فرقه ها و مجاهدین، رسانه ها و اطلاع رسانی – 1

/Storage/Image/News/cult_vanish.jpgفرقه ها به دلیل ماهیت منحصر و یگانه شان در تعامل با هر پدیده ای و از جمله رسانه ها و دستاوردهای تکنولوژیکی و دیجیتالی عصر حاضر مواضع مختلفی اتخاذ می کنند. آنها به فراخور قابلیت های ذاتی رسانه ها در جهت تعمیق، تحریف، مجاب سازی، سانسور، مغزشویی و استثمار فکری اعضای خود از این امکان سوء استفاده می کنند. گو اینکه در پاره ای موارد نحوه برخورد با این مظاهر دوگانه و متناقض است. از یک سو به دفع و حذف و طرد آنها مبادرت می کنند و از سوی دیگر در صورت توان و بضاعت، آنها را در راستای اهداف خود مورد بهره برداری قرار می دهند. در عصر حاضر رسانه ها (اعم از مطبوعات، شنیداری، تصویری، مکتوب (شامل کتاب، مقالات علمی و آکادمیک و تحقیقی و…)، و در اشلی وسیع تر سینما، و حتی سمینارها و سخنرانی ها که به نوعی کارکردی معادل رسانه ها دارند، نقش تعیین کننده ای در سمت و سو یافتن زندگی بشر و در نهایت انتخاب فکر و ایده آل ها و حتی سلیقه و ترسیم آینده بشر دارند.

پدیده ای با این حجم از تاثیرگذاری و اهمیت بدون شک از چشم فرقه ها پنهان نمی ماند. این ابزارها به همان اندازه که قادر به دفع شرارت فرقه ها هستند به همان میزان قادرند به رشد کمی آنها کمک کنند. بنابراین پدیده رسانه (در اینجا مقصود از رسانه بر اساس یک توافق اجمالی به همه ابزارهای اطلاع رسانی آن گونه که پیشتر نمونه های آن مورد اشاره گرفت، می باشد) در مناسبات فرقه ها بسته به میزان تسلط و مجاب کردن آنها با ابزارهای تطمیع، تهدید، و… اعمال می شود، از یک سو می تواند به ابزار جذب و به همان نسبت می تواند باعث افشاگری و دفع فرقه ها از جامعه شوند. این موضع گیری ها بسته به قدرت و حوزه مانور و سایر ابزارهای مکمل از جمله نفوذ در قدرت و پشتوانه های مالی، نفوذ در پاره ای رسانه ها و سمپات کردن آنها و در پاره ای از مقاطع تاسیس شبکه های تلویزیونی و انتشار مطبوعات ارگانی از یک سو، و از سوی دیگر عدم تاثیرپذیری این ابزارها از فشارهای فرقه ای، بازده های متفاوتی برای فرقه ها داشته باشند. با این حال فرقه ها ترجیح می دهند به دلیل نقش ویژه و موثر رسانه ها تا حد امکان با نفی موضوعیت تعامل و ارتباط و اطلاع رسانی، قید انتفاع از آنها را به جهت هزینه های غیر قابل جبران آن بزنند. اگر چه در حال حاضر امکان استفاده فرقه ها از وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها در اشکال مختلف ضعیف می نماید، اما در پاره ای از فرقه های مشخصا سیاسی، استفاده ابزاری از این امکان مشهود است. آنچه در این مختصر به آن پرداخته می شود، برخوردهای دفعی و تخریبی فرقه ها نسبت به رسانه ها و کلیه امکانات اطلاع رسانی با لحاظ گستره و اشکال متنوع مورد اشاره است.

اگر همه فرقه ها را با شاخص ایزولاسیون و انزوای عامدانه آنها بشناسیم، در این صورت اطلاق مجاب سازی اجتماعی به مثابه وجه اشتراک فرقه ها عام ترین تعبیر برای این شاخص خواهد بود. پیشتر در تحلیل مکانیزم مغزشویی و کنترل روانی و فکری افراد در فرقه ها به ضرورت قطع تعاملات و روابط با افراد غیر فرقه پرداخته شد. وجهی از این تغییر رویه با قطع رابطه و از جمله برخوردهای معمولی و روزانه تحصیل می شود. اما مکانیزم های ارتباط در عصر حاضر از جهات مختلفی قادرند به مراتب افزونتر و موثرتر از تعاملات روزانه در تربیت افراد نقش تخریبی و یا حداقل خنثی کننده داشته باشند. از این رو موضع فرقه ها در برخورد با این ابزارها و امکانات عمدتا دفعی و تخریبی است. از آنجا که فرقه ها قادر و قائل به تفکیک و مرزبندی با موضوع رسانه به عنوان خوب و بد نیستند، لاجرم به نفی و حذف هر گونه استفاده از آنها فرمان می دهند. کارکرد اهمیت رسانه ها جدای از فرقه ها در روابط میان دولتها و مردم، مردم با مردم نیز نقش موثر دارند. اورول نقش رسانه ها را در مجاب کردن جامعه به تمکین در مقابل خواست و اراده دولت و قدرتمندان سیاسی این گونه استدلال می کند:

"اگر دولت بتواند تمامی رسانه ها و ارتباطات بین اشخاص را کنترل نموده و همزمان شهروندان را مجبور نماید تا از زبان خاص کنترل شده سیاسی استفاده نمایند، تفکر مستقل را می تواند مسدود نماید. اگر فکر بتواند به کنترل در آید، بنابراین از اعمال شورش گرایانه در برابر رژیم می توان اجتناب کرد." (1)

نبوغ اورول در درک این مهم نهفته بود که او ترکیبی از روش های اجتماعی و روانی از جمله اعمال قدرت و سازماندهی بر روی رسانه ها را از متد تحمیلی، اسلحه روی پیشانی ساده تر، مؤثرتر، و ارزان تر ارزیابی می کرد.

کنترل محیطی که عمدتا بوسیله اعمال زور یا شیوه های متنوع دیگر از جمله کنترل فضای زیستی که با منع کردن اعضاء از ارتباط با خویشان و آشنایان خارج از گروه و مطالعه هر چیزی که به تأیید سازمان نرسیده بارز می شود، بطرز شایانی به مهار تاثیر رسانه ها منجر و به این وسیله حجیم ترین و موثرترین ابزار روشنگری در عصر حاضر خنثی و بی اثر می شود. با اعمال این شیوه ها به اعضای فرقه ها القاء می شود که به اطلاعات رسانه ها اعتنا نکنند، گوش ها و چشم هایشان را در برخورد با این پدیده ها ببندند و بطور کلی آنها را در جبهه دشمنان خود تلقی کنند. تاثیر این شیوه ها به حدی است که سران فرقه های سیاسی و چپ قادرند اتفاقات و حوادث تاریخ ساز از جمله تخریب دیوار برلین را ناشی از دسیسه و نیرنگ رسانه های دنیای سرمایه داری توصیف کنند. این روش ها عموما در فرقه های سیاسی و با گرایشات چپ گرایانه مرسوم است. سینگر در کتاب خود به ده ها نمونه از این شگردها اشاره دارد و بطور مشخص درباره یکی از با اهمیت ترین آنها می نویسد:

"رهبران فرقه ها می گویند هر چه در رسانه ها گزارش می شود یا می بینند یا می شنوند اعتماد نکنند. برای مثال، یک فرقه سیاسی دست چپی مطرح می کند که دیوار برلین برپاست و رسانه های "بورژوا و کاپیتالیست" می خواهند مردم طور دیگری فکر کنند تا کمونیسم را بی اعتبار نمایند." (2)

به این ترتیب فرقه ها عمدتا از طریق نفی و جبهه گیری در قبال رسانه از میزان تاثیرپذیری اعضای شان می کاهند و در نهایت آن را به صفر تقلیل می دهند. گذشته از این موارد فرقه ها با اعمال شیوه های تهدید و ارعاب و در پاره ای موارد حتی استفاده از شکاف های قانونی و ابزارهای موجه موفق به اعمال این شیوه ها می شوند. فرقه ها از اهرم ترس نیز برای تاثیرگذاری و منفعل کردن رسانه ها، نویسندگان، مطبوعات و… استفاده می کنند. سینگر در کتاب خود به موارد مطالعه شده و موثقی از این شیوه ها می پردازد که غافلگیرکننده است. از جمله تهدید بوسیله رها کردن مار در خانه یک محقق در امور فرقه برای جلوگیری از انتشار کتاب او که درباره فرقه ها به رشته تحریر درآورده است. سینگر درباره نمونه های دیگر می نویسد:

"یک دبیر خبری روزنامه منطقه ای بعد از اینکه یک مقاله در خصوص یک فرقه محلی نوشته بود مورد اذیت قرار گرفت. او و خانواده اش مجبور شدند بعد از 72 ساعت تلفن های مستمر از طرف اعضای فرقه محل زندگی خود را ترک نمایند." (3)

پیشتر به این اشاره کردم که فرقه ها در صورت داشتن توان و امکانات مالی و… اقدام به اطلاع رسانی و ایجاد شبکه های رسانه ای می کنند و در این شرایط از مردم می خواهند تا به جای مراجعه به رسانه های آزاد و اخذ اطلاعات مستقیما به منابع خود فرقه ها مراجعه کنند. سینگر درباره کمیت و کیفیت این روش ها می نویسد:

"فرقه ها راه های زیادی برای محدود کردن و به کنترل در آوردن اطلاعات عموم نسبت به خودشان پیدا کرده اند. برخی گروه ها بروشور، بیانیه مطبوعاتی، و مطالب و موضوعات کتبی توضیحی در خصوص گروه مربوطه، که اغلب توسط مؤسسات متبحر روابط عمومی طراحی و تهیه شده اند ارائه می دهند. در اساس، این مطالب را اینطور القا می کنند که "شما لازم نیست بیشتر بگردید. اینجا گفته شده است که ما چه کسانی هستیم. اینجا تمام آنچه نیاز دارید بدانید تا ما را بطور کامل درک کنید وجود دارد. این مطلب را گرفته و استفاده نمائید. همه چیز عالی خواهد شد." برداشت کلی این است که مطلب ارائه شده غیر مغرضانه و نسبتا جامع می باشد." (4)

در بخش دوم این مقال به بررسی شیوه های برخورد فرقه ها و مشخص تر سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از فرقه های چپ گرا خواهیم پرداخت.

ادامه دارد…

منابع

1-فرقه ها در میان ما. نوشته مارگارت سینگر. مقدمه اول.

2- همان. بخش هشتم تم لیفتون.

3- همان. بخش ارعاب خبرنگاران و گزارشگران و نویسندگان.

4- همان. بخش سوء استفاده از تصویر مردمی فرقه ها.  

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.