دیدار با تو بعد از سالها، تجربه ای متفاوت و دور از انتظار
امیدوارم خوب، سلامت و سرحال باشی. در آستانه محرم قرار داریم، محرم سال قبل برای من کاملاً متفاوت بود، سعادت زیارت در نجف و کربلا و البته دیدار استثنایی با تو بعد از سالها، تجربه ای متفاوت و دور از انتظار، شاید زیارت امامان مدفون در عراق برایم خیلی دور از دسترس نمی نمود ولی دیدار دوباره تو مسئله ای بود که دیگر حتی به آن فکر هم نمی کردم اما خواست خداوند مهربان چیز دیگری بود و در آن شرایط سخت و دشوار موفق به دیدار هم شدیم، اما گاهی آرزو می کنم ایکاش ندیده بودمت چون نبودنت، ندیدنت و… داشت به عادت تبدیل می شد اما بعد از ان دیدار ذهنم بسیار بسیار زیاد مشغول توست حتی بیش از زمان بودنت اما نمی دانم چه شد که ارتباطها قطع شد، ایمیل تو غیر فعال شده من از طریق سایت سازمان و سایت شهر اشرف سعی به برقراری ارتباط داشتم که جوابی نیامد
یک تصمیم شجاعانه
خانم فاطمه امیری در نامه ای که خطاب به برادرش آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف نوشته از او می خواهد تا تصمیم شجاعانه بگیرد و خود را از جهنم تشکیلات رجوی نجات دهد. او می نویسد:” می دانم که تو هم دل تنگ ما و ایران هستی. امیدوار باش و شجاع باش و شجاعانه تصمیم بگیر و خود را نجات بده. برادرم آنچه مهم است این است که به جز ماندن در آن جهنم (قرارگاه اشرف) هر تصمیمی بگیری مطمئنا بهترین تصمیم خواهد بود و این را هم می دانم که هر کس اقدام به جدایی از سازمان کند چه بلایی پیش روی اوست.” خانم امیری در نامه خویش با توجه به آگاهی و شناختی که از مناسبات غیر انسانی و غیر دموکراتیک قرارگاه اشرف در ملاقات با جداشدگان فرقه که به میهن بازگشته اند، به دست آورده است، روایتی تلخ و سیاه از مکانی (قرارگاه اشرف) که گویی نقطه ثقل همه زشتی های دنیاست را مطرح می کند
دریغ ها و آرزوها
خانواده آقای اکبر خسروی فرد مستقر در قرارگاه اشرف در نامه ای که برای وی نوشته اند از آرزوها و رویاهایشان و نیز دریغ ها و دغدغه هایشان سخن گفته اند و از اینکه بنا به اعمال محدودیت های غیراخلاقی از سوی دارو دسته رجوی طی سالیان دراز از دیدار و یا کوچکترین تماس با اکبر محروم مانده اند، شدیدا ناراحتی خویش را بیان می کنند. خانواده آقای اکبر خسروی با در هم ریختن قواعد نامتعارف و حاکم بر افکار زشت سردمداران فرقه تروریستی رجوی و بیان واقعیات زندگی خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنند نکات تکاندهنده ای را مطرح میکنند که آدمی را به تاملی ژرف فرو میبرد و نه تنها مخاطب را از دنیای واقعی دور نمیکند بلکه چشمانش را بر واقعیت هایی باز میکند که در شرایط حاکم بر قرارگاه اشرف و مناسبات تشکیلات رجوی شاید بیتوجه از کنارشان بگذرد.
پاسخ به لجن پراکنی سردمداران فرقه تروریست رجوی
پاسخ آقای رامین تبریزی در رابطه با نامه ای که به نام خواهرش خانم مهتاج تبریزی در سایت فرقه انتشار یافته، در واقع بیانگر نوع نگرش و دیدگاه ایشان و اعضای محترم خانواده اش نسبت به خط مشی تروریستی دارودسته رجوی و عملکرد ستیزه جویانه آن است که از زوایای گوناگون به نقد، و آنالیز استراتژی و ماهیت ضد میهنی و ضد مردمی فرقه می پردازد. ایشان با قرار دادن اندیشه و استنباطاتش درمتن و سیاق زمانه خود میکوشد دیدگاه و موضع خویش را در رابطه با تشکیلات رجوی، از نگاهی انتقادی شرح و بررسی کند
بازگشت به خانه
خانواده خانم مهتاج تبریزی که در قلعه اشرف بسر می برد اقدام به نوشتن و ارسال نامه هایی پر از مهر و محبت برای او نموده اند. تامل در نامه ها ی خواهران و برادران خانم مهتاج تبریزی ذهن آدمی را در رابطه با رویدادهای تلخ و ناگوار به خصوص پدیده شوم تروریسم و مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف برمی انگیزاند و پرسشهایی را در برابرما می نشاند. آن گاه که خانم شایسته یکی از خواهران مهربان خانم مهتاج تبریزی در نامه اش خطاب به وی اشاره دارد به اینکه” دنیا ارزشی ندارد برگرد به مملکت خودمان اینجا امن و امان است
در ستایش زندگی
نامه خانم نجیبه مجیدی به برادرش آقای نصرالله مجیدی فرد مستقر در قرارگاه اشرف که سالیان دراز است تحت سیطره دارودسته رجوی قرار دارد قسمت دوم از نامه ای ست که چندی پیش در افشای ماهیت غیر دموکراتیک و غیر انسانی تشکیلات تروریستی رجوی نوشته است. درونمایه نامه خانم نجیبه مجیدی اشاره به شرایط ناهنجار و موقعیت اسفبار برادرش در قرارگاه اشرف است که طی یک برنامه تلویزیونی او را وادار می کنند تا بدون رعایت معیارهای اخلاقی و خانوادگی مطالبی را به دروغ و بر علیه اعضای خانواده خویش بگوید.
فرصتی برای ادامه زندگی
نامه آقای رامین تبریزی به خواهرش خانم مهتاج تبریزی فرد مستقر در قرارگاه اشرف حاوی نکات تکان دهنده ای است که دنیای درون تشکیلاتی وبی ثبات و مشمئز کننده فرقه تروریستی رجوی را با صراحت مجسم می کند و نقد تند مناسباتی ست که زندگی خواهرش را طی پروسه سیستماتیک ازخودبیگانگی و مسخ هویت، به هم می ریزد و سرنوشتی تلخ و تراژیک را برای وی رقم می زند. در این سوی صحنه زندگی، برادری ست که تلخی زیست در دنیای درونی دارودسته تروریست رجوی را به خواهر قربانی و بیگناه خویش گوشزد می کند و سعی دارد او را از محیط، مناسبات و مرزهای محدود کننده خرد و تعقل آدمی که به قرارگاه اشرف موسوم است، برهاند.
قصه عشق و تنهائی
عشق و دوست داشتن توازن مطلق جسم و ذهن و روح است، شیوه برخورد و رفتار مطلوب با زندگی ست. دوست داشتن و عشق راز زندگی و بی آن دنیای روابط انسانی همچون قرارگاه اشرف سوت و کور و لش و بیروح است. خانم لیلا صمدی سالهای زیادی در انتظار بازسازی رویای فرو ریخته ای ست که سردمداران فرقه رجوی با تمامی اندیشه توتالیتر و ضد انسانی خویش در پژمردن رویاها و بلند پروازی های هر انسان عاشق و دلباخته تبحر و مهارت ویژه ای دارند.
افشای تحریفی آشکار، رسوائی دارودسته رجوی
چند روز پیش سردمداران فرقه رجوی به نام آقای نصرالله مجیدی مقاله ای را در سایت متعلق به خود منتشر کردند که مطالب مندرج در آن سراسر دروغ، کذب و عاری از حقیقت بود. در رابطه با محتوای مقاله مذکور خانم نجیبه مجیدی خواهر نصرالله جوابیه ای را جهت درج در سایت تحویل انجمن نجات ارومیه دادند که حاکی از چگونگی وارونه نمودن حقایق و واقعیات به وسیله سردمداران دارودسته رجوی است.
زمان از دست رفته، امیدهای فرا روی
آقای قادر رحمانی چند روزی ست که از جشن عروسی اش گذشته است. او بر خلاف سالهای اقامتش در قرارگاه اشرف به زندگی نگاه دیگری دارد.او هم اکنون در کنار اعضای خانواده و نیز همسرش روزهای خوشی را سپری می کند.آقای قادر رحمانی می گوید:”احساس می کند دوباره متولد شده است و سرشار از امید و احساس و عواطف انسانی است. زیرا در مدت طولانی هیجده سال اقامت در قرارگاه اشرف و سایر قرارگاههای مجاهدین در عراق رهبری و سران گروه رجوی جز” نفرت و خشم” مفاهیم دیگری را به او و سایر افراد مستقر در قرارگاه اشرف آموزش ندادند و آنچه که واقعیت داشت اینکه در تشکیلات رجوی ابراز عواطف خانوادگی جرم محسوب می شد و مفهوم”عشق و دوست داشتن گناهی نابخشودنی.”
جنگ روانی دارو دسته مجاهدین بر علیه خانواده ها
خانم زرین تاج دانشی مادر آقای نصرالله مجیدی (فرد تحت اسارت فرقه رجوی) با ارسال نامه به دفتر انجمن نجات ارومیه تقاضا کرد تا نامه ایشان را که مخاطب آن فرزند دلبندش می باشد و درددل مادری چشم انتظار با فرزند محبوبش می باشد و به مدت بیست و چهار سال از دیدن او و شنیدن صدایش محروم مانده بود، در سایت انجمن نجات انتشار یابد. و بدینگونه سرنوشت غم انگیز او و پسردور افتاده اش پند و عبرت برای کسانی گردد که کانون گرم خانواده را به آسانی مبدل به چراگاهی برای روباه صفتان و کج اندیشان نکنند.
افشای ماهیت واقعی سردمداران تروریست فرقه رجوی
آقای اژدر نوقربانی و ولی الله قربانیان در مورخه 4/6/1385 ضمن مراجعه به دفتر انجمن نجات ارومیه نسبت به مهملات و دروغپردازی که در برنامه پرونده از تلویزیون وابسته به فرقه رجوی چند روز پیش پخش گردید اعتراض و نامه ای که حاوی حقایقی در رابطه با افشای دروغ پردازی و لجن پراکنی سردمداران فرقه رجوی در مورد آنان بود را جهت درج در سایت انجمن نجات و قضاوت وجدان های بیدار و مخاطبان آگاه ایرانی در اقصی نقاط جهان تحویل مسئول انجمن نجات شاخه آذربایجان غربی نمودند. آنان از اینکه مسئولین برنامه به اصطلاح پرونده بیشرمانه مطالبی سراسر کذب را با شانتاژ و ترفند بر علیه خانواده های عضو و فعالان میهن پرست و دلسوز انجمن نجات مطرح می کنند، ابراز انزجار نمودند