چهارشنبه, ۳۱ تیر , ۱۴۰۵
نامه سرگشاده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ۲ 13 دی 1385

نامه سرگشاده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ۲

پیام دیگری به” ملت ایران، به رئیس جمهور برگزیده مقاومت و اشرف قهرمان” به تاریخ 3 دی 1385 داده بودید که در پایگاه اینترنتی” همبستگی ملی” به تاریخ دوشنبه 4 دی 1385 درج گردیده بود. این پیام را با دقت تمام خوانده و در خصوص آن فکر کردم. بهر حال پیام شما بعد از سه سال و نیم که هیچ پیامی نداده بودید و از صحنه سیاسی سازمان غایب بودید، علی الخصوص در موقعیت بحرانی فعلی، قطعا خواندنی است. پیام نسبتا طولانی شما در ذهن من سؤالات و ابهاماتی را برانگیخت که میخواهم در این نامه جسارتا به آنها پرداخته و همچنین نظرات خود را بیان نمایم و تقاضا کنم تا در پیام های بعدی خود این مسائل را نیز لحاظ نموده و حداقل بخشی از ابهامات مطرح شده در این نامه را پاسخ دهید.

بازتاب سفر هیات انجمن نجات به فرانسه 13 دی 1385

بازتاب سفر هیات انجمن نجات به فرانسه

علی مرادی، ایرانی 47 ساله ای است که به مدت 15 سال در سازمان مجاهدین بو ده است. از تجربیات تلخ خود در این سازمان می گوید. چطور شد که به این سازمان ملحق شدید؟ نه سال تمام در زندان های صدام به سر بردم. تصورش را هم نمی توانید بکنید که چه بر سرم آوردند. من با درجه گروهبانی در جنگ ایران و عراق انجام وظیفه می کردم که به اسارت نیروهای عراقی در آمدم. مجاهدین شبکه ای تلویزیونی داشتند که برنامه هایش در زندان پخش می شد. مرتب در گوشم می خواندند که اگر به ما ملحق شوی، ظرف دو ماه تو را به اروپا می فرستیم. جنگ تمام شده بود اما دوران اسارت من به پایان نرسیده بود. این بود که بالاخره تسلیم شدم. با توجه به این که شرایط زندگی در زندان بسیار دشوار بود، با سر و جان نزدشان رفتم.

نامه ای انتقادی به ابراهیم خدابنده و پاسخ به آن 09 دی 1385

نامه ای انتقادی به ابراهیم خدابنده و پاسخ به آن

من سؤالی داشتم از شما. آیا شما در برابر تروریست بودن سازمان باید به عوامل حکومتی پناه بیاورید؟ شما که آبرو و اعتبار دارید چرا باید از عوامل حکومتی کمک بخواهید؟ آیا علم شما به این موضوع کم است که میدانم کم نیست. بنابراین کمی دقت کنید و اگر هم میشود یک توضیحی به من بدهید شاید من دارم اشتباه میکنم؛ و بدانید که من هم از زخم خوردگان این فرقه هستم اما هیچ وقت به حکومت بدتر از ترور خمینی رو نیاوردم و شرافتمندانه به گوشه ای رفتم و اگر حرفی هم زدم علیه سازمان از بلندگوی خودم زدم نه از بلندگوی وزارت اطلاعات. با احترام امید. منتظر جواب.

دلسوزی های روبه صفتانه 09 دی 1385

دلسوزی های روبه صفتانه

NULL

نقد مناسبات فاشیستی فرقه تروریستی رجوی 09 دی 1385

نقد مناسبات فاشیستی فرقه تروریستی رجوی

چهار تن از رهاشدگان فرقه تروریستی رجوی به نام های خانم مرضیه قرصی و آقایان قادر رحمانی، سعید باقری دربندی و ناصر سید بابائی که اخیرا به میهن بازگشته اند بنا به دعوت انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی طی نشستی مشترک با مسئول انجمن نجات آذربایجان غربی به واکاوی و بررسی ماهیت فاشیستی و ستیزه جویانه دارودسته رجوی پرداختند.

نامه دوم آقای قشقاوی و پاسخ دکتر بنی صدر 09 دی 1385

نامه دوم آقای قشقاوی و پاسخ دکتر بنی صدر

پاسخ نامه شما را به دقت خواندم از آنجایی که این نامه و نامه های شما برای من بعنوان یک فرد جداشده از فرقه بسیار کمک کننده است، تلاش می کنم تا چند بار آن را بخوانم. این پاسخ شما از زاوایای مختلف برای من کمک کننده بود. اما نکاتی را در این نامه دیدم که مرا به خود بیشتر مشغول کرد. در این نامه تلاش میکنم برای تفاهم در کنش واکنش مکاتبه ای و برای روشن شدن بیشتر موضوعات مطرح شده، نمونه هایی از آن را در زیر بیاورم.

نامه ی سرگشاده به مسعود رجوی 06 دی 1385

نامه ی سرگشاده به مسعود رجوی

نمی دانم من را بجا می آورید یا نه. معمولا اربابان قدرت حافظه ی درستی در بیاد آوردن قربانیان خود ندارند. اصولا برای همین بود که به ما قرص و نارنجک می دادید تا بیاد آورده نشویم. پیام دوم شما را خواندم و احساس کردم لازم است این نکات را بدانید و با خود مرور کنید. بلکه در این نقطه شما تکانی بخورید و بچه های مردم از شر این شجره ی خبیثه و زندانی که که برایشان ساخته اید خلاصی یابند. گرچه با شخص شما سر هیچگونه سازشی ندارم.

نامه ابراهیم خدابنده به آقای ابوالحسن فولادوند 06 دی 1385

نامه ابراهیم خدابنده به آقای ابوالحسن فولادوند

مقاله تان را که در سایت اینترنتی”ایران افشاگر” تحت عنوان”مبارک باد دژخیم…!!” درج شده بود مطالعه کردم. در این مقاله در خصوص ازدواج آقای کامبیز باقرزاده اشاره فرموده بودید که:” هرچه فکر کردم که چه ربطی بین شاه داماد! انبیاء! و فرقه! وجود دارد، راستش سر در نیاوردم…” در خصوص سؤال مطروحه البته خودتان در ادامه مقاله تلاش کرده بودید تا پاسخی بیابید ولی از آنجا که احساس کردم اگر جسارت نباشد قدری به بیراهه رفته اید وظیفه خود دیدم که در این رابطه آنچه را که به نظرم میرسد به اطلاعتان برسانم

فیلم حرفه‌ای تلویزیون بلژیک و رسوایی سناتورها 05 دی 1385

فیلم حرفه‌ای تلویزیون بلژیک و رسوایی سناتورها

پس از دیدار عجیب گروهی از سناتورهای بلژیک با مریم رجوی، بانوی ترور ایران و شماری دیگر از اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق، تلویزیون «RTBF» بلژیک در اقدامی حرفه‌ای، فیلمی را در بخش خبر خود نمایش داد. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، این گزارش به مصاحبه اعضای جدا شده از مجاهدین خلق اختصاص دارد. خبرنگار این شبکه در سفر به ایران با برخی از جداشده های سازمان مجاهدین خلق مصاحبه‌های انجام داده و گزارش آن را در شبکه مزبور پخش نمود.

تعرض سازمان یافته به پناهندگان مستقر در تیپف 05 دی 1385

تعرض سازمان یافته به پناهندگان مستقر در تیپف

دو تن دیگر از نمایندگان پناهندگان توسط نیروهاى آمریکایی دستگیر شدند دولت هاى سوئد، فرانسه و ایرلند از پذیرش پناهندگان تیپف امتناع میکنند براساس خبرهاى دریافتی توسط دبیرخانه فدراسیون سراسرى پناهندگان ایرانی تعدادى از دولتهای اروپایى از پذیرش سهمیه هاى اعطایی توسط کمیساریای پناهندگان سازمان ملل امتناع کرده و حاضر به انتقال تعدادى از پناهندگان مستر در تپف عراق نشده اند. دولتهاى سوئد، فرانسه و ایرلند با دلایل مشابهى با اشاره به اینکه اتحادیه اروپا سازمان مجاهدین خلق را جزو سازمانهای تروریست شناخته از پذیرش اعضای سابق این سازمان در تیپف عراق سرباز میزنند.

اطلاعیه انجمن فلق 05 دی 1385

اطلاعیه انجمن فلق

« تعدادى از دولتهای اروپایى از پذیرش سهمیه هاى اعطایی توسط کمیساریای پناهندگان سازمان ملل امتناع کرده و حاضر به انتقال تعدادى از پناهندگان مستقر در تپف عراق نشده اند. دولتهاى سوئد، فرانسه و ایرلند با دلایل مشابهى با اشاره به اینکه اتحادیه اروپا سازمان مجاهدین خلق را جزو سازمانهای تروریست شناخته از پذیرش اعضای سابق این سازمان در تیپف عراق سرباز میزنند»

موج مرده 05 دی 1385

موج مرده

وقتی بر جنازه ای نگاه می کنی که بر دریای مواج و متلاطم غرق شده و امواج دریا آن را به هر سو می کشاند دیگر فرقی ندارد که آن جنازه به ساحل برسد یا در دریا سرگردان باشد و یا خوراک کوسه ماهی ها شود، چون اساسا دیگر حیاتی وجود ندارد که دل مشغولی نجات یا حتی دغدغه هر ثانیه و هر لحظه باشد. پیش از مردن شاید دست و پا زدن در آب با امید رسیدن به ساحل یا حداقل یافتن تخته پاره ای برای رهائی از مرگ آخرین امید باشد اما زمانی که آخرین رشته حیات نیز گسسته شود دیگر هیچ چیز مهم نیست و حیات و ممات یکسان است، سکوت، سکون، نیسان.

blank
blank
blank