باند رجوی ادعا دارد که بیمه شده است. چگونه؟!
معنی سطور اول پاراگراف این است که برای بیمه شدن باید که به آلبانی رفت ودر اردوگاهی درآنجا، گروگان های خود را زندانی کرد ولابد کسانی که این کار را نمی کنند، طعم ولذت ومزایای بیمه شدن را هرگز نچشیده وندیده اند!! ثانیا باید گفت که این خطرات دراصل ازطرف فرماندهان خاص مسعود ومریم بود که جان این گروگان های واقعا بیچاره را تهدید میکرد
آیا رجوی مرده و یا بریده که خفه خون گرفته است؟
البته مرگ ایدئولوژیک رجوی و مسائل خطی و استراتژیک اش مدتهاست که فرا رسیده بود و همگان ناظر و شاهد آن بودیم ولی چرا در این مقطع خفه خون گرفته و سکوت مرگبار پیشه کرده است؟ رجوی همیشه در مقابل فشار از طرف مقابل عقب نشینی کرده و سعی می کند با سکوت کردن آن موج را از سر بگذراند. وی برای اینکه به انبوهی از سئوالات بوجود آمده در مورد استراتژی و تاکتیک و… علت ترک عراق و رفتن به کشور آلبانی خفه خون گرفته و می خواهد تا اینگونه از پاسخ دادن به سئوالات فرار کند.
سکوت فرقه رجوی در مورد کشتار مردم بی گناه و بیدفاع یمن
چقدر در نوکری و غلام حلقه بگوشی فرو رفتید که حتی حاضر هستید شرافت نداشته خودتان را هم بفروشید؟ چقدر مریم قجر باید بدبخت و ذلیل باشد که دیگر جان انسانهای بی گناه هم برایش ارزش ندارد؟ چقدر باید بی غیرت تشریف داشته باشید که این گونه خودتان را بفروشید؟ البته از ماهیت جنایت کارانه رجوی جز این هم متصور نیست
نحوست رجوی دامن دوستانش را هم می گیرد
بعد از همکاری نزدیک سران فرقه رجوی با سازمان جاسوسی موساد در مورد افشاگری سایت های هسته ای که سعی داشتند چهره ایران را خراب کنند ولی شاهد بودیم که نحوست رجوی دامن سازمان جاسوسی موساد را هم گرفت و در توافق هسته ای ایران با کشورهای 1+5 باز هم این دشمنان مردم ایران بودند که شکست خوردند.
فریبکاری های فرقه رجوی نشانه چیست؟
شرایط آن قدر به ضرر رجوی ها تغییر کرده و فشار بیرونی آن قدر روی آنها اثر گذار شده است که در مدتی کمتر از یک ماه که از عراق اخراج شده اند، مجبور گردیدند به موضوع استراتژی جواب بدهند. این یعنی وضعیت فرقه بسیار خراب است و گذشت زمان آن را خرابتر نیز خواهد کرد.
مرحله فروپاشی شتابان فرقه رجوی با انتقال به آلبانی
خبرهای رسیده از آلبانی حاکی از فروپاشی و اضمحلال هرچه بیشتر فرقه و تسریع روند جدایی اعضا ناراضی می باشد. به قرار اطلاع بیش از صد نفر از اعضای ناراضی تا کنون از تشکیلات از هم گسیخته فرقه در آلبانی جدا شده و جدایی همچنان ادامه دارد.
جهت اطلاع به خواهر عزیزم صدیقه کریمی در آلبانی
با سلام و آرزوی سلامتی و آرامش برای تو عزیز در غربت خواهر عزیزم چند روزی است پدر بیمار است و در بیمارستان بستری است حالش زیاد مساعد نیست. گفتم به تو اطلاع بدهم شاید خواسته باشی احوالی از پدرت بپرسی.
نشست چندتن از اعضای جداشده از فرقه رجوی مازندران و سمنان
در این نشست که با حضور هادی شعبانی، ایرج صالحی، محمد رضا اسکاردی، دوست محمد فرحی و ابوالفضل یحیایی برگزار شد هریک از افراد مذکور به نوبه ی خود به ذکر جنایاتی از فرقه خشونت و مرگ علیه بشریت و زیر پا گذاشتن حقوق فردی و اجتماعی شان بعنوان اعضای سابق این فرقه پرداختند که به خلاصه ای از موارد مطرح شده ذیلا اشاره می گردد.
حضور حتمی خانواده های اعضای فریب خورده مجاهدین در آلبانی
رجوی حتماً منتظر خانوادهها در آلبانی خواهد بود و خانوادهها هم بدون تردید سران فرقه رجوی را در آلبانی آرام نخواهند گذاشت تا همه فرزندانشان را از دستهای آلوده و کثیف این فرقه خشونتطلب و آزادی کُش آزاد کنند.
ماه محرم و سوء استفاده فرقه رجوی از شعایر مذهبی
یکی دیگر از سوء استفاده های رجوی اینست که همیشه و هرجا که به بن بست رسیده فرمان حرکت عاشورا گونه به نیروها داده ولی خودش فرار کرده است و در این زمینه همه شاهد بودیم که در سال شصت با شروع مبارزه مسلحانه گفت حرکت عاشورا گونه است ولی خودش به فرانسه گریخت و نیروها را به دم تیغ داد
بمناسبت فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی
مسعود رجوی علارغم ادعای زیادی که داشت٬بویی از امام حسین و فلسفه فدای حداکثری او نبرده است! او همیشه میگفت که یا آخرین نفر ما آخرین نفر رژیم را میکشد یا برعکس یا مثلا در دورانی که بوش پسر به عراق حمله کرد و صدام سرنگون شد٬قرار براین شد که عاشورا گونه از بالا تا پایین سازمان راهی ایران شویم ٬ ولی دیدیم که قبل از اینکه گلوله ای شلیک شود و جنگ آغاز شود٬ تمامی سران سازمان از جمله مریم رجوی و ارشدترین فرمانده هان سازمان بی خبر به فرانسه فرار کرده بودند.
مروری بر تحلیل های آبکی و دروغپردازی های رجوی
می گفت صلح طناب دار هست و حکومت ایران هیچگاه پای صلح وآتش بس نمی آید ولی چنین نشد و بعد هم گفت چون حکومت در ضعیف ترین نقطه قرار دارد پای آتش بس آمده است و در آستانه سرنگونی قرار گرفته است. لذا بر اساس همین تحلیل آبکی همه نیروها را تحت عنوان عملیات فروغ در تنور جنگ ریخت و با بجا گذاشتن بیش از هزار و پانصد تن کشته و مفقود از نیروهای سازمان شکست نظامی سختی خورد و نیروهای باقی مانده که به شدت روحیه باخته و مسئله دار شده بودند دست از پا درازتر به قرارگاه اشرف برگشتند