چهارشنبه, ۶ آبان , ۱۴۰۵
اشرف: شهر، پادگان یا زندان – قسمت اول 09 خرداد 1388

اشرف: شهر، پادگان یا زندان – قسمت اول

آنان که خود در اشرف بودند یا حتی گذری کوتاه به آنجا داشته اند خوب می دانند آنچه که اشرف بیشتر به آن شباهت دارد یک اردوگاه کار اجباری و یا زندان اسرای جنگی است، تا شهر. برای شناخت بیشتر این مکان مجهول الهویه!! با جمعی از جدا شدگان فرقه تروریستی رجوی استان مازندران که سالیان طولانی در اشرف مقر اصلی رجوی در عراق بودند به بررسی و کم و کیف مناسبات این مکان می پردازیم تا برای همگان روشن شود که اشرف چگونه جایی است، شهر، پادگان یا زندان!!!؟

به امید رهایی فرزندمان از چنگال رجوی 22 اردیبهشت 1388

به امید رهایی فرزندمان از چنگال رجوی

صدای ضعیف پدر پیر در گوشی تلفن برایم قابل تشخیص نبود، اندکی بعد متوجه صدای آقای قدرت اله شعبانی پدر اسیر فرقه، عین اله شعبانی شدم. وقتی جویای احوال شدیم بغض آلود به یک باره آهی از ته دل کشید و گفت خدا لعنت کند رجوی را، چشم انتظاری تا کی؟…کی فرزندمان از چنگال رجوی خارج می شوند؟و سپس ادامه داد داستان زندگی ما نیز چون زندگی یعقوب پیامبر شده است.من و همسرم فقط نگاه به درب داریم تا شاید خبری از او شود!!!

بازدید هیئت خبری جمهوری چک از انجمن نجات 16 اردیبهشت 1388

بازدید هیئت خبری جمهوری چک از انجمن نجات

یک هیئت 10 نفره از خبرنگاران جمهوری چک روز گذشته از انجمن نجات بازدید و به تهیه گزارش از مسئولین انجمن نجات پرداخت. اعضای این هیئت ضمن تاکید برفرقه بودن گروه رجوی تصریح کردند مقامات اروپایی بخوبی از ماهیت سران این فرقه با خبرند و این گروه چهره ی منفوری در همه ی جهان دارد. مسئولین انجمن نجات آنگاه به سئوالات اعضای گروه خبری پاسخ دادند و درخواست کردند اتحادیه اروپا از تصمیمات دولت عراق در خصوص این فرقه حمایت نماید.

سران مجاهدین از انسانیت بویی نبرده اند 09 اردیبهشت 1388

سران مجاهدین از انسانیت بویی نبرده اند

من زمانی که اینها می گویند ما برای آزادی می جنگیم تعجب می کنم. همان جا از سران سازمان سئوال کردم که شما برای چه هدفی در عراق هستید؟ جواب دادند برای آزادی. به آنها گفتم کدام آزادی مگر برادر من درپادگان شما آزاد است برادر من که معنی ومفهوم آزادی را نمی فهمد بحث کردن با سران سازمان بی نتیجه بود یعنی می خواهم بگویم سران سازمان از انسانیت بویی نبردند به آنها گفتم شما هیچ وقت وهیچ زمانی به هدفتان نمی رسید.

محکومیت کشتار زائران ایرانی در عراق 08 اردیبهشت 1388

محکومیت کشتار زائران ایرانی در عراق

خانواده های چشم انتظار مرتبط با انجمن نجات گیلان ضمن محکوم کردن چنین اعمال تروریستی و تسلیت به خانواده ها و قربانیان ترور کور، در تعجب بودند که چرا سران مجاهدین اعضای غافل خود را به جشن و پایکوبی در پادگان اشرف فرا خواندند و چه منافعی را دنبال میکنند و از این بابت بسیار نگران سوء استفاده ضد انسانی فرقه رجوی از اعضای دربند بودند.

مصاحبه با اقای داود حیدری عضو سابق مجاهدین 08 اردیبهشت 1388

مصاحبه با اقای داود حیدری عضو سابق مجاهدین

از وقتیکه در زندان فکری و ذهنی سازمان قرار گرفتیم دیگر از همه جا و همه کس بی خبر بودیم و در زمانهای مختلف از خدا می خواستیم که یک همشهری و یا هم وطنی که از اوضاع احوالات جدید ایران خبری داشته باشد نزد ما بیاید به هرحال به خواست خداوند متعال در سال 82 بود که دیوارهای دروغ و ریا کاری سازمان در هم فرو ریخت و دستشان برای ما رو شد و خانواده ها از طریق انجمن نجات به دیدن ما امدند.

درخواست خانواده نوری از نماینده محترم صلیب سرخ 07 اردیبهشت 1388

درخواست خانواده نوری از نماینده محترم صلیب سرخ

با توجه به آخرین دیدار که برای بارسوم برادرش با وی داشت متوجه این موضوع شدیم که حمیدرضا شستشوی مغزی شدید شده و به خاطر اسارت روحی وروانی که درآنجا دارد درمحل ملاقاتها ازگفتن واقعیت ترس دارد وعقیده داریم اگرملاقاتها به محل دیگری وبا آزادی کامل صورت بگیرد نتیجه مثبتی حاصل گردد. اینک صمیمانه ازآن مقام محترم درخواست داریم ترتیبی اتخاذ فرمایید تا درمکانی بیرون ازقرارگاه اشرف ملاقاتهایی با وی انجام پذیرد

blank 07 اردیبهشت 1388

در خواست خانواده محمد بهاری از مسئول جستجوی صلیب سرخ

پدر و برادر آقای محمد بهاری در دیداری که با مقامات محترم صلیب سرخ آقایان آندریاس و بروس جان گراهام در دفتر انجمن نجات ارومیه داشتند نامه و مدارکی را تحویل دادند که دال بر حضور آقای بهاری در قرارگاه اشرف بود واز مقامات کمیته بین المللی صلیب سرخ تقاضا کردند تا نسبت به روشن شدن وضعیت فرزندشان اقدام نمایند.

نامه ای به علی کاکی عضو سابق شورای مرکزی مجاهدین 07 اردیبهشت 1388

نامه ای به علی کاکی عضو سابق شورای مرکزی مجاهدین

تو در طی این سالیان ودر اوج خفقانی که رجوی در سازمان ایجاد کرده بود با ترانه وآهنگ هایت شور وشادی وبذر امید می پاشیدی و همه را به سفری که در پیش است نوید می دادی و بی دلیل نبود که رجوی علیرغم تمامی اظهار وعلاقه های ظاهریش از توکینه بدل گرفت و به مدت یکسال به زعم خودش خواست صدای گرم وزیبایت را خفه کند تا شورونشاط وشادی نباشد وسفری را که درراه بود را به تاخیر بیندازد.

در تبلیغات خانواده! در ملاقات مزدوران! – قسمت سوم 09 فروردین 1388

در تبلیغات خانواده! در ملاقات مزدوران! – قسمت سوم

همانطوری که رجوی در 7 بهمن 87 خودش گفته بود و خط کلی را به نفرات داده بود و برای فشارهای سیاسی به دولت عراق و جلب توجه مجامع بین المللی دست به اعتصاب غذای نامحدود و یا حتی خودسوزی جمعی بزنند، ولی به نظرم این شیوه دیگر هم در دنیا سوخته و لو رفته است و جواب نخواهند داشت مثلا در جریان دستگیری مریم آنها تعداد ی افراد بی گناه را به آتش کشیدند و قصد داشتند این عمل شنیع را ادامه دهند ولی بازتاب منفی آن در افکار عمومی کشورهای اروپایی و… باعث شد که از ادامه کار جلوگیری کنند

در تبلیغات خانواده! در ملاقات مزدوران! – قسمت دوم 28 اسفند 1387

در تبلیغات خانواده! در ملاقات مزدوران! – قسمت دوم

سال هاست که افکار فرقه ای پیاده شده رجوی در اشرف باعث شده است که آنان کلیه مناسبات خانوادگی را برای همیشه قطع کنند بعنوان نمونه د ر سال 1369 تاکنون هیچ فرزندی در سازمان متولد نشده است و هرگونه پیوند عاطفی و خانوادگی در مناسبات به منزله خوره تشکیلاتی و ایدئولوژیک هر فرد با رهبری خاص الخاص است. حالا باید از مریم و مسعود رجوی پرسید شما که به این صراحت در پیام ایدئولوژیکی تان به رزمندگان اشرف بالکل خانواده را نفی می کنید چطور امروز برای دستیابی به منافع فرقه ای و یا دفع تاثیرات مراجعات هیئت های خانوادگی به درب اشرف سینه چاک ملاقات اسیران در بند خود با خانواده می شوید؟!!..

در تبلیغات خانواده! در ملاقات مزدوران! 26 اسفند 1387

در تبلیغات خانواده! در ملاقات مزدوران!

مسئوولین فرقه که خوب می دانستند بر اساس ضوابط جدید اعلام شده دولت عراق برای تعیین تکلیف نهایی آنان، ورود و خروج افراد متفرقه به داخل قرارگاه ممنوع می باشد، با کشاندن تعدادی از خانواده ها به درب قرارگاه خواهان ملاقات در درون قرارگاه شدند و با هماهنگی و آنتنی کردن آن از طریق صدای آمریکا در صدد فریب بیشتر افکار عمومی و خانواده شدند

blank
blank
blank