وارونه نمایی

وضعیت توازن قوا و جنس بحران ها درتحلیل های این مرید رجوی جایی ندارد

سعید ماسوری نامی که باند رجوی همواره اورا یک زندانی سیاسی معرفی میکند، درهمگامی با ضدیت با قسمتی از روشنفکران خائنی که با مردم سوریه –بخوان مردم ایران- دشمنی سرسختانه ای نشان داده وسعی میکنند که القاء کنند که  ایران هرگز سوریه نمیشود و مقاومت دربرابر اشغالگران سوریه، خیانت به منافع ملی کشور وازدست دادن منابع انسانی ومالی آنست، در متنی با عنوان” سوریه ای شدن ایران یعنی چه؟” – متنی را اززندان گوهر دشت بدست باند رجوی رسانده و رسانه های این فرقه منتشرش کرده اند. سوای صغری کبری چیدن های مضحک که من ازآنها میگذرم، درقسمتی ازاین نوشته آورده است:

” ایران اگر قرار بود سوریه شود در جنگ جهانی اول می شد، در مشروطه(که به قول کسروی همه جا مشروطه شده بود…!!) می شد، در شهریور ۲۰ می شد، در جمهوری آذربایجان و کردستان ۱۳۲۴ می شد، در جمهوری گیلان ۱۳۰۰ و خوزستان همان ایام می شد…در همه این دوران ها دولت مرکزی قابلی که حتی بتواند دماغ خود را بالا بکشد وجود نداشت…خیر… ایران هیچ گاه سوریه و سوریه ای نمی شود… به قول اروپایی ها اسب بخار ایران همانند اسب زنده سوریه نیست و هیچ شباهتی به هم ندارند…تنها کسانی که در تاریکی هستند دچار توهم شده و همه چیز را هیولا و وحشتناک می بینند..‌”!!!

اما او کی بوده وچه کرده وچرا زندانی سیاسی نیست:

سعید ماسوری همانند مرجان.. دراواخر سال ۱۳۷۹ به همراه داشتن خمپاره انداز وگلوله وکلت وقرص سیانور و مقداری دلار جهت انجام عملیات تروریستی از اردوگاه اشرف بطور قاچاق وارد ایران می گردد. خوشبختانه این فرد قبل از هرگونه ترور دستگیر می شود. ماسوری پس از محاکمه به حبس ابد محکوم شده و هم اکنون درزندان بسر می برد. ماسوری طی این مدت فرصت یافته است درزندان تحصیل کند. او مدرک کارشناسی دریافت کرده است. ماسوری اما برخلاف مرجان  و… وفاداری و هواداری خود به این فرقه منفور را همچنان ادامه داده ودرپاره ای از موارد ازدرون زندان از این گروه منفور حمایت کرده و…”.

توضیح این نکته ضروری است که  فرقه ی رجوی اعلام کرده بود که او هیچ جرمی نداشته ودر حین وارد شدن به ایران دستگیر شد و این ورود به ایران با پایان یافتن تحصیلات او دراروپا بوده ومسئله ی خاصی دربین نبوده است!

در جواب اظهارات این زندانی سیاسی قلابی باید گفت که:

اولا درجنگ جهانی  اول سوریه بعنوان یک کشور مستقل وجود نداشت ونمیشد وضع وسرنوشت آنرا با ایران مقایسه کرد.

ثانیا آنچه درسوریه اتفاق افتاده هیچ تشابهی با دورانی که انقلاب مشروطیت درایران انجام میشد، ندارد.

ثالثا، انقلاب مشروطیت ایران برای کسب استقلال، آزادی وعدالت اجتماعی نسبی انجام شده بود که درنهایت با دخالت همین نیروهایی که گروه های تکفیری درست کرده، درخاک سوریه مستقرش نمودند تا استقلال قابل توجه این کشور را ازبین برده وبا تجزیه ونابودی آن، آنجا را به تخته پرشی برای موزائیکی کردن ایران وتمام کشورهای منطقه- حتی روسیه وچین –  وحفظ سلطه ی بلامنازع آمریکا درجهان تبدیل کنند، درهم شکستند وشما میخواهید مرز بین استقلال و وابستگی را ازبین ببرید واگر نام این کار شما فریب دادن مردم نیست، چه نامی برای آن میتوان گذاشت؟!

این مرید رجوی، فرق بین تلاش برای حفظ استقلال کشور درمشروطیت ایران و تداوم اشغال سوریه بدست شقی ترین ومرتجع ترین گروه های آلت دست جهانخواران ومتحدان مرتجع منطقه ای آنرا درک نمیکند ویا اگر درک میکند و دروغ میگوید، فرد جنایتکاری باید باشد.

ثالثا، سلطه گران جهانی هیچ سودی در تداوم جمهوری های خود مختار آذربایجان، کردستان وگیلان نداشتند ولی حالا برای تجزیه ی سوریه و…، سرودست میشکنند وشما آقای زندانی سیاسی- که نام زندانیان سیاسی پرآوازه ی تاریخ ایران را با این یاوه گویی ها خراب میکنید- با ندانستن فرق بین این مسائل، بیسوادی سیاسی خود را بهمراه نشان دادن دشمنی سرسختانه ی خود با 90درصدی های ایران را بنحو اکملی بنمایش میگذارید.

وحید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا