اعلام جدایی رسمی آقای کریم غلامی از فرقه مجاهدین – قسمت دوم
کریم غلامی: مثل من پایش شکست در اثر زمین خوردن او هم مجروح جنگی بود او هم از ناحیه نخاع اصابت کرده بود فلج شده بود پایش شکست بعد همآنجا توسط بیمارستان داخل اشرف عملش کردند و این پایش بشدت عفونت کرد و به این موضوع مثل مال من رسیدگی نشد و این عفونت پایش به خونش منتقل شد و آنقدر وضعیتش حاد شده بود که بردنش زیر عمل که زیر عمل متاسفانه فوت کرد که این موضوع را گفتید واقعا موضوع واقعا خاطره دردناکی که بود.
پیام صوتی علیرضا میرعسگری به اسیران در کمپ اشرف
علیرضا میرعسگری هستم. من هم به مدت 13 سال را در اسارت در کمپ اشرف به سر بردم. برای من هم جدایی از سازمان آسان نبود ؛ چرا که من هم به مانند همگی شما با انگیزه و ایده های انسانی گام در این راه گذاشتم. بعد از محاکمات 1380 در قرارگاه باقرزاده تقریبا 2 سال را در زندان گذراندم و زمانی که متوجه شدن قصد بازگشت به مناسبات را ندارم و تصمیم بر جدایی از سازمان جدی است با وعده های دروغین رجوی و مهوش سپهری ناباورانه توسط عباس داوری به مخابرات عراق سپرده شدم هنوز باورم نمی شد که چه توطئه ای در جریان است.
آقای جلیل عبدی (علی) موفق شد با خانواده اش در ایران ارتباط برقرار نماید
پس از اطلاع رسانی نسبت به خروج آقای جلیل عبدی (علی) از پادگان اشرف توسط سحر، نجات، ایران اینترلینک و سایر سایتها، موفق شدیم شماره تلفن برادران و خواهران وی را در ایران بدست آورده و در اختیارش قرار دهیم. او از شادی در پوست خود نمی گنجید. جلیل در حالیکه معلوم نبود گریه می کند یا می خندد می گفت:”خانواده ام با من ترکی صحبت می کردند و از آنجائیکه صحبت کردن به زبانی غیر از فارسی در سازمان ممنوع است زبان مادریم را هم فراموش کرده بودم
اعلام جدایی رسمی آقای کریم غلامی از فرقه مجاهدین خلق
خانواده ها را یک جوری وانمود میکنند که انگاراز ماموران دولت ایران هستند. آنجا مثلا ضد مقاومت و ضد مجاهدین کار میکنند. البته یک نکته اضافه کنم که مجاهدین از این دروغ ها زیاد میگویند بخصوص افراد مختلف مناسبات اجتماعی چه در رابطه با ایران و چه در رابطه با ایرانیانی که در خارج کشورهستند خیلی توضیحاتی میدهند که در واقع دروغ است بخصوص در این دو سال یا یک سال ونیم که گذشته من از آنجا خارج شدم و به چشم دیدم با ایرانیانی که رابطه داشتم، تلویزیون آزاد توانستم داشته باشم و با اینترنت توانستم ارتباط برقرار بکنم ونظرات و حرف هایی که آنها زدند یک دنیای دیگر است با آن چیزی که در داخل مجاهدین و داخل اشرف میگویند.
پیام به دوستان قدیمی و یاران اسیر و دربند در اشرف
اکنون چند سال از جدا شدنم از فرقه رجوی دجال می گذرد و اکنون در ایران بر خلاف گفته های مسئولین فرقه زندگی آرامی را شروع کردم و تازه متوجه شدم که طی این سالیان رجوی چه بر سر ما آورده و زندگی را بر ما تلخ کرده بود. رجوی جنایت کار می خواهد با فریب و دروغ باز هم شما را در اشرف نگه دارد ما که یادمان هست وقتی که با هم تنها می شدیم عنوان می کردیم که رجوی دروغ می گوید و فقط می خواهد ما را به کشتن بدهد شما اکنون باید تصمیم جدی بگیرید چرا که سران فرقه می خواهند قدرت تصمیم گیری را از شما بگیرند.
نشست خانواده های انجمن نجات استان تهران با حضور جداشده های فرقه رجوی
تعدادی از خانواده های انجمن نجات تهران ضمن حضور در نشست یک روزه با حضور آقایان حمید حاجی پور، اکبر محبی و محمد باقر کشاورز از استان گیلان که طی یک سال گذشته موفق به فرار از قرارگاه اشرف و آزادی از مناسبات فرقه ای و تروریستی رجوی گشته اند، به بررسی آخرین تحولات وضعیت قرارگاه اشرف در عراق پرداختند. آنها به تشریح حضور موثر خانواده ها جلو قرارگاه اشرف پرداخته و متذکر شدند این تحصن هر چند با فریاد نارسا و مبهم خانواده ها پشت حصارهای قرارگاه همراه باشد، ولی برای افرادی که هنوز گرفتار فرقه هستند نوید عشق خانواده، آزادی و جدایی از فرقه را با خود دارد
مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال ـ قسمت سوم
در اصل، دختر و پسر کسی در دست من اسیر نیست، من هم 20 سال است که دارم کوشش می کنم برای نجات هر کسی که آنجا اسیر است و به هر حال نزد وجدان خودم، فرزند و خانواده خودم مسئولم. به عنوان کسی که راه و چاه را بلده. به هر حال به عنوان کسی که تجربه بیشتری داره. مثلاً پیرمردی 80 ساله آمده یقه من را گرفته. به آقای رجوی، کسی بهش آدم نداده، بهش اعتماد نکرده، به ما اعتماد کردند، از ما خواستند و من هم دست یک پیرمرد 80 ساله را گرفتم و گفتم باشد، دختر شما که دست من اسیر نیست، با هم می رویم
نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت ششم
آقای محمود دشتستانی: مهمترین کار همین حضور شما خانواده ها در درب اشرف است این کار باعث شده است که خیلی از بچه ها مثل من اعتماد به نفس پیدا کرده و از اشرف فرار کنند. الان نگاه کنید خبر حضور خانواده ها در جلوی درب اشرف در شبکه های مختلف تلویزیونی امریکا یا اروپا مثل سی ان ان یا بی بی سی و در خبرگزاری های معتبر دنیا مثل فرانسه پخش می شود. این موضوع اهمیت بسیاری دارد.
میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی
اشرف دختر مریم تو قسمت خواهران بود حتما رفتار و کردارش را خانم مرضیه قرصی بهتر می دانند و شناخت دارند محمد یا مصطفی پسر مسعود (که البته اسمش مصطفی بود اما به او می گفتند محمد) که حالا باید بحثش باز شود حتما در جریان هستید این مصطفی فرد بریده بود، حالا تناقضاتش که جای خود را دارد ایشان کاملا بریده بود ولی به هیچکس اعلام نکردند سعی کردند این موضوع را مخفی کنند به جهت اینکه بریده بود هیچ نشستی برای وی ترتیب ندادند فقط دو یا سه کادر مشخص سازمان (مورد اعتماد مسعود رجوی) با مصطفی به طور مستقیم سر و کار داشتند
در فرقه رجوی، ما هم بیمار بودیم
من بیمار شدم آنهم بیماری عفونت سرخرگ آئورت قلب. دکترخودمان که بعدها در نشست های عملیات جاری معلوم شد که فقط سه ترم دانشجوی پزشکی بوده و با تدبیر سازمان دکتر خطاب میشده و میشود با درایت تشکیلاتی تشخیص داد که مبتلا به تمارض شده ام و برای فرار از کار و نشست و ….. به درد نداشته اذعان میکنم وهمین شد منشاء نشست و فحش و بد و بیراه به این حقیر که تصمیم گرفتم که برای خلاصی از این همه بپذیرم که مشکلی در کار نبوده و همان طور که سازمان میگوید باید با تمارض مقابله کنم ؛گذشت و بیماری چون واقعی بود رنجم میداد.
مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت اول
به هر حال تا زمانی که صدام حسین زنده بود و حکومت می کرد، مسایل مجاهدین با امروز فرق می کرد. امروز درها باز شده. مردم می توانند بروند داخل خاک عراق، حتی شما می توانید بروید. خانواده ها می توانند بروند. قبلاً خانواده ها فکر می کردند نمی توانند و فکر می کردند آنجا امن است. زمان صدام حسین به هر حال امنیت بیشتر بود. این همه جنگ و کشتار و ناامنی و اخباری که منتشر میشه، نبود. الان روزانه هزاران هزار ناامنی برای شهروندان عراقی است، اینها همه را من و شما و مردم می شنوند و نگران کسانی که آنجا ماندند و حتی خانواده های ما در آنجا، هستیم.
احمد جعفری بعد از ۲۱ سال موفق به فرار از اشرف شد
بعد از ظهر روز دوشنبه 20 دی 1389 (10 ژانویه 2011)، آقای احمد جعفری فرزند نادر از اهالی حاجی آباد بندرعباس بعد از 21 سال اسارت در فرقه رجوی موفق به فرار از پادگان نظامی اشرف در عراق شد. وی بلافاصله بعد از فرار موفقیت آمیز خود در جمع خانواده ها و سایر رهاشدگان مستقر در شهرک آزادی (مجاور پادگان اشرف) قرار گرفت و ساعت ها در دنیای آزاد با آنها به گفتگو پرداخت.