عباس جان دوری تو مرا پیر کرد
عباس جان سلام ! خبر زلزله در آلبانی را شنیدم. من نگران شما هستم نمی دانم زلزله ای که در آلبانی رُخ داد آسیبی به شما رسانده یا خیر! امیدوارم که سالم باشی و در آینده نزدیک شما را در آغوش بگیرم . عباس جان اگر می خواهی از وضعیت من با خبر شوی من […]
شکوه جانم از نامه نوشتن برایت خسته نمی شوم..
نامه آقای محمد قاسمی به دخترش شکوه اسیر در فرقه رجوی سلام دخترم ! این چندمین نامه ایست که برای شما می نویسم در حسرت یک جواب از جانب شما. تا کی می خواهی پدر پیرت را در انتظار بگذاری آیا رسم روزگار این است؟ من به گردن تو حق دارم هر چه باشد شما […]
حسن جان در این روزهای آخر عمر با تماسی دل مرا شاد کن
بسمه تعالی با سلام به فرزندم حسن رهنمای آناخاتون امیدوارم حسن جان در زیر سایه خداوند متعال خوب بوده باشی. اینجانب مدتی است دربستر بیماری هستم به همین خاطر درآخرین روزهای عمر درخواست دارم با گرفتن تماس بنده و خانواده را خوشحال فرمائید . پدرمریضت حاجی بیاضعلی رهنمای
پیام محمد شریف دامنی برادر خدابنده دامنی
پیام محمد شریف دامنی برادر خدابنده دامنی که در کمپ مجاهدین در آلبانی اسیر است. محمدشریف ساکن ایرانشهر هست.
روزهای سال را میشمارم تا برسم به تولدت
پیام زهرا قلیزاده به برادر اسیرش علی قلیزاده داداش گلم علی جان سلام روزهای سال را ماه به ماه و هفته به هفته میشمارم تا برسم به تولدت تا بهت بگم که چقدر دوستت دارم و از این که تو برادرم هستی افتخار می کنم. نازنین برادر در شب تولدت از خداوند بزرگ سلامتی و […]
برای خواهرم مرضیه
مرضیه جان سلام امیدوارم که حالت خوب باشد. تاکنون نامه های بسیاری برایت نوشته ام ولی پاسخی دریافت نکرده ام. چندین بار نیز از طریق کمیساریا برایت ایمیل فرستاده ام ولی خبری از جانب تو نشده است. ما، در این جا نگران سلامتی تو هستیم. مرضیه جان ۳۳سال است که از ایران رفته ای ،عمه […]
به خاطر آرامش پدر یک تماس بگیر
دلنوشته خانم اعظم قهرمانی به برادرش حسین قهرمانی در اسارتگاه آلبانی حسین جان سلام امیدوارم درهر شرایطی که هستی شاد و سلامت باشی. خواهرت اعظم هستم. مرا به خاطر داری؟ خاطره ای برایت تعریف می کنم که بیشتر درذهنت تداعی بشوم. حسین جان یادت هست مهمان داشتیم من و داداشی شیطونی می کردیم. شما آمدی […]
نامه خانم مدینه کریمی به برادرش محمد کریمی ساکن در آلبانی
تقدیم به محمد کریمی برادر دور از وطنم محمد جان سلام ما را بعد از سالهای طولانی و از فرسنگها راه دور پذیرا باش. محمد جان کل خانواده وبویژه مادر بیمارمان با دلتنگی ونگرانی شدید چشم انتظارتماسی ازتو هستیم.سالهاست به جز اینکه می دانیم در آلبانی هستی خبری از وضعیت تو نداریم. امیدوارم که دلتنگی […]
برای برادری که هرگز ندیدمش
نامه حسن زارع زاده بغداد آبادی به برادرش برادر عزیزم! محمد جان سلام برادر عزیز و یار سفر کرده من، برای تو می نویسم، برای تو که هرگز ندیدمت! امیدوارم حالت خوب باشد. دوریت برایم طاقت فرسا و سنگین است. نه تنها برای من بلکه برای مادر پیر و فرتوتی که حالا بیشتر از همیشه […]
روزشماری می کنم تا با من تماس بگیری
نامه آقای حسین مملوکی به برادرش جعفر مملوکی اسیر در فرقه رجوی جعفر جان سلام! خیلی وقت است خبری از شما ندارم با خودم روز شماری می کنم که شاید تماسی با من بگیری و از احوالت با خبر شوم. گاه گاهی من برای شما نامه ارسال می کنم که شاید جواب مرا بدهی و […]
بوی مهر مادری
نامه مرضیه بقایی، به برادرش محمدبقایی برادر عزیزم سلام بازهم بوی مهر آمد، اما نه آن بوی مهر مدرسه، صحبت از بوی مهر مادری است، مادری که به دنبال نشانه ای از دلبندش می گردد. محمد بقایی، برادر خوبم سالهاست که چشم انتظار دیدنت هستیم و به دنبال نشانه ای ازتو می گردیم. در اواسط […]
آنقدر برایت می نویسم تا نقشه های شوم شان نقش بر آب شود
پیام به علی قلیزاده عضو اسیر رجوی سلام علی جان خوبی برادر؟ امیدوارم هرکجاهستی تنت سلامت باشد. ما همه خوبیم خداروشکر. حتما باخودت میگی چه عجب خواهر کوچولوی من یادی از من کرده است. حق داری غیبت داشتم به بزرگی خودت ببخش. اما این غیبت من دلیل فراموش کردن داداش خوبم نبوده. از برادرم بابت […]