مصطفی جان؛ اینهمه دلتنگی رمق زندگی کردن را از مادرت گرفته
مصطفی جان، پسرم سلام. خوبی مادر؟ سلامتی؟ می خواهم بدانی که چقدر دوستت دارم و همیشه به یادت هستم. زمانی که پیش من بودی و دانشگاه می رفتی ثانیه شماری می کردم پیش من برگردی اما الان چندین سال است از من دوری و تصور کن که من چه می کشم! خودم را دل داری […]
پیام خانواده لقمانی برای جمشید لقمانی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
خانواده لقمانی از جمله خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق هستند که چهاردهه است در حسرت دیدار و تماس با عزیزشان به سر می برند. جمشید لقمانی عضو گرفتار در تشکیلات رجویست و هم اکنون در کمپ مانز در آلبانی به سر می برد. او در زمان جنگ ایران و عراق و در […]
محمد جعفر، برادر عزیزم بدان ما هیچ گاه تو را فراموش نمی کنیم
محمد جعفر سلام . امیدوارم اوضاع و احوالت خوب باشد. محمد جعفر چندین سال است که خبری از تو نداریم و نگرانت هستیم. برادرم ای کاش دلت به حال پدر و مادر بسوزد که به گردنت حق دارند. کسانی شما را فریب داده اند و هنوز که هنوز است شما را فریب می دهند که […]
برای برادرم رضا زنگنه که سالهاست در حسرت دیدارش هستم
رضا جان سلام. حالت چطور است؟ انشالله که خوب باشی. من و تمام خانواده دلتنگ تو هستیم. نمی دانم چه زمانی می توانم دوباره ببینمت. بعضی وقتها از خیابان و کوچه هایی که قبلا با هم تردد می کردیم رد می شوم و به یاد خاطرات گذشته که با هم بودیم می افتم. برای من […]
پیام سیده سکینه پورشافع برای برادرش سید خلیل پورشافع در کمپ آلبانی
سید خلیل پورشافع حدود چهاردهه است که در تشکیلات مجاهدین خلق به سر می برد. به دلیل امتناع سران سازمان در این مدت، ارتباط میان سید خلیل پورشافع و خانواده قطع شده است. خانواده سید خلیل مدام در تلاش بوده و هستند تا درباره وضعیت جسمی و روحی او اطلاع کسب کنند و در صورت […]
پیام سهیلا خورسندی به برادرانش مجید و جلال خورسندی در فرقه مجاهدین خلق
برادران عزیزم مجید و جلال جانم سلام ما همه خوب و سلامتیم و در کنار هم داریم به خوبی و خوشی زندگی میکنیم و کاری هم به حرف و حدیث و حواشی نداریم. ما را چه به سیاست. تجربه تلخ شما را هم داریم. برای شما از روزی که نادانسته به هواداری از سازمان مجاهدین […]
نامه حسن زارع زاده برای برادرش محمد زارع زاده در کمپ آلبانی
سلام برادر عزیز و مهربانم امیدوارم حال شما خوب باشد. آرزوی قلبی من و خواهرانت سلامتی و تندرستی توست که فی الواقع نمیدانیم اینگونه هست یا نه؟ چرا که این چندمین نامه من و خواهرانت است که با شوق فراوان و امید به دو خط جواب، برای تو می نویسیم اما دریغ از یک پاسخ! […]
نامه صدیقه نجفی به فرزندش محمد جعفر نجفی در آلبانی
محمد جعفر سلام. حالت خوبه مادر؟ محمد جعفر پسرم آیا نامه های مادرت را می خوانی؟ نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده است پسرم! یک روز می فهمی که چگونه یک سری افراد تو را چندین سال به بازی گرفتند. در نامه های قبلی ام به تو گفته ام و باز هم می گویم […]
برای برادر اسیرم محمد تقی یوسفی در کمپ مجاهدین خلق
داداش عزیزم محمد تقی جان سلام، امیدوارم در صحت و سلامت زندگی خوبی داشته باشی. که البته بعید میدانم با وجود زندگی که نه بلکه اسارت در یک تشکیلات بسته و فرقه ای بدور از وطن و خانواده بتوانی در صحت و سلامت و آرامش روحی باشی! داداش جان من آمنه هستم خواهر کوچیکت. عزیز […]
نامه خانم حبیبی به دخترش پروانه ربیعی در کمپ آلبانی
دخترم سلام. پروانه جان دخترم امیدوارم که خوب باشی. کجایی مادر؟ چرا تماسی با مادرت نمی گیری؟ من هم نگرانتم و هم دل تنگ. اگر از اوضاع و احوال من بخواهی حالم خوب نیست و خیلی دلم می خواهد تا زمانی که در قید حیات هستم تو را در آغوشم بگیرم. پروانه جان دخترم چرا […]
نامه امید نریمی به برادرش غلامعلی نریمی در کمپ آلبانی مجاهدین
سلام برادر خوبم غلامعلی جان امیدوارم حالت خوب باشد. ما که همواره به فکر و به یاد تو بوده و هستیم قطعا تو هم همینطور هستی . واقعا دیدار با تو شده آرزو، اما ای کاش ما و بخصوص مادر حداقل می توانستیم صدایت را بشنویم. امیدوارم هرچه زودتر این فاصله ها، دلتنگی ها و […]
نامه فاطمه رشیدی به پدرش مسیب رشیدی گرفتار در کمپ آلبانی
سلام پدر جان من فاطمه دخترت هستم. از خداوند برایت آرزوی سلامتی دارم . پدر جان من بارها از طرق مختلف برایت نامه نوشتم، پیام فرستادم. بلکه از آن شبکه اختاپوسی بگذرد و به دست تو برسد! اما افسوس که تاکنون ارتباطی صورت نگرفته است. می دانم که شاید فکر کنی دیگر دیر شده و […]