فرقه ی رجوی، نمی خواهد آن روی سکه را ببیند!
اینکه سران ودست بقلم های باند رجوی کماکان دوست دارند که نماینده ها وسخنگویان یک درصدی های جهان را” اجماع جهانی” دانسته وشکاف عظیم درون آنها وترک برداشتن های نظام منفور تک قطبی را نبینند، مشکل خودشان است!
چالش جدی مجاهدین درآلبانی
بعد از اخراج مجاهدین از عراق و رفتنشان به آلبانی٬ نیروهای سازمان که سالیان سال در عراق منتظر بودند بلکه راهی باز شود و نوری در چشم انداز سیاسی سازمان تابیده شود٬ آخرین امیدشان را از دست دادند و دیگر مطمئن تر ازقبل شدند که هیچ چشم اندازی در آینده سیاسی سازمان وجود ندارد
باند رجوی و دعوت صریح تر برای دخالت خارجی!
این شما ومرادهایتان مسعود ومریم هستند که چنین تصوراتی دارند که بموجب آن جرقه ی اول ازخارج باید زده شود وچگونه؟ سئوالی است که ریزه خواران رجوی خود ریزه خوار باید به آن جواب دهد!
چرا رجوی تلاش می کند افراد را دور از چشم خانواده ها نگه دارد
حضور خانواده ها عواطف و احساسی که رجوی سالیان سال تلاش نمود تا آن را از بین ببرد احیاء می کند و به افراد جان تازه ای می دهد.چرا رجوی تلاش کرد در این سالیان افراد را در خفاء نگه دارد
این لقب بیشتر از همه به رجوی برازنده است!
بازهم این مهرداد هرسینی کاسه لیس رجوی است که به میدان آمده تا مثلا با اعلام عدم موفقیت های رژیم، اذهان را ازشکست بی نظیری که مسعود رجوی بر سازمان مجاهدین خلق تحمیل کرد دور ساخته ودرعین حال شریک جرمی برای جنایتکاران اصلی جهان تراشیده وحتی آنها را تبرئه نماید!
خانواده ها بودند که اسرای رجوی را از قفس پراندند!
اگر وصل به معنی درکنار هم قرار گرفتن ودورهم جمع شدن مانند کارمندان یک موسسه باشد و شما درهیچ جای جهان سراغ ندارید که تمامی اعضای یک حزب وسازمان دریک حصارزندگی کنند- لابد ازنظر شما سخنرانی های شب وروز تلویزیونی و… افاقه نمیکرد، پس این باند توسط اجنه اداره میشد واکنون ازدست آنها خارج شده؟!
نامه به خانم عاصمه جهانگیر در سال جدید
ما خانواده رضا حسن زاده هستیم. نمی دانیم این چندمین نامه است که می نویسیم. اما باز هم می نویسیم چون امیدواریم که شاید یک روزی موفق شویم و حتی اگر شده یک بار رضای عزیزمان را در جمع خانواده ببینیم.
زوزه کشیدن های تکراری؛ عادت سالیان رجوی در آستانه نوروز
نامگذاری خودجوش سال نو که بیش از سی سال است”با این مضمون که سال آینده، قطعا سال رهایی ملت ایران! و قدرت نمایی خاندان رجوی برکشور است” دیگر نه برای ملت ایران و نه برای به بند کشیده های سازمان رجوی، بلکه به گمانم برای خود قجر و برادر پنهانی (مسعود رجوی)! چندان چنگی به دل نمی زند.
برای دیوانه های رجوی، آغاز هر سال، پیروزی است!!
مسعود ومریم بودند که تا آخرین توان کوشیدند که لیبرتی را به کمپ دائمی این اسرای خود تبدیل کرده و تخته پروازی در کنار مرزهای ایران داشته باشند واگر پروازی مقدور نشد، این انسان های بیچاره ومظلوم را که مجاهد خلق شان هم مینامیدند، دربیابان های عراق ناامن به کشتن داده وبه افتخارات این زن وشوهر جاه طلب بیافزایند!
مزدور کیست؟ من یا مسعود و مریم رجوی؟!
بطوری که ملاحظه میفرمایید، دراین سطور نه حمایتی از دولت و… شده ونه دعوتی ازکشور دیگر – که تشریف آورده و به منافع ملی ما ضربه بزند- بعمل آمده وبنابراین ازنقطه نظرعرف وقانون جهانشمول، مزدوری ای که باند رجوی مطرح کرده، درکار نبوده واگر باتمامی این دلایل بازهم این گروه دغلکار وضد ملی اصرار کند که این کار مزدوری است، پس زنده باد مزدوری با این مشخصات!!!
حضور مریم قجر در آلبانی می تواند جلوی ریزش نیرو را بگیرد؟ – قسمت پایانی
شاهد بودیم که وقتی همین نیرو در لیبرتی شعار عضویت دوباره در سازمان را می دهد به محض رسیدن به اروپا سعی می کند خودش را از جهنم رجوی رها سازد و اکنون باید منتظر ریزش بیشتر نیرو باشیم. آقای مجید محمدی بیان داشت فضای کشور آلبانی بسیار آزادتر است و دیگر تشکیلات رجوی نمی تواند در مقابل خواسته های نفرات ایستادگی کند
این اخراج خیالی، چه دردی از فرقه ی رجوی را درمان میکند؟!
حضور ایران درسوریه معلول دخالت های آمریکاست و این حضور باعدم دخالت سلطه گرانه وتروریستی میسر نیست که اگر اراده ای درکار باشد، برای آمریکا بسیار راحت است ودیگر مجبور به دیدن نیروهای ایران درسوریه نخواهد بود!!