملو است و بزودی مشخص شد که در جهان نیز جایی ندارد و هیچ کشوری حاضر به پذیرفتن آنها نیست. در ادامه همین بازی های ننگین دیپلماتیک اما دولت جدید عراق که تعامل با دولت جمهوری اسلامی ایران را با منافع استراتژیک خود همسو یافت سرانجام تسلیم خواست نیروی های اشغالگر آمریکایی نشد و هرچند با تهدیدهایی در این خصوص نیز در مقطعی از عمر دولت خود روبرو بود اما تصمیم خود را گرفت و خواست خود را مبنی بر تحویل گیری قرارگاه اشرف واقع در نزدیکی شهر خالص در استان دیاله مطرح کرد و آنرا به خوبی پیش برد و امضای قرارداد امنیتی نیز اهرمی بود که به دولت عراق در این زمینه کمک زیادی کرد.

همچنین در اول ژانویه بعد از تحویل گیری قرارگاه اشرف خیلی واضح مسئولین زیربط عراقی در همان ساعات اولیه اعلام کردند که این گروه تروریست است و باید از عراق خارج شود و دولت عراق این کار را خواهد کرد و تمام زد و بندهای فرقه در این یا آن کشور غربی نیز نتوانست کاری از پیش ببرد و حتی تحصنی نیز که به مدت طولانی برای مقابله با همین وضعیت تدارک دیده بودند و مشخص بود که شکست خواهد خورد را به صورتی کاملا مضحک به پایان بردند و طبق معمول در بوق کرنا کردند و فریاد پیروزی سر دادند و تبریک و اطلاعیه پشت سر هم باریدن گرفت.

اما آیا حقیقتا این چنین است؟ آیا حقیقتا آنها پیروزی و موفقیت آنچنانکه خود میگویند بدست آوردند؟ آیا حقیقتا آنها به آن هدفی که برای خود در تحصن به گفته خودشان در دو نقطه یا سه نقطه در اروپا و آمریکا تعیین کرده بودند رسیدند؟

کاملا مشخص است که نه نرسیدند. این را متن قرارداد امنیتی بین آمریکا و عراق و همچنین موضع گیری های صریح و بی پرده مسئولین عراقی در بالاترین سطح و بطور آشکار و روشن حتی در حضور در قرارگاه اشرف به خود اعضاء باقیمانده در آن اعلام کردند. تمام موضع گیری های به گفته این فرقه از طرف سازمان ملل و صلیب سرخ و دیگران و آمریکا و سفیر آن در عراق نیز هیچکدام این حق دولت عراق را نفی نکرده بلکه بر آن صحه نیز گذاشته اند. همین دیروز نیز وزیر خارجه آمریکا کاندولیزه رایس بصورت مکتوب و علنی حضور این گروه در لیست تروریستی را مجددا تایید کرد و بر آن صحه گذاشت. همه اینها یعنی شکست تمام تلاش ها و فعالیت های این گروه برای خروج از لیست تروریستی در اروپا و آمریکا که این گروه میخواست از آن یک تخته پرشی درست کند برای باقیماندن در عراق و عدم تحویل قرارگاه اشرف.

بله تمام این تلاشها و با صرف تمام هزینه های آن چیزی جز شکست برای این فرقه باقی نگذاشته است. تنها مانده که اگر میخواهد بیشتر از این از دست ندهد خود به دلخواه خود و بصورت انفرادی قرارگاه را ترک کنند و به کشور ثالثی بروند و گذران عمر کنند. چون قطعا میدانند که انبوهی پرونده قضایی در عراق علی الخصوص در کردستان عراق دارند که ممکن است هر لحظه گریبان آنها را بگیرد و به پای میز محاکمه نیز بکشاند.

به همین دلیل است که میبینیم و شاهد هستیم و همه دنیا هم نظاره میکنند، واگذاری قرارگاه اشرف به دولت عراق اشک مجاهدین را در آورده ولی با خنده آنرا پوشش میدهند و به شکلی وانمود میکنند که انگاری پیروزی بزرگی نصیب آنها شده و صدام بر اریکه قدرت بازگشته است این همه نه از روی تاکتیک نویسی است بلکه رونوشت برابر اصل از تمامی فرقه هاست. که به غایت پر رو بوده و هرگز شکستی را تحمل نخواهند کرد. هرچند که واقعیت موجود و سیل موضعگیری ها و اتهامات و نامه ها و درخواست ها چیز دیگری را نشان میدهد.

اسماعیل شمس الدین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.